bloc
bloc - توده
noun - اسم
UK :
US :
گروه بزرگی از مردم یا کشورها با اهداف سیاسی یکسان که با هم کار می کنند
a group of countries, usually with the same economic system who have an official trading agreement with each other
گروهی از کشورها، معمولا با یک سیستم اقتصادی، که با یکدیگر قرارداد تجاری رسمی دارند
گروهی از کشورها یا افرادی که برای یک هدف سیاسی خاص با هم متحد شده اند
گروهی از کشورها یا افرادی که منافع سیاسی مشابهی دارند
گروهی از کشورها یا افرادی که اهداف مشابهی دارند و برای دستیابی به آنها با یکدیگر همکاری می کنند
a group of countries who share the same economic and financial aims, and who do business with each other with reduced taxes
گروهی از کشورها که اهداف اقتصادی و مالی یکسانی دارند و با کاهش مالیات با یکدیگر تجارت می کنند
a currency bloc
آ بلوک ارزی
و البته ما باید دوستی را با همه بلوک ها حفظ کنیم.
Yet that is precisely the aim of the substantial anti-environment bloc Republicans have assembled in Congress.
با این حال، این دقیقاً هدف بلوک قابل توجه ضد محیط زیستی جمهوری خواهان است که در کنگره گرد هم آمده اند.
Formation of regional party bloc Five regional autonomy parties moved towards forming a political bloc under the leadership of the Lombardy League.
تشکیل بلوک احزاب منطقه ای پنج حزب خودمختار منطقه ای به سمت تشکیل یک بلوک سیاسی تحت رهبری اتحادیه لومباردی حرکت کردند.
The government sold a controlling 35 percent bloc of shares to a group led by Telefonica de Espana in March 1994.
دولت در مارس 1994 بلوک 35 درصدی سهام را به گروهی به رهبری Telefonica de Espana فروخت.
Yet racial national and religious power blocs have always been integral to how power is wielded in this nation.
با این حال، بلوکهای قدرت نژادی، ملی و مذهبی همیشه در نحوه اعمال قدرت در این ملت نقش مهمی دارند.
But in class terms it marked a split within the ruling bloc, not the totalizing rupture from without that repealers claimed.
اما از نظر طبقاتی، این یک انشعاب در درون بلوک حاکم بود، نه گسست کامل از بیرون که لغو کنندگان ادعا می کردند.
و بیشتر پولی که وارد می شد با هزینه های واردات به بلوک جبران شد.
Regional trade blocs Rather than act independently, many developing countries have tried to increase their competitiveness by forming regional trade blocs.
بلوکهای تجاری منطقهای، بسیاری از کشورهای در حال توسعه بهجای اقدام مستقل، سعی کردهاند با تشکیل بلوکهای تجاری منطقهای، رقابتپذیری خود را افزایش دهند.
Eastern bloc countries
کشورهای بلوک شرق
بلوک محکمی از اعضا از این تصمیم حمایت کردند.
تنش های فزاینده ای در داخل بلوک تجاری وجود داشته است.
اتحادیه اروپا یک بلوک تجاری/تجاری قدرتمند است.
کشورهای بلوک شرق/کمونیست سابق
یک بلوک رای قدرتمند
سران کشورهای اتحادیه اروپا در نشست 9 مارس بر سر اهداف زیست محیطی این اتحادیه به توافق رسیدند.
آنها مایلند اروپا و آمریکای شمالی را به یک بلوک تجاری واحد تبدیل کنند.
ائتلاف
لیگ
اتحاد. اتصال
اتحاد
confederation
کنفدراسیون
federation
فدراسیون
axis
محور
faction
فرقه
حلقه
اتحادیه
بدن
گروه
شراکت
مسدود کردن
ترکیب کردن
مهمانی - جشن
syndicate
سندیکا
cabal
کابال
اردوگاه
ترکیبی
concordat
کنکوردات
confederacy
طرفدار
entente
گروه بندی
grouping
لابی
lobby
تنظیم
sect
سمت
بال
دسته
caucus
clique
توافق
conformity
مطابقت
entirety
تمامیت
شخصی
صلح
جمع
unity
وحدت
کل
