clips
clips - کلیپ های
N/A - N/A
UK :
US :
a small object usually made of metal or plastic used for fastening things together or holding them in position
جسم کوچکی که معمولاً از فلز یا پلاستیک ساخته می شود و برای چسباندن اشیاء به هم یا نگه داشتن آنها در موقعیت استفاده می شود
بخش کوتاهی از یک فیلم یا برنامه تلویزیونی
سریع
ظرفی که به تفنگ بسته شده و گلوله ها از آن به داخل تفنگ می رود تا شلیک شود
عمل بریدن چیزی برای مرتب کردن آن
ضربه سریع به پهلوی سر کسی
بریدن چیزی با قیچی یا ابزار تیز مشابه، مخصوصاً مرتب کردن آن
برای کاهش چیزی به مقدار ذکر شده
ضربه زدن به چیزی یا کسی با یک حرکت تند کوتاه
لگد زدن به یک توپ فوتبال یا ضربه زدن به توپ گلف در ارتفاع بالا برای فاصله کوتاهی
in American football to block a player (= try to stop them) from behind and typically below their waist, in a way that is against the rules
در فوتبال آمریکایی، مسدود کردن یک بازیکن (= تلاش برای متوقف کردن آنها) از پشت و معمولاً زیر کمر، به روشی که خلاف قوانین است.
بستن چیزی با گیره
یک جسم معمولاً فلزی یا پلاستیکی که برای چسباندن چیزها به هم یا نگه داشتن آنها در موقعیت استفاده می شود
یک نرخ سرعت
ظرفی که گلولهها را در خود جای میدهد و آن را در یک تفنگ قرار میدهند
یک تکه کوچک از چیزی
کلیپ قسمت کوتاهی از یک فیلم یا ویدئویی است که به تنهایی نشان داده می شود
بریدن یک تکه از چیزی بزرگتر یا کامل
برای بستن با گیره
a paper/hair/tie clip
گیره کاغذ/مو/کراوات
سیم ها با یک گیره پلاستیکی به هم محکم می شدند.
من یه کلیپ از فیلم دیدم
یه کلیپ خوب راه افتادیم ولی کم کم سرعتمون کم شد.
آن پرچین نیاز به گیره دارد.
شما یک بار دیگر این کار را انجام می دهید و یک گیره دور گوش می گیرید، پسر من.
من می خواهم این آخر هفته پرچین را ببندم.
نگهبان آمد تا بلیط قطار من را ببندد (= سوراخی در آن ایجاد کند تا نشان دهد استفاده شده است).
من همیشه دستور العمل ها را از مجلات بریده می کنم.
کریستی یک دهم ثانیه را از رکورد خارج کرده است.
با لاستیک جلویش لبه ی پیاده رو قیچی کرد.
او یک ضربه آزاد را وارد محوطه جریمه کرد.
من توپ را از زیر درختی در سوراخ نهایی قیچی کردم.
The player that is clipped is unaware of the incoming hit and has no time to physically prepare for it.
بازیکنی که کلیپ می شود از ضربه دریافتی بی خبر است و زمانی برای آماده شدن فیزیکی برای آن ندارد.
همیشه می توانید یک پاپیون واقعی را از پاپیونی که روی آن بسته می شود تشخیص دهید.
وقتی برگه های خود را تمام کردید، آنها را به هم بچسبانید و به من تحویل دهید.
موهای بلندش را با گیره مو جمع کرده بود.
با یک کلیپ خوب به خانه رفتم.
یک کلیپ خبری
او کوپن ها را از روزنامه بیرون آورد.
ریشش را کوتاه کرده بود.
یک بیپر به کمربندش بسته بود.
extracts
عصاره
excerpts
گزیده ها
selections
انتخاب ها
snippets
تکه ها
scenes
صحنه های
cuttings
قلمه ها
fragments
قطعات
moments
لحظات
pieces
تریلرها
trailers
معابر
passages
نقل قول ها
quotations
نیش صدا
quotes
قاپ می زند
sound bites
وینیت ها
snatches
بیانیه
vignettes
شعارها
statements
مشاهدات
slogans
تارها
observations
نظرات
blurbs
تک لاینرها
comments
اعلامیه ها
one-liners
پاسخ
declarations
اطلاعیه ها
responses
ملاحظات
announcements
یادداشت
remarks
فرصت های عکس
notes
نمادها
photo opportunities
اخبار
notations
خروجی ها
news items
outtakes
undoes
لغو می کند
