van
van - ون
noun - اسم
UK :
US :
a vehicle used especially for carrying goods, which is smaller than a truck and has a roof and usually no windows at the sides
وسیله نقلیه ای که مخصوصاً برای حمل کالا استفاده می شود که کوچکتر از کامیون است و سقف دارد و معمولاً در کناره ها پنجره ندارد.
یک ماشین جعبه مانند بزرگ که می تواند افراد زیادی را حمل کند
واگن راه آهن با سقف و طرفین که مخصوصاً برای حمل کالا استفاده می شود
a medium-sized road vehicle used especially for carrying goods, that often has no windows in the sides at the back
وسیله نقلیه جادهای با اندازه متوسط، مخصوصاً برای حمل کالا استفاده میشود، که اغلب در قسمتهای عقب پنجره ندارد.
وسیله نقلیه ای با اندازه متوسط با شیشه های دور، که برای حمل افراد بیشتر از یک ماشین معمولی استفاده می شود
در جلو یا در پیشرفته ترین موقعیت چیزی
وسیله نقلیه جاده ای جعبه ای شکل با اندازه متوسط
سم کینگ شجاع، اسکات لانگ، شش ساله را دید که توسط یک ون زیر گرفته شده بود.
You will certainly need to make arrangements for the siting of the outside broadcast van and the laying of cables.
مطمئناً باید برای مکان ون پخش خارجی و کابل کشی هماهنگی کنید.
a moving van
یک ون در حال حرکت
برنارد مستقیماً از گاراژ جدید به سمت جاده برگشت و به ون در حال عبور برخورد کرد.
پلیس حداقل یک دوجین گلوله خرج شده را در اطراف ون پیدا کرد.
A hosepipe was attached to the exhaust pipe leading into the interior of the van and the engine was still running.
یک شیلنگ به لوله اگزوز که به داخل وانت منتهی می شد وصل شده بود و موتور همچنان کار می کرد.
سه ون، یک مینی و 28 ماشین شستیم و همه خیس شدیم.
راننده ون سفید
ون پلیس (= برای حمل افسران پلیس یا زندانیان)
یک ون تحویل تقریباً خیابان باریک را مسدود کرده بود.
an ice-cream van
یک ون بستنی
یک راننده ون
یکی از سرنشینان وانت به شدت مجروح شد.
او معمولاً در پشت وانت خود می خوابد.
a luggage van
یک ون چمدان
این باند به یک ون پست دستبرد زد و یکی از نگهبانان را به شدت مجروح کرد.
این هنرمندان خود را در ون جنبش احساس می کردند، پیشگامان واقعی.
یک ون خبری تلویزیون در ورودی پارک شده بود.
هر گروه یک ون تور داشت.
یک بمب در یک ون پارک شده کار گذاشته شده بود.
در روز انتخابات، آنها با یک ون با بلندگوی روی پشت بام در شهر رفتند.
داخل ون دارای قفسه هایی بود.
یک ون تحویل
a Transit van
یک ون ترانزیت
ایالات متحده در ون تلاش برای برقراری ارتباط با سیارات دیگر است.
vanguard
پیشتاز
forefront
خط مقدم
cutting edge
لبه برش
avant-garde
آوانگارد
جلو
رهبری
fore
سر نیزه
پیشرو گارد
spearhead
نیروی پیشران
رتبه اول
driving force
موقعیت پیشرو
سر
لبه پیشرو
موقعیت قطب
پیش زمینه
بالا
foreground
مرز
جایگاه برتر
frontier
پیشگام
foremost position
موقعیت برجسته
pioneer
موج جدید
نقطه
قلمرو ناشناخته
cuting edge
پایان ناگهانی
موقعیت برنده
uncharted territory
رهبر
موقعیت پیشروی
winning position
فرمانده
followers
پیروان
rear
عقب
rearguard
محافظ عقب
بازگشت
پایان دم
زمینه
