assumes
assumes - فرض می کند
N/A - N/A
UK :
US :
پذیرفتن حقیقت بودن چیزی بدون سوال یا دلیل
تظاهر به داشتن نام دیگری یا کسی بودن که نیستید، یا ابراز احساسات نادرست
to take or begin to have responsibility or control sometimes without the right to do so or to begin to have a characteristic
به عهده گرفتن یا شروع به داشتن مسئولیت یا کنترل، گاهی اوقات بدون حق انجام آن، یا شروع به داشتن یک ویژگی
پذیرفتن چیزی به عنوان حقیقت بدون سوال یا دلیل
وانمود کردن به کسی که نیستید، یا ابراز احساسات نادرست
به دست گرفتن کنترل یا ادعای قدرت، گاهی اوقات بدون داشتن حق انجام این کار
اگر مسئولیت چیزی را بپذیرید، مسئول آن می شوید.
شروع به کنترل کردن چیزی
پذیرفتن حقیقت بودن چیزی بدون اطمینان از آن
بر اساس یک ایده خاص باشد
ما نباید گناه مظنونان را بپذیریم.
من فرض کردم (که) شما همدیگر را میشناسید چون به یک مدرسه میرفتید.
بیایید فرض کنیم که آنها می آیند و بر این اساس برنامه ریزی می کنند.
ما نمیتوانیم مظنونان را تنها به این دلیل مجرم فرض کنیم که تصمیم گرفتهاند سکوت کنند.
او که به شهر دیگری نقل مکان کرد، نامی جعلی به خود گرفت.
او نگاه بی تفاوتی به خود گرفت اما من می دانستم چه احساسی دارد.
در جریان تحقیقات، دو کارآگاه هویت عتیقه فروشان را به عهده گرفتند.
او احتمالاً فصل آینده کاپیتان تیم را بر عهده خواهد گرفت.
من نمی خواستم خطر تلاش برای تعمیر ماشین را خودم بپذیرم.
رئیس جمهور جدید ساعت 24 امشب سمت خود را آغاز می کند.
موضوع ابعاد سیاسی قابل توجهی به خود گرفته است (= به یک مشکل سیاسی بزرگ تبدیل شده است).
تروریست ها کنترل هواپیما را به دست گرفتند و آن را مجبور به فرود در صحرا کردند.
اگر وسایل خود را اینجا بگذارید، ما نمی توانیم مسئولیت اتفاقاتی که برای آنها می افتد بپذیریم.
ما نمی توانیم فرض کنیم (که) او بی گناه است فقط به این دلیل که می گوید او بی گناه است.
من حدس زدم (که) هیچ کس در خانه نیست زیرا ماشین در خیابان نبود.
جیم ظاهری بی تفاوت به خود گرفت.
رئیس جمهور جدید در ژانویه کار خود را آغاز می کند.
اروپا نقش رهبری را در پیشگیری از بحران های جهانی آینده بر عهده گرفته است.
FSA گفت وقتی مسئولیت تنظیم فروش وام مسکن را به عهده گرفت، وام مسکن تحت تأثیر قرار نمی گیرد.
The FSA said mortgages would not be affected when it assumed responsibility for the regulation of mortgage sales.
گروه روزنامه علاوه بر پرداخت 3 میلیارد دلار نقد، 600 میلیون دلار از بدهی شرکت را نیز تقبل خواهد کرد.
In addition to paying $3 billion in cash the newspaper group will assume $600 million of the company’s debt.
ما رشد 6 درصدی در فروش را فرض می کنیم.
به جرات می توان حدس زد که با این محصول از رقبا جلوتر هستیم.
با فرض اینکه همه چیز خوب پیش برود، انتظار می رود پروژه چقدر طول بکشد؟
این ارقام فرض می کنند که تورم بیش از 2 درصد افزایش نخواهد یافت.
presumes
فرض می کند
supposes
حدس می زند
guesses
تصور می کند
imagines
حدس ها
conjectures
فرضیه ها
surmises
مظنونین
suspects
می پذیرد
accepts
معتقد است
believes
انتظار دارد
expects
استنباط می کند
infers
فکر می کند
presupposes
فانتزی
thinks
نتیجه می گیرد
fancies
در نظر می گیرد
concludes
به نظر می رسد
considers
برآوردها
deduces
ارقام
deems
فرضیه های انگلستان
estimates
فرضیه ایالات متحده
figures
مطرح می کند
hypothesisesUK
محمولات
hypothesizesUS
محل
posits
دلایل
predicates
حساب می کند
premises
می گوید
reasons
می فهمد
reckons
جرات می کند
says
پیدا می کند
understands
daresays
finds
knows
می داند
comprehends
درک می کند
recognisesUK
انگلستان را به رسمیت می شناسد
recognizesUS
ایالات متحده را به رسمیت می شناسد
understands
می فهمد
gets
می شود
grasps
می گیرد
realisesUK
متوجه انگلستان می شود
realizesUS
متوجه آمریکا می شود
learns
یاد می گیرد
perceives
می بیند
sees
حامله می شود
conceives
groks
groks
می شناسد
cognizes
تشخیص می دهد
discerns
حواس
senses
آگاه است
آگاه هستند
دانش دارد
