appraisal
appraisal - ارزیابی
noun - اسم
UK :
US :
بیانیه یا نظری که ارزش، ارزش یا شرایط چیزی را قضاوت می کند
a meeting between a manager and a worker to discuss the quality of someone’s work and how well they do their job
جلسه ای بین یک مدیر و یک کارگر برای بحث در مورد کیفیت کار یک نفر و اینکه چقدر کارش را خوب انجام می دهد
عمل بررسی کسی یا چیزی به منظور قضاوت در مورد کیفیت، موفقیت یا نیازهای او
جلسه ای که در آن یک کارمند پیشرفت، اهداف و نیازهای خود را در محل کار با مدیر یا کارفرمای خود مورد بحث قرار می دهد.
a meeting in which an employee discusses his or her progress aims, and needs at work with his or her manager or employer
بررسی ارزش، شرایط، کیفیت و غیره چیزی
جلسه ای بین یک کارمند و مدیرش برای بحث در مورد پیشرفت، اهداف و نیازهای آنها در محل کار
پیشرفت در یادداشت برداری مستلزم ارزیابی صادقانه یادداشت های خود است.
اگر اکنون ارزیابی نشان دهد که اصولاً دارای اعتبار است، مرحله بعدی اعمال است.
یک ارزیابی سرمایه گذاری همراه با پروژه ارائه می شود.
An investment appraisal comes with the project.
بر این اساس می توان از روش های ارزیابی سرمایه گذاری که در اینجا توضیح داده شده است استفاده کرد.
یکی از تمرینات مورد علاقه من، آموزش در خانه برای شرکا در مورد چگونگی صحبت موثرتر با همکاران در مورد ارزیابی عملکرد است.
One of my favorite exercises is in-house training for partners on how to talk more effectively with associates regarding performance appraisal.
این تحقیق به منظور کمک به یک پایه بهبود یافته برای آموزش معلمان و ارزیابی معلمان طراحی شده است.
The research is designed to contribute to an improved foundation for teacher training and teacher appraisal.
به موضوع ارزیابی باید زمان لازم برای آماده سازی و فرصتی برای تأیید گزارش داده شود.
The subject of the appraisal should be given time to prepare and the opportunity to corroborate the report.
معلوم است که ارزیابی انجام شده و اطلاعات نزد وزیر است.
It is well known that the appraisal has been carried out and that the information is with the Minister.
او ارزیابیهای دقیق انتقادی زیادی از کار او خوانده بود.
او در ارزیابی شانس های تیمش صادق بود.
این گزارش مورد ارزیابی قرار گرفته است.
من امروز ارزیابی خود را دارم.
staff/performance appraisal
ارزیابی کارکنان/عملکرد
این شرکت دارای سیستم ارزیابی سالانه است.
او یک ارزیابی سریع از سایر مهمانان انجام داد.
اکنون یک ارزیابی دقیق از این طرح انجام خواهد شد.
He was asked to give an independent appraisal.
از او خواسته شد که یک ارزیابی مستقل ارائه دهد.
این روزنامه به ارزیابی سرمقاله ای از دستاوردهای دولت در سال گذشته پرداخت.
بسیاری از شرکت ها به طور منظم ارزیابی شغلی را انجام می دهند، اغلب به صورت سالانه.
او گفت که تمایل به ارزیابی صادقانه برای شناسایی حقایق واقعی این موضوع وجود دارد.
Items valued at over $500 require written independent appraisals.
اقلامی که بیش از 500 دلار ارزش دارند نیاز به ارزیابی کتبی مستقل دارند.
یک ارزیابی خصوصی املاک و مستغلات برای فروش، ارزش آن را 1.53 میلیون دلار نشان داد.
Performance appraisals focus centrally on task standards and on work behaviours, not on personality.
ارزیابی عملکرد به طور متمرکز بر استانداردهای وظایف و رفتارهای کاری متمرکز است، نه بر شخصیت.
میلیون ها کارمند تحت ارزیابی رسمی قرار می گیرند.
ارزیابی
برآورد کردن
estimation
تخمین زدن
قضاوت انگلستان
judgementUK
قضاوت ایالات متحده
judgmentUS
مرور
appraisement
ثابت
رتبه بندی
توجه
gagingUS
gaugingUK
gagingUS
موجودی
gaugingUK
سنجش
قضاوت ارزشی
assay
جمع بندی
اندازه گیری
summing-up
ارزش گذاری
sizing up
نظر
valuation
تحلیل و بررسی
حساب کردن
عزم
reckoning
چشم انداز
determination
نمره
انتقاد
محاسبه
نقد
مشاهده
calculation
علامت
critique
indifference
بی تفاوتی
apathy
کناره گیری
detachment
بی علاقگی
disinterest
بی توجهی
disinterestedness
کنجکاوی
disregard
بی اعتنایی
incuriousness
بی عاطفه
incuriosity
بی عاطفه بودن
nonchalance
بی طرفی
unconcern
بی احتیاطی
callousness
بی علاقه
dispassionateness
عدم پاسخگویی
impartiality
تصادفی بودن
impassiveness
فاصله
insouciance
عدم تحمل
uninterest
رضایت
unresponsiveness
عدم حساسیت
casualness
کمبود علاقه
عینیت
impassivity
complacence
insensitivity
objectivity