forecast
forecast - پیش بینی
noun - اسم
UK :
US :
بر اساس اطلاعاتی که اکنون در اختیار دارید، شرحی از آنچه در آینده ممکن است رخ دهد
to make a statement saying what is likely to happen in the future based on the information that you have now
بر اساس اطلاعاتی که در حال حاضر دارید، بیانیه ای بدهید که در آینده چه اتفاقی می افتد
بر اساس اطلاعاتی که در حال حاضر در دسترس است، شرحی از آنچه در آینده ممکن است رخ دهد
to make a statement saying what is likely to happen in the future based on information that is available now
بر اساس اطلاعاتی که در حال حاضر در دسترس است، بیانیه ای بیان کند که در آینده چه اتفاقی می افتد
a statement of what is judged likely to happen in the future especially in connection with a particular situation or the expected weather conditions
بیانیه ای از آنچه که احتمال می رود در آینده اتفاق بیفتد، به ویژه در رابطه با یک موقعیت خاص، یا شرایط آب و هوایی مورد انتظار
برای گفتن آنچه انتظار دارید در آینده اتفاق بیفتد
بیانیه ای از آنچه که احتمال دارد در آینده اتفاق بیفتد
بیانیه ای از آنچه که احتمال می رود در آینده اتفاق بیفتد، بر اساس اطلاعاتی که اکنون دارید
بر اساس اطلاعاتی که اکنون دارید، قضاوت کنید که در آینده چه اتفاقی می افتد
پیش بینی سریال می خواهید؟
پیش بینی دقیق فروش شرکت در 10 سال آینده غیرممکن است.
Each warned after the stock market closed on Friday that profits will fall below analysts' forecasts.
هر کدام پس از بسته شدن بازار سهام در روز جمعه هشدار دادند که سود کمتر از پیش بینی تحلیلگران خواهد بود.
Food giant Hillsdown Holdings added 8p to 130p after a maintained dividend forecast and boardroom shake-up.
غول مواد غذایی Hillsdown Holdings پس از حفظ پیش بینی سود سهام و تغییر اتاق هیئت مدیره، 8 p به 130p اضافه کرد.
اما در سالهای اخیر نگرانیها از اینکه پیشبینیهای اقتصادی در حد مطلوب نیستند، افزایش یافته است.
Apex Corp پیش بینی فروش سالانه خود را منتشر کرده است.
These forecasts will be based on information on the number of children in a school augmented by headteachers' estimates.
این پیشبینیها بر اساس اطلاعاتی در مورد تعداد بچههای یک مدرسه خواهد بود که با تخمینهای دبیران افزایش مییابد.
طبق پیش بینی هواشناسی تا پایان هفته هوا گرم خواهد بود.
پیش بینی آب و هوا
پیش بینی های فروش دلگرم کننده است.
پیش بینی های بلندمدت برای یک صنعت با رشد سریع دشوار است.
بر اساس پیش بینی، فواصل زمانی آفتابی و رگبار خواهد بود.
پیش بینی حمل و نقل هشدارهایی در مورد طوفان می داد.
پیش بینی ها در مورد اقتصاد اغلب گمراه کننده هستند.
برخی پیش بینی ها حاکی از آن است که افزایش بیماری های قلبی برای مدتی ادامه خواهد داشت.
The government has issued a pessimistic economic forecast.
دولت پیش بینی اقتصادی بدبینانه ای منتشر کرده است.
نرخ بهره مطابق با پیش بینی است.
این هفته انتظار می رود که این شرکت پیش بینی درآمد خود را افزایش دهد.
پیش بینی کوتاه مدت اقتصاد بریتانیا
خیلی زود است که بتوانیم پیش بینی های قطعی در مورد تقاضا انجام دهیم.
economic forecasts
پیش بینی های اقتصادی
پیشبینی هواشناسی میگوید اواخر امروز باران میبارد.
آنها کاهش زیادی در بیکاری در دو سال آینده پیش بینی می کنند.
برای امشب بارش برف پیش بینی شده است.
پیش بینی می شود قیمت نفت در سال جاری کمتر از دو درصد افزایش یابد.
برای فردا بارش شدید باران پیش بینی می شود.
دولت پیش بینی می کند که نرخ بیکاری همچنان کاهش یابد.
یک پیش بینی آب و هوا
او از ارائه پیشبینی در مورد اینکه چه زمانی 365 احتمالاً برای سهامداران سود میآورد، خودداری کرد.
CBI همچنین پیش بینی رشد اقتصادی خود را در سال آینده از 2.7 درصد به 2.4 درصد کاهش داد.
این شرکت امیدوار است در سال جاری به رشد 4 درصدی خود دست یابد.
در مورد مسکن و مشاغل، پیشبینی بودجه بهبود کمی را به این زودی پیشبینی میکند.
The Treasury's summer economic forecast warned of a rise in underlying inflation by the end of the year.
پیش بینی اقتصاد تابستانی وزارت خزانه داری نسبت به افزایش تورم اساسی تا پایان سال هشدار داد.
a bleak/gloomy forecast
یک پیش بینی تیره و تار
این شرکت همچنان رشد 2 درصدی قیمت مسکن در سال آینده را پیش بینی می کند.
تحلیلگران سود امسال را 8.8 میلیون یورو پیش بینی کردند.
پیش بینی می شود سود عملیاتی کمتر از انتظارات قبلی در 3 میلیون دلار باشد.
The Chancellor is forecasting that inflation will remain on target at 2.5% in each of the next three years.
صدراعظم پیش بینی می کند که تورم در هر یک از سه سال آینده روی هدف 2.5 درصد باقی بماند.
prediction
پیش بینی
prophecy
رسالت
augury
فال
prognostication
پیشگویی
prognosis
پیش آگهی
foretelling
فال گویی
prognostic
واتیکاسیون
soothsaying
پیش بینی کننده
vaticination
امضا کردن
prognosticating
هشدار
روحیه دادن
presaging
پیش اخطار
علامت
bodement
قالب
forecasting
پیش بینی شده
forewarning
پیشگویی کنید
auguring
آینده نگری
طرح ریزی
divination
نشانه
دانایی
foretoken
تخمین زدن
predicting
prophesy
foresight
prevision
projection
token
foreseeing
prescience
anticipation