hardware
hardware - سخت افزار
noun - اسم
UK :
US :
ماشین آلات و تجهیزات کامپیوتری، برخلاف برنامه هایی که کامپیوترها را کار می کنند
تجهیزات و ابزار خانه و باغ شما
ماشین آلات و تجهیزاتی که برای انجام کاری لازم است
تجهیزات کامپیوتری به جای برنامه هایی که باعث کارکرد آن می شوند
تجهیزات و ابزار برای خانه ها و باغ ها
ماشین آلات و تجهیزات مورد نیاز برای انجام کاری
بخش های فیزیکی و الکترونیکی یک کامپیوتر، به جای دستورالعمل هایی که از آن پیروی می کند
metal tools, materials, and equipment used in a house or a garden such as hammers, nails, and screws
ابزار، مواد و تجهیزات فلزی مورد استفاده در خانه یا باغ مانند چکش، میخ و پیچ
تجهیزات، به خصوص اگر برای استفاده نظامی یا سنگین باشد
اشیاء فلزی، مواد و تجهیزات، مانند ابزار
the physical and electronic parts of a computer or other piece of equipment rather than its software
بخش های فیزیکی و الکترونیکی یک کامپیوتر یا سایر تجهیزات، به جای نرم افزار آن
ابزار، مواد و تجهیزات فلزی مانند چکش و میخ
تجهیزات مخصوصاً برای مصارف صنعتی یا نظامی
ارتقاء سطح بالاتر نیازمند تغییر سخت افزار است که از طریق برنامه تعویض ماژول انجام می شود.
علاوه بر این، همه دستگاه های دسترسی نیازی به سخت افزار ندارند.
این شرکت میلیون ها دلار را برای جایگزینی سخت افزار کامپیوتر قدیمی هزینه کرده است.
Until now the company has only licensed the technology for use in other firms' hardware and software.
تا به حال، این شرکت تنها مجوز استفاده از این فناوری را در سخت افزار و نرم افزار شرکت های دیگر صادر کرده است.
These internal hardware additions are of course very machine-dependent, and those available vary considerably from manufacturer to manufacturer.
البته این سخت افزارهای داخلی بسیار وابسته به ماشین هستند و موارد موجود از سازنده ای به سازنده دیگر بسیار متفاوت است.
It has begun publishing an annual report providing for the first time a rough indication of how much military hardware Britain exports.
این کشور شروع به انتشار گزارش سالانه ای کرده است که برای اولین بار نشانی تقریبی از میزان صادرات سخت افزار نظامی بریتانیا ارائه می دهد.
It is not always easy to separate hardware and software and this fact has been demonstrated on several occasions in the courts.
جدا کردن سخت افزار و نرم افزار همیشه آسان نیست و این واقعیت در موارد متعددی در دادگاه ها ثابت شده است.
A final requirement is switching hardware and software to move huge amounts of data effortlessly over such a complex network.
آخرین نیاز، تعویض سخت افزار و نرم افزار برای انتقال حجم عظیمی از داده ها بدون دردسر در چنین شبکه پیچیده ای است.
It may also be superseded because the hardware is replaced with hardware that is not compatible with the software. 3.
همچنین ممکن است جایگزین شود زیرا سخت افزار با سخت افزاری که با نرم افزار سازگار نیست جایگزین شده است. 3.
ما سخت افزار کامپیوتر را به مشاغل عرضه می کنیم.
a hardware shop/store
یک مغازه/فروشگاه سخت افزار
تانک ها و سایر تجهیزات نظامی
تبلت طراحی لپ تاپ یک قطعه سخت افزاری بسیار کاربردی است.
این نرم افزار بر روی انواع مختلفی از پلتفرم های سخت افزاری اجرا می شود.
به نظر می رسد مشکل سخت افزاری دارید. درایو دیسک گیر کرده است
یک فروشگاه سخت افزار
The growth of the computer and consumer electronics industries is driven by a steady stream of advances in both hardware and software.
رشد صنایع کامپیوتری و الکترونیکی مصرفی ناشی از یک جریان ثابت پیشرفت در سخت افزار و نرم افزار است.
محصول اصلی آن سخت افزار شبکه است.
Environmental protection has increasingly affected the production of building materials and hardware.
حفاظت از محیط زیست به طور فزاینده ای بر تولید مصالح ساختمانی و سخت افزار تأثیر گذاشته است.
اگر فروش محصولات خود را برای فروشگاه های سخت افزار آسان تر کنیم، به ما کمک می کند.
The company's principal lines of business are air compressors, architectural hardware products, and construction equipment.
خطوط اصلی تجارت این شرکت کمپرسورهای هوا، محصولات سخت افزاری معماری و تجهیزات ساختمانی است.
میدان نبرد امروزی بیش از هر زمان دیگری مملو از هواپیما و تجهیزات نظامی است.
تجهیزات
دنده
apparatus
دستگاه
paraphernalia
لوازم جانبی
tackle
برخورد با
implements
اجرا می کند
instruments
سازها
kit
کیت
tools
ابزار
appliances
لوازم خانگی
gadgets
گجت ها
machinery
چیز
acoutermentsUS
accoutermentsUS
لوازم جانبی انگلستان
accoutrementsUK
مقالات
articles
ماشین آلات
machines
مواد
materials
لباس
materiel
باشگاه
outfit
گابین ها
clubber
آهن فروشی
equipage
چیزها
gubbins
اتصال دهنده ها
ironmongery
وسایل
things
لوازم منزل
fasteners
ظروف آهنی
fixtures
وسایل آشپزخانه
housewares
metalware
ironware
kitchenware
metalware
disarmament
خلع سلاح