refine
refine - پالودن
verb - فعل
UK :
US :
اصلاح
تصفیه خانه
تصفیه شده
تصفیه نشده
برای بهبود روش، برنامه، سیستم و غیره با ایجاد تغییرات جزئی در آن
برای خالصتر کردن یک ماده با استفاده از فرآیند صنعتی
پاک کردن یا بهبود چیزی، به ویژه با حذف مواد ناخواسته
برای بهبود یک ایده، روش، سیستم و غیره با ایجاد تغییرات کوچک
برای خالص کردن یک ماده با حذف مواد ناخواسته
پالایش چیزی همچنین به معنای بهبود آن با ایجاد تغییرات کوچک است
بهبود بخشیدن یا خالص ساختن آن، به ویژه با حذف موادی که مورد نظر نیست
برای بهبود یک ایده، یک روش، یک سیستم و غیره با ایجاد تغییرات کوچک
نفت به ساحل منتقل می شود و در آنجا تصفیه می شود.
The New Ager certainly demonstrates some of these qualities in the way that he creates and refines an original artistic fiction.
عصر جدید مطمئناً برخی از این ویژگی ها را در راه خلق و اصلاح یک داستان هنری اصیل نشان می دهد.
این یک دوره چهار هفته ای بود که هدف آن اصلاح درک ما از نقش مدیریت بود.
روش ها در طول سال ها اصلاح شده اند، اما به طور اساسی تغییر نکرده اند.
refined petroleum
نفت تصفیه شده
پس از اولین فرآیند تصفیه، فلز شسته می شود.
مهندسان در حال کار بر روی توسعه و اصلاح موتورهای خودرو هستند.
ولوو سه سال را صرف اصلاح طراحی خودروی جدید خود کرد.
The authors suggest that new experiments to refine the system parameters should be carried out to achieve real global minimum.
نویسندگان پیشنهاد میکنند که آزمایشهای جدید برای اصلاح پارامترهای سیستم باید برای دستیابی به حداقل جهانی واقعی انجام شود.
با دریافت شکایات در مورد این اره کردن، آنها شروع به اصلاح رفتار تفویض اختیار کردند.
In future it could provide cosmologists with a firm age with which to refine their models of how the Universe was formed.
در آینده میتواند برای کیهانشناسان سن محکمی فراهم کند تا بتوانند مدلهای خود را از چگونگی شکلگیری کیهان اصلاح کنند.
فرآیند تصفیه روغن چندین ماده شیمیایی مفید تولید می کند.
او در طول سال ها تکنیک نوازندگی خود را اصلاح کرده است.
این نظریه هنوز نیاز به کمی اصلاح دارد.
منابع شکر سفید بسیار تصفیه شده
چین هشت کارخانه دارد که سنگ معدن را تصفیه می کنند.
در آن روزگار، شکر را با جوشاندن آن در دیگ های بزرگ آهنی سیاه و سفید تصفیه می کردند.
آنها دائماً طرح های خود را اصلاح می کردند تا زمانی که تقریباً کامل شوند.
این نظریه توسط دانشمندان مدرن بیشتر اصلاح شد.
روش های ما در طول سال ها به تدریج اصلاح شده است.
The information system is constantly refined and updated.
سیستم اطلاعاتی به طور مداوم اصلاح و به روز می شود.
Crude oil is industrially refined to purify it and separate out the different elements, such as benzene.
نفت خام برای خالص سازی و جداسازی عناصر مختلف مانند بنزن به صورت صنعتی تصفیه می شود.
مهندسان ماه های زیادی را صرف پالایش نرم افزار کردند.
شکر و روغن قبل از استفاده تصفیه می شوند.
ما هنوز پالایش طرح را به پایان نرسانده ایم.
نفت خام به صورت صنعتی برای تصفیه آن تصفیه می شود.
purify
خالص - تصفیه
filter
فیلتر کنید
clarify
روشن کردن
روشن
distilUK
distilUK
distillUS
distillUS
cleanse
پاک کردن
sift
الک کردن
strain
نژاد
روند
rarefy
نادر است
درمان شود
rectify
اصلاح کردن
تمرکز
از شر ناخالصی ها خلاص شوید
تمیز
garble
مغشوش
خوب
decontaminate
ضد عفونی کردن
جداگانه، مجزا
sieve
غربال کردن
sanitizeUS
ضد عفونی کردن ایالات متحده
sanitiseUK
sanitiseUK
صفحه نمایش
disinfect
معما
riddle
تصعید
sublimate
فیلتر کردن
filtrate
توری
griddle
winnow
winnow
منسوخ شدن
depurate
adulterate
تقلب کردن
contaminate
آلوده کردن
corrupt
فاسد
خسارت
کثیف
pollute
خراب کردن
ruin
توری
lace
رقیق کردن
dilute
لکه دار کردن
taint
تضعیف شود
weaken
برش
defile
لاغر
از بین بردن
دکتر
spoil
سنبله
ناپاک
spike
فاسد کردن
foul
توسعه دادن، گسترش
vitiate
احمقانه
مخلوط کردن
sully
پیچیده
پیش بینی کردن
sophisticate
تنزل دادن
dope
تضعیف کردن
degrade
حرامزاده انگلستان
attenuate
حرامزاده ایالات متحده
bastardiseUK
بی ارزش کردن
bastardizeUS
آلیاژ
devalue
مستهلک کردن
alloy
depreciate
