rhetoric

base info - اطلاعات اولیه

rhetoric - لفاظی

noun - اسم

/ˈretərɪk/

UK :

/ˈretərɪk/

US :

family - خانواده
google image
نتیجه جستجوی لغت [rhetoric] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rhetoric] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rhetoric] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rhetoric] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rhetoric] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rhetoric] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rhetoric] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rhetoric] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rhetoric] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rhetoric] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rhetoric] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rhetoric] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rhetoric] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rhetoric] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rhetoric] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rhetoric] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rhetoric] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rhetoric] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rhetoric] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rhetoric] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rhetoric] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rhetoric] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rhetoric] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rhetoric] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rhetoric] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rhetoric] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rhetoric] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rhetoric] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rhetoric] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rhetoric] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rhetoric] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rhetoric] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rhetoric] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rhetoric] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rhetoric] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rhetoric] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rhetoric] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rhetoric] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rhetoric] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rhetoric] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rhetoric] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rhetoric] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rhetoric] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rhetoric] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rhetoric] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rhetoric] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rhetoric] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rhetoric] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rhetoric] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rhetoric] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rhetoric] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rhetoric] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rhetoric] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rhetoric] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rhetoric] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rhetoric] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rhetoric] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rhetoric] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rhetoric] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rhetoric] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rhetoric] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rhetoric] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rhetoric] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rhetoric] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rhetoric] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rhetoric] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rhetoric] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rhetoric] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rhetoric] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rhetoric] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rhetoric] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rhetoric] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rhetoric] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rhetoric] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rhetoric] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rhetoric] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rhetoric] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rhetoric] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rhetoric] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rhetoric] در گوگل
description - توضیح

  • زبانی که برای متقاعد کردن یا تأثیرگذاری بر مردم استفاده می‌شود، به‌ویژه زبانی که تأثیرگذار به نظر می‌رسد اما در واقع صادقانه یا مفید نیست.


  • هنر صحبت کردن یا نوشتن برای متقاعد کردن یا تأثیرگذاری بر مردم


  • گفتار یا نوشتار با هدف مؤثر بودن و تأثیرگذاری بر مردم است


  • مطالعه راههای استفاده مؤثر از زبان

  • clever language that sounds good but is not sincere or has no real meaning


    زبان هوشمندانه ای که خوب به نظر می رسد اما صادقانه نیست یا معنای واقعی ندارد

  • speech or writing that is effective and persuasive


    گفتار یا نوشتاری که مؤثر و متقاعدکننده باشد

  • Rhetoric is also the art of speaking and writing effectively or the study of this art.


    بلاغت نیز هنر سخن گفتن و نوشتن مؤثر یا مطالعه این هنر است.

  • Don't try to fool us with all those facts and bureaucratic rhetoric.


    سعی نکنید با این همه حقایق و لفاظی های بوروکراتیک ما را فریب دهید.

  • Indeed since the Dec. 24 election Mr Erbakan has been backpedaling on much of his campaign rhetoric.


    در واقع، از زمان انتخابات 24 دسامبر، آقای اربکان از بسیاری از لفاظی های تبلیغاتی خود عقب نشینی کرده است.

  • The answer must be hope that things might just improve; that one day soon reality will match rhetoric.


    پاسخ باید امید به بهبود اوضاع باشد. که یک روز به زودی واقعیت با لفاظی مطابقت خواهد داشت.

  • Mr Papandreou's Pasok, embittered and demoralised, remains unable to evolve from unreconstructed popularism and anti-right rhetoric.


    پاسوک آقای پاپاندرو، تلخ و تضعیف شده، همچنان قادر به تکامل از محبوبیت بازسازی نشده و لفاظی های ضد راست نیست.

  • Emanuel Shinwell's rhetoric, and the arguments which Crosland himself had developed in his writing could not be brushed aside.


    لفاظی امانوئل شینول و استدلال هایی که خود کراسلند در نوشته هایش مطرح کرده بود را نمی توان کنار گذاشت.

