stigma
stigma - ننگ
noun - اسم
UK :
US :
a strong feeling in society that being in a particular situation or having a particular illness is something to be ashamed of
احساس قوی در جامعه که قرار گرفتن در یک موقعیت خاص یا داشتن یک بیماری خاص چیزی است که باید از آن خجالت بکشید
بالای قسمت مرکزی یک گل که گرده را دریافت می کند و به آن اجازه می دهد دانه های جدید تشکیل دهد
a strong feeling of disapproval that most people in a society have about something especially when this is unfair
احساس شدید نارضایتی که بیشتر افراد در یک جامعه نسبت به چیزی دارند، به خصوص زمانی که این ناعادلانه باشد
بالای بخش ماده مرکزی یک گل، جایی که گرده دریافت می شود
a strong lack of respect for a person or a group of people or a bad opinion of them because they have done something society does not approve of
عدم احترام شدید نسبت به یک فرد یا گروهی از مردم یا داشتن نظر بد نسبت به آنها به دلیل انجام کاری که جامعه آن را تایید نمی کند.
the part of the pistil (= female part) of a flower that receives the pollen (= powder produced by the male part)
قسمتی از مادگی (= قسمت ماده) گل که گرده را دریافت می کند (= پودر تولید شده توسط قسمت نر)
The negative side of reputation is stigma.
جنبه منفی شهرت، ننگ است.
همه آنها به شدت آسیب دیده اند: شرم، ننگ و طرد اجتماعی شدید.
اما اگر به ننگ علیه رفتار ناامن حمله کنیم، ممکن است همین کار را برای آن انجام دهیم.
حتی زمانی که فردی از جنایت بیگناه تشخیص داده شود، اغلب این انگ باقی می ماند.
در ابتدا تحمل انگ بیکاری را بسیار سخت دیدم.
Farmers still have the problem of overcoming the stigma which all too often young people attach to working on the land.
کشاورزان هنوز مشکل غلبه بر انگی را دارند که اغلب جوانان به کار بر روی زمین می چسبند.
Pollen must be transferred by hand from one flower to the stigma of another flower on a separate plant.
گرده باید با دست از یک گل به کلاله گل دیگر در یک گیاه جداگانه منتقل شود.
The stigma may not result from associating her language with ignorance, but the unkindness is just as real.
ممکن است ننگ ناشی از مرتبط کردن زبان او با نادانی نباشد، اما نامهربانی به همان اندازه واقعی است.
من هم نمی خواستم این انگ روی تو باشد.
انگ اجتماعی اعتیاد به الکل
دیگر هیچ انگی برای طلاق گرفتن وجود ندارد.
او هنوز از انگ طرد شدن برای ارتش رنج می برد.
او باید بر انگی که به کارگران مسن تر وارد می شد غلبه می کرد.
در مورد درخواست کمک برای سلامت روانی خود نباید انگی وجود داشته باشد.
هیچ انگی برای بیهوده شدن وجود ندارد.
هیچ انگی برای از دست دادن شغل شما وجود ندارد.
او احساس می کند که هنوز ننگ زیادی برای مجرد بودن وجود دارد.
دانش گسترده تر از این بیماری برخی از انگ ها را از آن حذف کرد.
دیگر هیچ انگی برای طلاق وجود ندارد.
مادر مجرد بودن دیگر انگ اجتماعی سابق را به همراه ندارد.
یک انگ مرتبط با برنامه های غذایی کم درآمد وجود دارد.
slur
توهین
ignominy
خواری
infamy
بدنامی
smirch
پوزخند
stain
لکه دار کردن
discredit
بی اعتبار کردن
disesteem
بی احترامی
disgrace
رسوایی
dishonourUK
dishonourUK
disrepute
بدنام کردن
shame
شرم
taint
عیب
blemish
نارضایتی آمریکا
disfavorUS
نارضایتی انگلستان
disfavourUK
نسبت دادن
imputation
علامت
ناسزا
obloquy
بر عهده
onus
سرزنش
reproach
اندک
اسمیر
smear
لک کردن
smudge
تحقیر
besmirchment
سرزنش کردن
لکه
blot
بی ناموسی آمریکا
dishonorUS
حقارت
humiliation
بی شکوهی
ingloriousness
اودیوم
odium
جای زخم
scar
honorUS
افتخار ایالات متحده
honourUK
HonourUK
esteem
احترام
غرور
توجه
admiration
تحسین
prestige
اعتبار
glory
شکوه
acclaim
تجلیل
acclamation
تمجید
glorification
ستایش
extolment
شهرت
praise
بزرگنمایی انگلستان
repute
بزرگنمایی ایالات متحده
reverence
شهرت، آبرو
adulation
کرامت
aggrandisementUK
ارتفاع
aggrandizementUS
ادای احترام
laudation
شایستگی
renown
به رسمیت شناختن
تمجید می کند
dignity
موافقت رسمی
elevation
تعریف و تمجید
homage
merit
accolades
approbation
compliment
