reminder
reminder - یادآور
noun - اسم
UK :
US :
چیزی که باعث می شود متوجه چیزی شوید، به یاد بیاورید یا در مورد چیزی فکر کنید
چیزی، به عنوان مثال یک نامه، که به شما یادآوری می کند کاری را انجام دهید که ممکن است فراموش کرده باشید
نامه ای که به کسی می گوید که صورت حسابی را پرداخت نکرده است و باید این کار را انجام دهد
یک پیام نوشتاری یا گفتاری که به کسی یادآوری می کند که کاری را انجام دهد
شخص یا چیزی که باعث می شود فرد، رویداد یا موقعیت خاصی را به خاطر بسپارید
چیزی که به کسی کمک می کند به خاطر بسپارد
نامه ای به مشتری که در آن درخواست پرداختی می کند که قبلاً باید انجام می داد
در پایان یادآوری می شود که کنسرت مدرسه 26 آذرماه خواهد بود.
این فقط به او یادآوری می کند که او برای من بسیار مهم است.
او نیاز به یادآوری این سفر داشت، حتی اگر فقط به عنوان یک هشدار باشد.
ما یک یادآوری فرستادیم، اما هنوز پاسخی دریافت نکرده ایم.
مطب دندانپزشکی یک یادآوری در مورد قرار ملاقات هفته آینده برای شما ارسال کرد.
در این میان یادآوری مختصری از معانی آنها ممکن است مفید باشد.
آنها فسیل های زنده ای هستند، یادآور دنیایی که اکنون گم شده است.
در اواسط دهه هشتاد، باشگاه جوکی او را به لندن دعوت کرد تا یادآوری ملایمی ارائه دهد.
But the study also offers a sobering reminder about the financial squeeze on families at the bottom.
اما این مطالعه همچنین یادآوری هشیارکننده در مورد فشار مالی بر روی خانواده های پایین ارائه می دهد.
بزرگی کلیسای جامع یادآور دائمی قدرت دین است.
این حادثه به عنوان یادآوری به موقع بود که کوهنوردی چقدر می تواند خطرناک باشد.
این مقاله با یادآوری وحشتناکی به پایان می رسد که این بیماری می تواند هر کسی را در هر زمانی مبتلا کند.
اگر فاکتوری در عرض هفت روز پرداخت نشود، ما به طور خودکار یک یادآوری ارسال می کنیم.
این یادآور بی رحمانه و غم انگیز بود که کوهنوردی چقدر می تواند خطرناک باشد.
او به آرامی به او یادآوری کرد که باید پرداخت شود.
این فهرست به عنوان یادآوری مفیدی از مسائلی است که باید در نظر بگیرید.
کلیسای ویران شده به عنوان یک یادآور دائمی از جنگ عمل می کند.
این یادآوری به موقع از اهمیت بخش خرده فروشی برای اقتصاد ما است.
یادآوری به موقع به مردم که باز گذاشتن درهایشان دعوتی برای دزدان است
برای ما یادآوری در مورد جلسه بعدی ارسال شد.
ما یادآوری های ایمیلی را برای اعضای کمیته ارسال خواهیم کرد.
میتوانید هر هفته یادآور ایمیل دریافت کنید.
اگر فراموش می کرد کرایه خانه را بپردازد، صاحبخانه اش برایش تذکر می داد.
مامان مرا با آخرین یادآوری فرستاد که قبل از ساعت 11 شب برگردم.
Patricia's story is a reminder of how vulnerable women can be in what is still essentially a man's world.
داستان پاتریشیا یادآور این است که زنان در دنیایی که هنوز اساساً مردانه است چقدر می توانند آسیب پذیر باشند.
صدف ها را به یاد روزهای با هم بودنمان نگه می داشت.
این پارک به عنوان یادآوری است که طبیعت ارزش حفظ کردن را دارد.
automatic/email/written reminders
یادآوری خودکار / ایمیل / نوشتاری
memento
یادگاری
memorial
یادبود
commemorative
بنای تاریخی
keepsake
سوغات
monument
یادگار
souvenir
یادآوری
relic
نشانه
remembrance
یادداشت
token
بقایای
memo
خوش دستی
memorandum
پی گیری
remembrancer
ریزه کاری
vestige
جام
knickknack
گواهی
memorabilia
رکورد
اکو
trinket
شواهد و مدارک
trophy
اشاره
testimonial
حافظه
باقی مانده
echo
باقی
علامت
hint
پیشنهاد
امضا کردن
remnant
remains
recollection
forgetfulness
فراموشی
