crusade
crusade - جنگ صلیبی
noun - اسم
UK :
US :
تلاش مصمم برای تغییر چیزی چون فکر می کنید از نظر اخلاقی حق با شماست
one of a series of wars fought in the 11th, 12th, and 13th centuries by Christian armies trying to take Palestine from the Muslims
یکی از سلسله جنگ هایی که در قرن های 11، 12 و 13 توسط ارتش های مسیحی در تلاش برای گرفتن فلسطین از مسلمانان انجام شد.
برای شرکت در یک جنگ صلیبی
تلاشی طولانی و مصمم برای رسیدن به چیزی که به شدت به آن اعتقاد دارید
one of the religious wars (= crusades) fought by Christians, mostly against Muslims in Palestine, in the 11th, 12th, 13th, and 17th centuries
یکی از جنگهای مذهبی (= جنگهای صلیبی) که مسیحیان عمدتاً علیه مسلمانان در فلسطین در قرنهای 11، 12، 13 و 17 انجام دادند.
تلاش برای رسیدن به چیزی که شدیداً به آن اعتقاد دارید
تلاشی طولانی و مصمم برای رسیدن به چیزی که شدیداً به آن اعتقاد دارید
The Crusades were a series of wars in the 11th, 12th, and 13th centuries fought between Christians from Europe and Muslims in the region around the eastern Mediterranean Sea.
جنگهای صلیبی مجموعهای از جنگها در قرنهای 11، 12 و 13 بود که بین مسیحیان اروپا و مسلمانان در منطقه اطراف شرق دریای مدیترانه درگرفت.
تصحیح آنها اصلاح مفاهیم رازآلود ویکتوریایی بود، جنگ صلیبی برخاسته از انرژی های واکنشی.
The president also would require tobacco companies to pay for a $ 150 million advertising crusade to stop young people from smoking.
رئیسجمهور همچنین از شرکتهای دخانیات میخواهد برای یک جنگ تبلیغاتی 150 میلیون دلاری برای جلوگیری از سیگار کشیدن جوانان بپردازند.
Alice was to be handed over to a guardian nominated by Richard, who would marry her after his return from crusade.
آلیس قرار بود به سرپرستی که توسط ریچارد معرفی شده بود، تحویل داده شود، که پس از بازگشت از جنگ صلیبی با او ازدواج می کرد.
او قصد دارد به جنگ صلیبی خود علیه سکس و خشونت در تلویزیون ادامه دهد.
The fact that it was invited to join a coalition marks the crowning achievement of its crusade to achieve political respectability.
این واقعیت که از این کشور برای پیوستن به یک ائتلاف دعوت شد، نشاندهنده تاج موفقیت جنگ صلیبی آن برای دستیابی به اعتبار سیاسی است.
او به عنوان یک سیاستمدار مبارزه برای حقوق زنان را به یک جنگ صلیبی شخصی تبدیل کرده است.
In the crusade for civil rights, the federal government sets a uniform standard that overrides local prejudices.
در جنگ صلیبی برای حقوق مدنی، دولت فدرال استاندارد یکسانی را تعیین می کند که بر تعصبات محلی غلبه می کند.
ما در جنگ صلیبی برای یک بودجه متعادل با تخفیف مالیاتی پیروز شدیم.
برای رهبری یک جنگ صلیبی علیه جنایت
جنگ صلیبی اخلاقی او در سال 1963 آغاز شد.
یک جنگ صلیبی برای دادن حق مرگ به افراد بیمار لاعلاج
او به مدت 23 سال یک جنگ صلیبی برای صلح را رهبری کرد.
او در یک جنگ صلیبی است تا کلیسا را به مردم برساند.
به نظر می رسد که او در حال انجام یک جنگ صلیبی شخصی برای متوقف کردن این کار ساختمانی است.
این کتاب والدین را ترغیب می کند که به جنگ صلیبی علیه جنایت بپیوندند.
این موسسه خیریه امشب جنگ صلیبی بزرگ خود را علیه بی خانمانی آغاز کرد.
او یک جنگ صلیبی را رهبری کرد تا به افراد بیمار لاعلاج حق مرگ بدهد.
ما باید به جنگ صلیبی علیه جنایت ادامه دهیم.
آنها مدتهاست که درگیر جنگ صلیبی برای برابری نژادی بوده اند.
جنگ صلیبی اخلاقی علیه مواد مخدر
او علیه رابطه جنسی و خشونت در تلویزیون جنگید.
او در جنگ صلیبی برای برابری نژادی شرکت دارد.
او به طور خستگی ناپذیر برای حقوق شهروندی جنگید.
جنگجوی صلیبی برای عدالت اجتماعی
پویش
جنبش
راندن
فشار دادن
تلاش
علت
عمل
bandwagon
واگن
ابتکار عمل
juggernaut
نیروی عظیم منهدم کننده
تقلا
lobby
لابی
مبارزه کردن
mobilisationUK
mobilisationUK
mobilizationUS
بسیج ایالات متحده
تظاهرات
march
مارس
evangelism
بشارت
دلیل خوب
تنها دلیل
شرکت، پروژه
blitz
حمله رعد اسا
تعهد
undertaking
اعزام
expedition
درخواست
نبرد
programUS
programUS
programmeUK
programmeUK
اندازه گرفتن
حرکت
halt
مکث
stoppage
توقف