susceptible
susceptible - مستعد
adjective - صفت
UK :
US :
احتمالاً از یک بیماری خاص رنج می برند یا تحت تأثیر یک مشکل خاص قرار می گیرند
یک فرد مستعد به راحتی تحت تأثیر کسی یا چیزی قرار می گیرد یا جذب می شود
به راحتی تحت تأثیر چیزی قرار می گیرند یا آسیب می بینند
برای توصیف کسی که به راحتی تحت تأثیر عاطفی قرار می گیرد استفاده می شود
(especially of an idea or statement) able to be understood, proved, explained, etc. in a particular way
(مخصوصاً از یک ایده یا گزاره) قابل درک، اثبات، توضیح و غیره به روشی خاص
به راحتی تحت تأثیر چیزی قرار می گیرد یا احتمالاً از چیزی آسیب می بیند
اما این تأثیری بود که دوشس آرگیل همیشه روی آقایان مستعد داشت.
اگرچه این موضع از کشاله ران محافظت می کند، اما باعث می شود پای جلویی در معرض حرکت جلویی قرار گیرد.
The greatest challenge is strengthening judicial systems, which in some countries have long been susceptible to bribery or political pressure.
بزرگترین چالش، تقویت سیستمهای قضایی است که در برخی کشورها مدتهاست در معرض رشوه یا فشار سیاسی قرار دارند.
شاخه های جوان تر S. cordifolia نسبت به شاخه های مسن تر مستعد آسیب هستند.
Those who place permanent or temporary personnel are more susceptible to layoffs than State job service employment interviewers.
کسانی که پرسنل دائمی یا موقت را استخدام می کنند، نسبت به مصاحبه کنندگان استخدامی خدمات کار دولتی، بیشتر مستعد اخراج هستند.
با این حال، بازارهای شمال شرقی بیشتر مستعد آب و هوای شدید زمستانی هستند.
Well-intentioned white allies of black political groups are even more susceptible to this mistake than most black leaders.
متحدان سفیدپوست خوشنیت گروههای سیاسی سیاهپوست حتی بیشتر از بسیاری از رهبران سیاهپوست در معرض این اشتباه هستند.
در این مرحله شنای آزاد است که مستعد درمان است.
یک پسر جوان مستعد
او به شدت مستعد چاپلوسی است.
برخی از این گیاهان بیشتر از سایرین در معرض آسیب سرمازدگی هستند.
مصرف نمک ممکن است منجر به افزایش فشار خون در بزرگسالان مستعد شود.
چند بیماری شناخته شده وجود دارد که مستعد درمان پزشکی نیستند.
او هم جذاب و هم حساس بود.
آیا این وضعیت مستعد اصلاح قانون نیست؟
حقایق مستعد تفسیرهای گوناگون هستند.
تصور می شود که برخی از سگ ها از نظر ژنتیکی مستعد ابتلا به این بیماری هستند.
این عمل او را مستعد عفونت کرده بود.
او خیلی مستعد چاپلوسی نیست.
These plants are particularly susceptible to frost.
این گیاهان به ویژه در برابر سرما حساس هستند.
در میان کودکان حساس، این بیماری می تواند بسیار سریع توسعه یابد.
آنها نوجوانان مستعد را متقاعد می کنند که از پول خود جدا شوند.
نمایشنامه های شکسپیر مستعد تفسیرهای گوناگون هستند.
حقایق مستعد توضیحات دیگر هستند.
برخی افراد بیشتر از دیگران در معرض فشار همسالان هستند.
او بسیار مستعد سرماخوردگی است.
gullible
زود باور
naive
آدم ساده
آسیب پذیر
ingenuous
اشرافزاده
persuadable
متقاعد کننده
trusting
اعتماد کردن
unsuspecting
بی گمان
credulous
ساده لوح
impressionable
تاثیر پذیر
responsive
پاسخگو
حساس
unwary
بی احتیاط
acquiescent
رضایت بخش
amenable
قابلیت
defenselessUS
ایالات متحده بی دفاع
defencelessUK
بی دفاع انگلستان
exploitable
قابل بهره برداری
داده شده
gullable
غذا خوردن
inclined
شیب دار
influenceable
دمر
prone
فشار اور
pushover
پذیرا
receptive
قابل تاب خوردن
swayable
قابل تحمل
tractable
سازگار
adaptable
بیرون انداخته شده
disposed
عاطفی
بی گناه
قابل مدیریت
manageable
unsusceptible
غیر حساس
invulnerable
آسیب ناپذیر
insusceptible
غیر قابل تحمل
immune
مصون
resistant
مقاوم
unaffected
بی تاثیر
unexposed
در معرض قرار نگرفته است
impervious
غیر قابل نفوذ
insensitive
تحت تأثیر
unaffected by
مقاومتی
resistive
در بالا
بسته
closed
حفاظت شده
protected
دافع
repellent
دفاع کرد
defended
بی خطر
مقاوم در برابر
resilient against
غیر قابل نفوذ در برابر
impenetrable against
تسلیم ناپذیر در برابر
unyielding against
