rhetoric
rhetoric - لفاظی
noun - اسم
UK :
US :
language that is used to persuade or influence people especially language that sounds impressive but is not actually sincere or useful
زبانی که برای متقاعد کردن یا تأثیرگذاری بر مردم استفاده میشود، بهویژه زبانی که تأثیرگذار به نظر میرسد اما در واقع صادقانه یا مفید نیست.
هنر صحبت کردن یا نوشتن برای متقاعد کردن یا تأثیرگذاری بر مردم
گفتار یا نوشتار با هدف مؤثر بودن و تأثیرگذاری بر مردم است
مطالعه راههای استفاده مؤثر از زبان
زبان هوشمندانه ای که خوب به نظر می رسد اما صادقانه نیست یا معنای واقعی ندارد
گفتار یا نوشتاری که مؤثر و متقاعدکننده باشد
بلاغت نیز هنر سخن گفتن و نوشتن مؤثر یا مطالعه این هنر است.
سعی نکنید با این همه حقایق و لفاظی های بوروکراتیک ما را فریب دهید.
Indeed since the Dec. 24 election Mr Erbakan has been backpedaling on much of his campaign rhetoric.
در واقع، از زمان انتخابات 24 دسامبر، آقای اربکان از بسیاری از لفاظی های تبلیغاتی خود عقب نشینی کرده است.
The answer must be hope that things might just improve; that one day soon reality will match rhetoric.
پاسخ باید امید به بهبود اوضاع باشد. که یک روز به زودی واقعیت با لفاظی مطابقت خواهد داشت.
Mr Papandreou's Pasok, embittered and demoralised, remains unable to evolve from unreconstructed popularism and anti-right rhetoric.
پاسوک آقای پاپاندرو، تلخ و تضعیف شده، همچنان قادر به تکامل از محبوبیت بازسازی نشده و لفاظی های ضد راست نیست.
Emanuel Shinwell's rhetoric, and the arguments which Crosland himself had developed in his writing could not be brushed aside.
لفاظی امانوئل شینول و استدلال هایی که خود کراسلند در نوشته هایش مطرح کرده بود را نمی توان کنار گذاشت.
In an interesting discussion of varieties of egalitarianism, Plant attacks the rhetoric that links freedom only with consumer choice.
پلانت در بحثی جالب در مورد انواع برابری خواهی، به لفاظی هایی حمله می کند که آزادی را تنها با انتخاب مصرف کننده مرتبط می کند.
تنها دو هفته مانده به انتخابات، لفاظی های هر دو طرف در حال افزایش است.
لفاظی سیاستمداران مبارزات انتخاباتی
Pyongyang limited itself to rhetoric, and was cautious even in its comments about the dramatic developments in the South.
پیونگ یانگ خود را به لفاظی محدود کرد و حتی در اظهارنظرهای خود در مورد تحولات شگرف در جنوب نیز محتاط بود.
Gingrich, however is loathe to give up the familiar anti-Washington rhetoric that proved so popular in recent campaigns.
با این حال، گینگریچ از دست کشیدن از لفاظی های آشنای ضد واشنگتن که در کمپین های اخیر بسیار محبوب بود، بیزار است.
شعارهای سیاسی
صحبت های او فقط یک شعار توخالی بود.
سخنان او از سوی مخالفان به عنوان یک لفاظی صرف رد شد.
در پس تمام لفاظی ها، روابط او با ارتش متشنج است.
او آماده بود تا از لفاظی های ستیزه جویانه در حمله به مخالفان خود استفاده کند.
با وجود سخنان درباره اصلاحات، تغییر چندانی نکرده است.
سخنان رسمی در مورد فضایل خانواده های پرجمعیت
How far the president will be able to translate his campaign rhetoric into action remains to be seen.
هنوز مشخص نیست که رئیس جمهور تا کجا می تواند لفاظی های انتخاباتی خود را به عمل تبدیل کند.
من تحت تأثیر لفاظی های او قرار گرفتم تا تمام پس اندازم را به خیریه اهدا کنم.
در پاسخ به این سؤال، او فقط بسیاری از لفاظی های توخالی (= بی معنی) تولید کرد.
bombast
بمباران
grandiloquence
بزرگواری
fustian
فوستین
گاز
باد
verbiage
پرحرفی
eloquence
فصاحت
pomposity
شکوهمندی
articulacy
بیان
wordiness
کلامی
articulateness
شعر
magniloquence
سخن گفتن
هایپربولی
speechifying
نزدیکی
verbosity
جاسوسی
hyperbole
خودستایی
prolixity
فخر فروشی
spieling
لاف زدن
boastfulness
بلندی
boasting
آراستگی
bragging
سرکشی
loftiness
تیرگی
ornateness
قهرمانی ها
portentousness
تناسلی
turgidity
بیهوده گویی
eloquance
صدایی
heroics
orotundity
pompousness
rant
sonorousness