  • In an interesting discussion of varieties of egalitarianism, Plant attacks the rhetoric that links freedom only with consumer choice.


    پلانت در بحثی جالب در مورد انواع برابری خواهی، به لفاظی هایی حمله می کند که آزادی را تنها با انتخاب مصرف کننده مرتبط می کند.

  • With the election just two weeks away the rhetoric on both sides is building.


    تنها دو هفته مانده به انتخابات، لفاظی های هر دو طرف در حال افزایش است.

  • the rhetoric of campaigning politicians


    لفاظی سیاستمداران مبارزات انتخاباتی

  • Pyongyang limited itself to rhetoric, and was cautious even in its comments about the dramatic developments in the South.


    پیونگ یانگ خود را به لفاظی محدود کرد و حتی در اظهارنظرهای خود در مورد تحولات شگرف در جنوب نیز محتاط بود.

  • Gingrich, however is loathe to give up the familiar anti-Washington rhetoric that proved so popular in recent campaigns.


    با این حال، گینگریچ از دست کشیدن از لفاظی های آشنای ضد واشنگتن که در کمپین های اخیر بسیار محبوب بود، بیزار است.

example - مثال
  • the rhetoric of political slogans


    شعارهای سیاسی

  • Her speech was just empty rhetoric.


    صحبت های او فقط یک شعار توخالی بود.

  • His speech was dismissed as mere rhetoric by the opposition.


    سخنان او از سوی مخالفان به عنوان یک لفاظی صرف رد شد.

  • Behind all the rhetoric, his relations with the army are tense.


    در پس تمام لفاظی ها، روابط او با ارتش متشنج است.

  • He was prepared to use militant rhetoric in attacking his opponents.


    او آماده بود تا از لفاظی های ستیزه جویانه در حمله به مخالفان خود استفاده کند.

  • Little has changed, despite the rhetoric about reform.


    با وجود سخنان درباره اصلاحات، تغییر چندانی نکرده است.

  • official rhetoric on the virtues of large families


    سخنان رسمی در مورد فضایل خانواده های پرجمعیت


  • هنوز مشخص نیست که رئیس جمهور تا کجا می تواند لفاظی های انتخاباتی خود را به عمل تبدیل کند.

  • I was swayed by her rhetoric into donating all my savings to the charity.


    من تحت تأثیر لفاظی های او قرار گرفتم تا تمام پس اندازم را به خیریه اهدا کنم.

  • In reply to the question he just produced a lot of empty (= meaningless) rhetoric.


    در پاسخ به این سؤال، او فقط بسیاری از لفاظی های توخالی (= بی معنی) تولید کرد.

synonyms - مترادف
  • bombast


    بمباران

  • grandiloquence


    بزرگواری

  • fustian


    فوستین

  • gas


    گاز


  • باد

  • verbiage


    پرحرفی

  • eloquence


    فصاحت

  • pomposity


    شکوهمندی

  • articulacy


    بیان

  • wordiness


    کلامی

  • articulateness


    شعر

  • magniloquence


    سخن گفتن


  • هایپربولی

  • speechifying


    نزدیکی

  • verbosity


    جاسوسی

  • hyperbole


    خودستایی

  • prolixity


    فخر فروشی

  • spieling


    لاف زدن

  • boastfulness


    بلندی

  • boasting


    آراستگی

  • bragging


    سرکشی

  • loftiness


    تیرگی

  • ornateness


    قهرمانی ها

  • portentousness


    تناسلی

  • turgidity


    بیهوده گویی

  • eloquance


    صدایی

  • heroics


  • orotundity


  • pompousness


  • rant


  • sonorousness


antonyms - متضاد
  • conciseness


    مختصر بودن


  • ساکت


  • سکوت


  • استاندارد

  • calm


    آرام

  • mispronouncement


    تلفظ اشتباه

  • inarticulation


    بی بیانی

لغت پیشنهادی

responsibly

لغت پیشنهادی

apposition

لغت پیشنهادی

devotes