bail
bail - وثیقه
noun - اسم
UK :
US :
پولی که در اختیار دادگاه گذاشته می شود تا اطمینان حاصل شود که یک زندانی با شروع محاکمه آنها بازخواهد گشت
یکی از دو تکه چوب کوچکی که در بازی کریکت روی کنده ها گذاشته شده بود
برای فرار از موقعیتی که دیگر نمی خواهید در آن باشید
if someone is bailed, they are let out of prison to wait for their trial after they have left a sum of money with the court
اگر کسی وثیقه گذاشته شود، پس از گذاشتن مبلغی به دادگاه، از زندان آزاد میشود تا منتظر محاکمه باشد.
when someone who has been accused of a crime is allowed to remain free until their court case starts, usually because an amount of money has been given to the court which the court will keep if the prisoner does not return
زمانی که فردی که متهم به جرمی شده است اجازه مییابد تا زمان شروع پرونده دادگاهش آزاد بماند، معمولاً به این دلیل که مبلغی به دادگاه داده شده است که در صورت عدم بازگشت زندانی، دادگاه آن را نگه میدارد.
مقدار پول پرداخت شده برای وثیقه
برای گذاشتن مبلغی به عنوان وثیقه نزد دادگاه
an amount of money that a person who has been accused of a crime pays to a law court so that they can be released until their trial. The payment is a way of making certain that the person will return to court for trial
مبلغی که شخصی که متهم به جرم شده است به دادگاه حقوقی می پردازد تا تا زمان محاکمه آزاد شود. پرداخت راهی برای اطمینان از بازگشت فرد برای محاکمه به دادگاه است
the two small pieces of wood on top of the stumps in a game of cricket, that can be knocked off with the ball to make the player who is batting (= hitting the ball) out
دو تکه چوب کوچک در بالای کندهها در بازی کریکت، که میتوان آنها را با توپ زد تا بازیکنی که در حال ضربه زدن (= ضربه زدن به توپ) است بیرون بیاید.
برای خارج کردن آب از یک قایق با استفاده از یک ظرف
If someone accused of a crime is bailed, they are released until their trial after paying bail to the court
اگر متهم به جرمی وثیقه گذاشته شود، پس از پرداخت وثیقه به دادگاه تا زمان محاکمه آزاد می شود
توقف انجام کاری یا ترک مکانی قبل از اینکه کاری تمام شود
a sum of money given to a law court by a person accused of a crime so that the person can be released until the trial at which time the money will be returned
مبلغی که توسط یک متهم به جرم به دادگاه حقوقی داده می شود تا فرد تا زمان محاکمه آزاد شود و در آن زمان پول مسترد شود.
پولی که شخصی قبول می کند به دادگاه بپردازد تا فردی که متهم به جرمی است تا زمان محاکمه آزاد بماند. اگر شخص در جلسه دادگاه حاضر نشود، دادگاه پول را نگه می دارد
money that someone agrees to pay to a court so that a person who has been accused of a crime can remain free until their trial. If the person does not appear at the trial the court keeps the money
اگر متهم به جرمی وثیقه گذاشته شود، پس از پرداخت پول به دادگاه، تا زمان محاکمه آزاد می شود
if someone accused of a crime is bailed, they are released until their trial after money has been paid to the court
به همه آنها اجازه وثیقه داده شد اما جلسه دادگاه برای دوشنبه بود.
برنان و کارلین به شرط دوری از شاهدان وثیقه و به نولان وثیقه بدون قید و شرط اعطا شد.
Brennan and Carlin were granted bail on condition that they keep away from witnesses and Nolan was granted unconditional bail.
گرین تا زمان صدور حکم در 27 ژوئن با قرار وثیقه آزاد است و تا 25 سال حبس در انتظارش است.
حدود یک هفته بعد از ورودمان، خبر خوشی را شنیدیم که اجازه خروج با وثیقه را داریم.
آنها می گویند که با مشکل افرادی که در حین وثیقه دائماً مرتکب جرم می شوند، برخورد نمی کند.
سه مرد به ظن ایجاد اغتشاش خشونت آمیز دستگیر و با قرار وثیقه پلیس آزاد شدند.
رسیدگی به پرونده تا 26 ژوئن به تعویق افتاد و دارگو با قرار وثیقه بدون قید و شرط آزاد شد.
آیا کسی می تواند برای شما وثیقه بگذارد؟
او با وثیقه 2000 پوندی آزاد شد.
قرار وثیقه یک میلیون دلاری تعیین شد.
قاضی قرار وثیقه صادر کرد/نپذیرفت.
او در حالی که به قید وثیقه (= پس از توافق وثیقه) خارج بود، مرتکب جرم دیگری شد.
او از وثیقه صرف نظر کرد و به مدت دو هفته متواری شد.
برای جرایم بسیار سنگین، گرفتن وثیقه سخت است.
او نتوانست وثیقه بگیرد و حالا 20 ماهی را که در بازداشت سپری کرده بود، از دست داده است.
She has been granted conditional bail.
برای او وثیقه مشروط صادر شده است.
روزنتال در حال حاضر با قرار وثیقه آزاد است.
متهمان بدون قرار وثیقه بازداشت شدند.
قاضی وثیقه 50000 پوندی تعیین کرد.
The police were successful in opposing bail.
پلیس در مخالفت با وثیقه موفق بود.
آنها با قرار وثیقه پلیس آزاد شدند تا تحقیقات بیشتر انجام شود.
او را به خوابگاه وثیقه فرستادند تا اینکه پرونده به دادگاه رسید.
او با قرار وثیقه (100000 دلار) آزاد شد/بازگشت.
Because of a previous conviction the judge refused to grant bail (= allow the accused person to be released).
به دلیل محکومیت قبلی، قاضی از اعطای وثیقه (= اجازه آزادی متهم) خودداری کرد.
والدین او موافقت کرده اند که برای او وثیقه بگذارند/ایستاده اند (ایالات متحده نیز پست می کند) (= پرداخت).
کاسهزن با توپ دومش، وثیقهها را بیرون آورد.
قایق در حال غرق شدن است! وثیقه را سریع شروع کنید!
او دیروز به دلیل جرایم رانندگی در حالت مستی به مدت سه هفته آزاد شد.
او قرار شد تا ماه آینده در دادگاه عالی حاضر شود.
خیلی کسل کننده بود که زود ضمانت دادم.
قاضی وثیقه 100000 دلاری تعیین کرد.
ساعتها در اطراف شناور میشدم و ماهیگیری میکردم و از نشتی آب نجات میدادم.
دادگاه تجدید نظر به او اجازه داد تا در جریان تجدیدنظرخواهی محکومیتش به قید وثیقه آزاد بماند.
پذیرفتم برای او وثیقه بگذارم (= وثیقه را بپردازم).
وثیقه 20000 پوند تعیین شد.
او پس از اتهام کلاهبرداری با وثیقه آزاد شد.
رابطه، رشته
امنیت
ضمانت
pledge
سوگند - تعهد
surety
تضمینی
collateral
وثیقه
indemnity
غرامت
warranty
ضمانتنامه
assurance
اطمینان
indemnification
جدی
earnest
سنج UK
gaugeUK
gageUS
gageUS
گارانتی
guaranty
پیاده
pawn
پرداخت
شناخت انگلستان
recognisanceUK
شناخت ایالات متحده
recognizanceUS
حکم
warrant
تضمین مالی
بیمه
سپرده
deposit
قرارداد
میثاق
covenant
وعده
معامله
پیش پرداخت
توافق
تعهد
گروگان
hostage
پشتیبان
backing
