grill
grill - کباب
noun - اسم
UK :
US :
if you grill something or if it grills, you cook it by putting it on a flat metal frame with bars across it above or below strong direct heat
اگر چیزی را کباب میکنید، یا اگر آن را کباب میکنید، آن را با قرار دادن آن روی یک قاب فلزی مسطح با میلههایی در سرتاسر آن، بالا یا زیر حرارت مستقیم قوی میپزید.
پرسیدن سوالات زیاد از کسی در مورد چیزی
قسمتی از اجاق گاز که در آن حرارت شدید از بالا غذا را در قفسه فلزی زیر آن می پزد
یک قاب صاف با میله های فلزی در سراسر آن که می توان آن را روی آتش قرار داد تا غذا روی آن پخته شود
جایی که می توانید غذای کبابی بخرید و بخورید
a grille
یک توری
the surface in a cooker that can be heated to very high temperatures and under which you put food to be cooked
سطحی در اجاق گاز که می توان آن را تا دمای بسیار بالا گرم کرد و زیر آن غذا را برای پختن قرار می دهید
چارچوبی از میله های فلزی روی آتش که می توان روی آن غذا قرار داد تا پخته شود
یک رستوران غیررسمی که غذاهای کبابی مانند همبرگر، استیک و مرغ می فروشد
پختن غذا روی آتش یا ذغال داغ، معمولاً روی یک قاب فلزی
پختن چیزی در زیر یک سطح بسیار داغ در اجاق گاز
پرسیدن سوالات زیاد از کسی برای مدت طولانی
پختن چیزی روی قاب میله های فلزی، معمولاً روی آتش گاز یا زغال سنگ
چارچوبی از میله های فلزی که روی آن غذا روی آتش پخته می شود
I grilled a man called George Evans, the managing director of their operations here on the Continent.
من مردی به نام جورج ایوانز، مدیر عامل عملیات آنها در اینجا در قاره را کباب کردم.
معلم هیلدا به او تعجب کرد که چرا او این همه کلاس را از دست داده است.
ماکسین شروع به کباب کردن من کرد که چرا زمان زیادی را تنها می گذرانم.
بچرخانید و از طرف دیگر به مدت 3 تا 5 دقیقه گریل کنید.
مرغ را روی شعله باز کباب می کنند.
سپس اسمیت را کباب کرد که چگونه کبودی و آسیب دنده را دریافت کرده است.
من در سالن ایستادم و به زمانی که مصاحبهکنندهها نامزد بعدی را کباب میکردند، گوش دادم.
استیک ها را در آب خود سرخ کنید یا کبابی کنید تا کاملا پخته و طلایی شوند. 2.
به طور خلاصه، ما باید از کباب کردن آنها با سؤالات کوچک دست برداریم.
وقتی دیگه طاقت ندارم ماهی میگیرم و کبابی میکنم.
برایشان چیزهایی کباب کردیم و بال سرخ کردیم.
آن را به مدت دو دقیقه زیر یک گریل داغ قرار دهید تا قهوه ای شود.
پس از درخشش ذغال، غذا را روی گریل قرار دهید و مرتباً آن را بچرخانید.
بار و گریل هری
خرد شده ها را در تابه گریل قرار دهید و زیر گریل قرار دهید.
گریل را از قبل در حد متوسط گرم کنید.
پدر در حیاط پشتی داشت مرغ کباب می کرد.
من بیکن را کبابی می کنم تا اینکه سرخ کنم.
پس از دو روز کباب شدن توسط پلیس، جانسون اعتراف نامه ای را امضا کرد.
پدر و مادرش او را در مورد جایی که او بوده است، کباب می کردند.
ما دوست داریم بیرون کباب کنیم و در تابستان در ایوان پشتی غذا بخوریم.
پس از هشت ساعت کباب شدن توسط پلیس، جانسون اعتراف نامه ای را امضا کرد.
sear
سر زدن
roast
کباب
پختن
barbecue
باربیکیو
کبابی
broil
نان تست
toast
سرخ کردن
fry
آواز خواندن
singe
ترد
crisp
رنگ قهوه ای
سوختن
حرارت
جوشیدن
simmer
زغال سنگ
charbroil
جوجه گردان
rotisserie
گریل
chargrill
شعله
توری
barbeque
پنفری
BBQ
تفت دادن
griddle
باربی
panfry
زغال چوبی
saute
ترد کردن
barbie
زغال چوب
charcoal
روی یک گودال روباز بپزید
crisp up
بپز
charcoal-broil
شلاق زدن
whip up
boil
پاسخ
پاسخ دادن
گوش بده
فرا گرفتن
پیدا کردن
چشم پوشی
بی توجهی
neglect
توضیح
retort
بگو
اظهار نظر
گفتن
remark
برگشت
واکنش نشان دهند
پیگیری
جواب بده
بازخورد
صحبت کردن
به عقب شلیک کنید
feedback
پشت صحبت
برگرد
برگشتن به
برگرد با
