reign

base info - اطلاعات اولیه

reign - سلطنت کنند

noun - اسم

/reɪn/

UK :

/reɪn/

US :

family - خانواده
google image
نتیجه جستجوی لغت [reign] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [reign] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [reign] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [reign] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [reign] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [reign] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [reign] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [reign] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [reign] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [reign] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [reign] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [reign] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [reign] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [reign] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [reign] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [reign] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [reign] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [reign] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [reign] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [reign] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [reign] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [reign] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [reign] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [reign] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [reign] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [reign] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [reign] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [reign] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [reign] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [reign] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [reign] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [reign] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [reign] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [reign] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [reign] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [reign] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [reign] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [reign] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [reign] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [reign] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [reign] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [reign] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [reign] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [reign] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [reign] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [reign] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [reign] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [reign] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [reign] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [reign] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [reign] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [reign] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [reign] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [reign] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [reign] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [reign] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [reign] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [reign] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [reign] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [reign] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [reign] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [reign] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [reign] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [reign] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [reign] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [reign] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [reign] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [reign] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [reign] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [reign] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [reign] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [reign] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [reign] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [reign] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [reign] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [reign] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [reign] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [reign] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [reign] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [reign] در گوگل
description - توضیح
example - مثال
  • By the end of his reign, the vast empire was in decline.


    در پایان سلطنت او، امپراتوری وسیع رو به زوال بود.

  • The house was built during the reign of Henry VIII.


    این خانه در زمان سلطنت هنری هشتم ساخته شد.

  • Sir Alex Ferguson's reign at Manchester United


    دوران سلطنت سرالکس فرگوسن در منچستریونایتد

  • The story only came out during the final days of his reign as Chief Executive.


    این داستان تنها در روزهای پایانی سلطنت او به عنوان رئیس اجرایی منتشر شد.

  • Look at that rain! We'll be drenched if it doesn't stop.


    به آن باران نگاه کن! اگر قطع نشود خیس می شویم.

  • Take an umbrella—it's going to rain.


    یک چتر بردارید - باران خواهد بارید.


  • کشور در طول سلطنت طولانی او به طرز چشمگیری تغییر کرد.

  • Henry Bolingbroke was soon to reign in England as Henry IV.


    هنری بولینگبروک به زودی به عنوان هنری چهارم در انگلستان سلطنت کرد.

  • She's been given free rein to spend the money however she wants.


    به او اختیار داده شده تا پول را هر طور که می خواهد خرج کند.

  • They should learn to rein in their opinions, otherwise they'll offend somebody.


    آنها باید یاد بگیرند که نظرات خود را مهار کنند، در غیر این صورت به کسی توهین می کنند.

  • Queen Victoria reigned over Britain from 1837 to 1901.


    ملکه ویکتوریا از سال 1837 تا 1901 بر بریتانیا سلطنت کرد.

  • The bomb attacks produced a panic which reigned over the city.


    حملات بمبی باعث ایجاد وحشتی شد که بر شهر حاکم شد.

  • Love reigned supreme in her heart.


    عشق در قلب او حکمفرما بود.

  • the reign of Henry VIII


    دوران سلطنت هنری هشتم


  • دوران موفقیت آمیز او به عنوان مدیر تیم

  • the reign of Louis XIV


    سلطنت لویی چهاردهم

synonyms - مترادف

  • قانون


  • کنترل


  • قدرت


  • سلطه

  • dominion


    فرمان


  • تاب خوردن

  • sway


    نگه دارید


  • گرفتن

  • grip


    تسلط

  • mastery


    حق حاکمیت

  • sovereignty


    نفوذ


  • کلاچ

  • clutch


    بازو

  • arm


    مدیریت


  • رهبری


  • مهار

  • reins


    هژمونی

  • hegemony


    سلطنت

  • monarchy


    چنگال مرگ

  • death grip


    برتری

  • dominance


    صلاحیت قضایی

  • domination


    غلبه

  • supremacy


    زور

  • ascendancy


    دولت

  • jurisdiction


    ممکن

  • clout


    فهم

  • predominance





  • grasp


antonyms - متضاد
  • impotence


    ناتوانی جنسی

  • powerlessness


    ناتوانی

  • impotency


    حقارت

  • incapacity


    تابعیت

  • inferiority


    اطاعت

  • subordination


    ضعف

  • subservience


    تسلیم شدن

  • weakness


    ارسال

  • surrender


    رهایی

  • yielding


    تصور غلط

  • submission


    سوء تفاهم

  • subjection


    ناکارآمدی


  • عجز

  • misconception


    انقیاد

  • misunderstanding


    فروتنی

  • inefficiency


    دموکراسی

  • inability


    ذیل

  • subjugation


    عیب

  • modesty


    نوکری


  • خارج از


  • عدم درک

  • disadvantage


    جهل

  • servility



  • incomprehension


  • noncomprehension


  • ignorance


لغت پیشنهادی

bespectacled

لغت پیشنهادی

blue-chip

لغت پیشنهادی

howdy