van

base info - اطلاعات اولیه

van - ون

noun - اسم

/væn/

UK :

/væn/

US :

family - خانواده
google image
نتیجه جستجوی لغت [van] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [van] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [van] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [van] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [van] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [van] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [van] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [van] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [van] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [van] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [van] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [van] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [van] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [van] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [van] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [van] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [van] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [van] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [van] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [van] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [van] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [van] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [van] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [van] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [van] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [van] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [van] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [van] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [van] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [van] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [van] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [van] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [van] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [van] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [van] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [van] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [van] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [van] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [van] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [van] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [van] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [van] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [van] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [van] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [van] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [van] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [van] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [van] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [van] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [van] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [van] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [van] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [van] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [van] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [van] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [van] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [van] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [van] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [van] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [van] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [van] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [van] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [van] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [van] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [van] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [van] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [van] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [van] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [van] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [van] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [van] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [van] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [van] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [van] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [van] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [van] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [van] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [van] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [van] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [van] در گوگل
description - توضیح
  • a vehicle used especially for carrying goods, which is smaller than a truck and has a roof and usually no windows at the sides


    وسیله نقلیه ای که مخصوصاً برای حمل کالا استفاده می شود که کوچکتر از کامیون است و سقف دارد و معمولاً در کناره ها پنجره ندارد.


  • یک ماشین جعبه مانند بزرگ که می تواند افراد زیادی را حمل کند

  • a railway carriage with a roof and sides, used especially for carrying goods


    واگن راه آهن با سقف و طرفین که مخصوصاً برای حمل کالا استفاده می شود

  • a medium-sized road vehicle used especially for carrying goods, that often has no windows in the sides at the back


    وسیله نقلیه جاده‌ای با اندازه متوسط، مخصوصاً برای حمل کالا استفاده می‌شود، که اغلب در قسمت‌های عقب پنجره ندارد.

  • a medium-sized vehicle with windows all round , used for carrying more people than an ordinary car


    وسیله نقلیه ای با اندازه متوسط ​​با شیشه های دور، که برای حمل افراد بیشتر از یک ماشین معمولی استفاده می شود


  • در جلو یا در پیشرفته ترین موقعیت چیزی

  • a box-shaped road vehicle of medium size


    وسیله نقلیه جاده ای جعبه ای شکل با اندازه متوسط

  • Brave Sam King saw Scott Long also six run down by a van.


    سم کینگ شجاع، اسکات لانگ، شش ساله را دید که توسط یک ون زیر گرفته شده بود.

  • You will certainly need to make arrangements for the siting of the outside broadcast van and the laying of cables.


    مطمئناً باید برای مکان ون پخش خارجی و کابل کشی هماهنگی کنید.

  • a moving van


    یک ون در حال حرکت

  • Bernard reversed straight out of the new garage into the road and hit a passing van.


    برنارد مستقیماً از گاراژ جدید به سمت جاده برگشت و به ون در حال عبور برخورد کرد.

  • Police found at least a dozen spent shell casings around the van.


    پلیس حداقل یک دوجین گلوله خرج شده را در اطراف ون پیدا کرد.

  • A hosepipe was attached to the exhaust pipe leading into the interior of the van and the engine was still running.


    یک شیلنگ به لوله اگزوز که به داخل وانت منتهی می شد وصل شده بود و موتور همچنان کار می کرد.

  • We washed three vans, one mini and 28 cars and we all got soaking wet.


    سه ون، یک مینی و 28 ماشین شستیم و همه خیس شدیم.

example - مثال

  • راننده ون سفید

  • a police van (= for carrying police officers or prisoners)


    ون پلیس (= برای حمل افسران پلیس یا زندانیان)

  • A delivery van was almost blocking the narrow street.


    یک ون تحویل تقریباً خیابان باریک را مسدود کرده بود.

  • an ice-cream van


    یک ون بستنی

  • a van driver


    یک راننده ون

  • A passenger in the van was fatally injured.


    یکی از سرنشینان وانت به شدت مجروح شد.

  • He usually sleeps in the back of his van.


    او معمولاً در پشت وانت خود می خوابد.

  • a luggage van


    یک ون چمدان

  • The gang robbed a mail van, seriously injuring one of the guards.


    این باند به یک ون پست دستبرد زد و یکی از نگهبانان را به شدت مجروح کرد.

  • These artists felt themselves in the van of the movement true pioneers.


    این هنرمندان خود را در ون جنبش احساس می کردند، پیشگامان واقعی.

  • A TV news van was parked at the entrance.


    یک ون خبری تلویزیون در ورودی پارک شده بود.

  • Each band had a tour van.


    هر گروه یک ون تور داشت.

  • A bomb had been planted in a parked van.


    یک بمب در یک ون پارک شده کار گذاشته شده بود.

  • On election day they drove around town in a van with a loudspeaker on the roof.


    در روز انتخابات، آنها با یک ون با بلندگوی روی پشت بام در شهر رفتند.

  • The van's interior was fitted with shelves.


    داخل ون دارای قفسه هایی بود.

  • a delivery van


    یک ون تحویل

  • a Transit van


    یک ون ترانزیت

  • The US is in the van of the quest to establish contact with other planets.


    ایالات متحده در ون تلاش برای برقراری ارتباط با سیارات دیگر است.

synonyms - مترادف
antonyms - متضاد
  • followers


    پیروان

  • rear


    عقب

  • rearguard


    محافظ عقب


  • بازگشت


  • پایان دم


  • زمینه

لغت پیشنهادی

action

لغت پیشنهادی

urgent

لغت پیشنهادی

erotic