bypass
bypass - میان بر
noun - اسم
UK :
US :
جاده ای که به جای عبور از یک شهر یا سایر مناطق شلوغ دیگر می گذرد
لوله ای که به گاز یا مایع اجازه می دهد تا در اطراف چیزی جریان یابد نه از طریق آن
به جای عبور از یک شهر یا مکان های شلوغ دیگر
برای اجتناب از اطاعت از یک قانون، سیستم یا شخصی که در یک موقعیت رسمی قرار دارد
اجتناب از چیزی مانند قانون، قانون، یا سیستم، یا اجتناب از درگیر کردن کسی در یک فرآیند
برای جلوگیری از چیزی با دور زدن آن
نادیده گرفتن یک قانون یا مقام رسمی
a medical operation in which the flow of a person's blood is changed to avoid a diseased part of their heart
یک عمل پزشکی که در آن جریان خون فرد تغییر می کند تا از قسمتی از قلب بیمار جلوگیری شود
جاده ای که در اطراف یک شهر یا روستا ساخته شده است تا ترافیک نیازی به عبور از آن نداشته باشد
جاده ای که در اطراف یک شهر ساخته شده است تا ترافیک را در حاشیه شهر به جای عبور از آن ببرد
با این حال، در سال 1904، کانال مصنوعی قبلاً گل و لای شده بود و یک مسیر کنارگذر باید بریده می شد.
کنارگذر دیگری قطع شد. آن را بیش از حد گل و لای تا.
من از تبریک او به دولت برای تکمیل مسیر کنارگذر چلمزفورد سپاسگزارم.
پیشنهاد دور زدن شکست خورده توسط ادوارد لوکاس، عضو شورای محله، رونمایی شد.
The normal gastric mucosa can prevent bypass diffusion of potentially noxious substances from the gastric lumen.
مخاط طبیعی معده می تواند از انتشار بای پس مواد بالقوه مضر از مجرای معده جلوگیری کند.
ایستگاه راهآهن مجدداً در پایین خط قرار گرفته است تا جا برای کنارگذر شهر باز شود.
اولین مورد به دنبال افتتاح کنارگذر است، اما قبل از بهبود جاده Woolmer.
People with kidney failure are increasingly undergoing bypass and vessel-opening procedures.
افراد مبتلا به نارسایی کلیه به طور فزاینده ای تحت عمل بای پس و باز کردن عروق قرار می گیرند.
کنارگذر غربی اطراف شهر
the Newbury bypass
کنارگذر نیوبوری
جراحی بای پس قلب
عملیات بای پس سه گانه
coronary bypass surgery
جراحی بای پس عروق کرونر
این بخش از کنارگذر تا ژانویه به پایان خواهد رسید.
آنها در حال ساخت یک کنارگذر جدید در اطراف شهر هستند.
از کنارگذر به سمت فرودگاه رفتیم.
ترافیک در کنارگذر
کنارگذر در حال ساخت است و قرار است سال آینده به پایان برسد.
زیر کنارگذر ادامه دهید و در چراغ راهنمایی به راست بپیچید.
اعتراضاتی به ساختمان کنارگذر صورت گرفت.
جاده ای را در پیش گرفتیم که شهر را دور می زد.
خط لوله نفت منطقه حفاظت شده بیابان را دور می زند.
آنها کمیته را دور زدند و مستقیماً به سمت مدیریت ارشد رفتند.
از بزرگراهی که ریچموند را دور می زند بروید تا از ترافیک سنگین جلوگیری کنید.
شکل. ارسال اخبار در اینترنت منابع خبری سنتی مانند رادیو و تلویزیون را دور می زند.
dodge
طفره رفتن
اجتناب کردن
evade
کنار گذاشتن
sidestep
دور زدن
circumvent
اردک
duck
فرار کردن
elude
در رفتن
دامن
skirt
شرک کردن
shirk
ضرب و شتم
میانبر
shortcut
ظرافت
finesse
خارج از کناره
outflank
غلبه بر ایالات متحده
outmaneuverUS
غلبه بر انگلستان
outmanoeuvreUK
بورک
burke
سفر به اینجا و آنجا
دوری از
خارج شدن از
انحراف بدن
body-swerve
گرد شدن
دور بزن
پلک زدن در
blink at
چشمک زدن به
wink at
حرکت از
depart from
انحراف از
deviate from
راه پس گرفتن
دور انبار بروید
اجتناب کنید
shun
دامن گرد
skirt round
دنبال کردن
نگاه داشتن
ملاقات
obey
اطاعت کن
رعایت کنید
abut
مربوط به
adjoin
مجاورت کردن
اتصال
converge
همگرا شوند
صلیب
intersect
تقاطع
پیوستن
ارتباط دادن
دست زدن به
unite
متحد کردن
comply with
مطابقت داشته باشد
با هم بیایند
مرز
neighbourUK
همسایه انگلستان
verge on
در آستانه
annexeUK
AnnexeUK
annexUS
annexUS
neighborUS
همسایه ایالات متحده
impinge
برخورد کردن
رسیدن
ضمیمه شده به
append
ضمیمه
پیوند به
ترکیب با
زوج با
ارتباط با
