stigma

base info - اطلاعات اولیه

stigma - ننگ

noun - اسم

/ˈstɪɡmə/

UK :

/ˈstɪɡmə/

US :

family - خانواده
google image
نتیجه جستجوی لغت [stigma] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [stigma] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [stigma] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [stigma] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [stigma] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [stigma] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [stigma] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [stigma] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [stigma] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [stigma] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [stigma] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [stigma] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [stigma] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [stigma] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [stigma] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [stigma] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [stigma] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [stigma] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [stigma] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [stigma] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [stigma] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [stigma] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [stigma] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [stigma] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [stigma] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [stigma] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [stigma] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [stigma] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [stigma] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [stigma] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [stigma] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [stigma] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [stigma] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [stigma] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [stigma] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [stigma] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [stigma] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [stigma] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [stigma] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [stigma] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [stigma] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [stigma] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [stigma] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [stigma] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [stigma] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [stigma] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [stigma] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [stigma] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [stigma] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [stigma] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [stigma] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [stigma] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [stigma] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [stigma] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [stigma] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [stigma] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [stigma] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [stigma] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [stigma] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [stigma] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [stigma] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [stigma] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [stigma] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [stigma] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [stigma] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [stigma] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [stigma] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [stigma] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [stigma] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [stigma] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [stigma] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [stigma] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [stigma] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [stigma] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [stigma] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [stigma] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [stigma] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [stigma] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [stigma] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [stigma] در گوگل
description - توضیح
example - مثال
  • the social stigma of alcoholism


    انگ اجتماعی اعتیاد به الکل

  • There is no longer any stigma attached to being divorced.


    دیگر هیچ انگی برای طلاق گرفتن وجود ندارد.

  • He still suffered the stigma of having been rejected for the army.


    او هنوز از انگ طرد شدن برای ارتش رنج می برد.

  • She had to overcome the stigma attached to older workers.


    او باید بر انگی که به کارگران مسن تر وارد می شد غلبه می کرد.

  • There should not be a stigma around asking for help with your mental health.


    در مورد درخواست کمک برای سلامت روانی خود نباید انگی وجود داشته باشد.

  • There is no stigma to being made redundant.


    هیچ انگی برای بیهوده شدن وجود ندارد.

  • There is no stigma to losing your job.


    هیچ انگی برای از دست دادن شغل شما وجود ندارد.

  • He feels there is still a lot of stigma attached to being single.


    او احساس می کند که هنوز ننگ زیادی برای مجرد بودن وجود دارد.

  • Wider knowledge of the disease removed some of the stigma from it.


    دانش گسترده تر از این بیماری برخی از انگ ها را از آن حذف کرد.

  • There is no longer any stigma to being divorced.


    دیگر هیچ انگی برای طلاق وجود ندارد.

  • Being an unmarried mother no longer carries the social stigma that it used to.


    مادر مجرد بودن دیگر انگ اجتماعی سابق را به همراه ندارد.

  • There’s a stigma associated with low-income food programs.


    یک انگ مرتبط با برنامه های غذایی کم درآمد وجود دارد.

synonyms - مترادف
  • slur


    توهین

  • ignominy


    خواری

  • infamy


    بدنامی

  • smirch


    پوزخند

  • stain


    لکه دار کردن

  • discredit


    بی اعتبار کردن

  • disesteem


    بی احترامی

  • disgrace


    رسوایی

  • dishonourUK


    dishonourUK

  • disrepute


    بدنام کردن

  • shame


    شرم

  • taint


    عیب

  • blemish


    نارضایتی آمریکا

  • disfavorUS


    نارضایتی انگلستان

  • disfavourUK


    نسبت دادن

  • imputation


    علامت


  • ناسزا

  • obloquy


    بر عهده

  • onus


    سرزنش

  • reproach


    اندک


  • اسمیر

  • smear


    لک کردن

  • smudge


    تحقیر

  • besmirchment


    سرزنش کردن


  • لکه

  • blot


    بی ناموسی آمریکا

  • dishonorUS


    حقارت

  • humiliation


    بی شکوهی

  • ingloriousness


    اودیوم

  • odium


    جای زخم

  • scar


antonyms - متضاد
  • honorUS


    افتخار ایالات متحده

  • honourUK


    HonourUK

  • esteem


    احترام


  • غرور


  • توجه

  • admiration


    تحسین

  • prestige


    اعتبار

  • glory


    شکوه

  • acclaim


    تجلیل

  • acclamation


    تمجید

  • glorification


    ستایش

  • extolment


    شهرت

  • praise


    بزرگنمایی انگلستان

  • repute


    بزرگنمایی ایالات متحده

  • reverence


    شهرت، آبرو

  • adulation


    کرامت

  • aggrandisementUK


    ارتفاع

  • aggrandizementUS


    ادای احترام

  • laudation


    شایستگی

  • renown


    به رسمیت شناختن


  • تمجید می کند

  • dignity


    موافقت رسمی

  • elevation


    تعریف و تمجید

  • homage


  • merit




  • accolades


  • approbation


  • compliment



لغت پیشنهادی

thinkers

لغت پیشنهادی

unjust

لغت پیشنهادی

taping