hop
hop - هاپ
verb - فعل
UK :
US :
حرکت با پریدن روی یک پا
اگر پرنده، حشره یا حیوان کوچکی بپرد، با پرش های کوتاه سریع حرکت می کند
حرکت سریع یا ناگهانی به جایی
یک پرش کوتاه
قسمت هایی از گل های خشک که برای تهیه آبجو استفاده می شود که طعم تلخی به آبجو می دهد
گیاه بلندی که این گلها روی آن رشد می کنند
یک سفر کوتاه با هواپیما
یک رویداد اجتماعی که در آن مردم می رقصند
پریدن روی یک پا یا حرکت به این طریق
به سرعت به جایی بروند یا به سرعت سوار یا از وسیله نقلیه خارج شوند
If a small animal bird or insect hops, it moves by jumping on all or two of its feet at the same time
اگر حیوان کوچک، پرنده یا حشره ای رازک کند، با پریدن همزمان روی تمام یا دو پا حرکت می کند.
a short jump by a person on one foot or by a small animal bird or insect on all or two of its feet at the same time
پرش کوتاه یک فرد روی یک پا یا حیوان کوچک، پرنده یا حشره همزمان روی تمام یا دو پا
مسافت کوتاهی باشد، مخصوصاً با هواپیما
میوه های خشک یک گیاه کوهنوردی که برای دادن طعم تلخ به آبجو استفاده می شود
relating to hops
مربوط به رازک
برای انجام پرش های کوچک روی یک یا دو پا، یا حرکت به این طریق
از خندق تا ساحل دورتر پرید و دوباره به اطرافش نگاه کرد.
مریم با نگرانی از این پا به پا دیگر می پرید.
این یک بازی است که در آن شما می پرید و سعی می کنید بازیکنان دیگر را از بین ببرید.
حتی بدتر از آن، پلاسمیدها می توانند بین گونه ها پرش کنند.
او شروع به پریدن از یک پا به پای دیگر کرد.
یک دختر کوچک با چشمان درشت به دامان بابانوئل پرید.
Aunt Margaret's curly, black handwriting skipped and hopped on the paper because Melanie's eyes were so tired.
دست خط فرفری و مشکی عمه مارگارت به دلیل خستگی چشمان ملانی از روی کاغذ پرید و پرید.
در عوض، هر کسی که در دسترس باشد، به کامیون میرود و کار را انجام میدهد.
لورنا روی نیمکتی پرید تا کفشهایش را بپوشد.
به سختی در مکالمه آنها وقفه ای ایجاد شده بود که سنگ ها را پریدند.
نمیتوانستم وزنم را روی مچ پا بگذارم و مجبور بودم همه جا پرش کنم.
kids hopping over puddles
بچه ها که روی گودال ها می پرند
از پا به آن پا می پرید.
یک رابین در مسیر می پرید.
قورباغه به سمت او پرید.
پرندگانی که روی چمن ها می پرند
وارد شو، من تو را به خانه می برم.
در چراغ راهنمایی از ماشین بیرون پرید.
پریدن به داخل/از رختخواب
سوار قطار بعدی شدم.
ما برای آخر هفته به پاریس رفتیم.
با هواپیما به مقصد نیویورک رفتم.
کیف هایم را در متل ریختم و با تاکسی به سمت حومه شهر رفتم.
دوست دارم وقتی تلویزیون تماشا می کنم از کانالی به کانال دیگر بپرم.
او همیشه از یک پروژه به پروژه دیگر می پرد.
برو، بپر!
از پنجره پریدش بیرون.
بی حوصله بالا و پایین پرید.
او در کنار ماشین منتظر ماند و از یک پا به آن پا پرید تا گرم شود.
به طرز دردناکی از پا به آن پا پرید.
دختر کوچولو پرید و از کنار خط پرید.
سعی کردم در حالی که جیم را گرفته بودم روی پای خوبم بپرم.
آخر هفته به بروژ رفتیم.
از چراغ راهنمایی سوار اتوبوس شدم.
خرگوش/پرنده از روی چمن پرید.
با پاهایش که به هم گره خورده بود فقط میتوانست با جهش کوچک حرکت کند.
ریو تا سائوپائولو فقط یک پرش کوتاه با هواپیما است.
تقریبا 80 درصد رازک کشور در این منطقه کشت می شود.
یک گیاه رازک
پرنده ای از روی چمن پرید.
نیکی حصار را پرید (= از روی آن پرید).
skip
جست و خیز کردن
بهار
caper
کپر
bound
مقید شده است
leap
جهش
پرش
bounce
رقصیدن
گامول
gambol
شوخی
prance
سفر
شادی کردن
frolic
جیغ
jig
طاق
vault
لوپ
lope
آب نبات چوبی
lollop
پرواز کردن
flit
مانع
hurdle
پوگو
pogo
گام
اسکیت باز
skitter
دمدمی مزاج
frisk
کاورت کردن
cavort
باب
bob
رولیک
romp
منحنی
rollick
کاپریول
curvet
کلاهبردار
capriole
بازی
scamper
اجرا کن
