surveys

base info - اطلاعات اولیه

surveys - نظرسنجی ها

N/A - N/A

ˈsɝː.veɪ

UK :

ˈsɜː.veɪ

US :

family - خانواده
google image
نتیجه جستجوی لغت [surveys] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [surveys] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [surveys] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [surveys] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [surveys] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [surveys] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [surveys] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [surveys] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [surveys] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [surveys] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [surveys] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [surveys] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [surveys] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [surveys] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [surveys] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [surveys] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [surveys] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [surveys] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [surveys] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [surveys] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [surveys] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [surveys] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [surveys] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [surveys] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [surveys] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [surveys] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [surveys] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [surveys] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [surveys] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [surveys] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [surveys] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [surveys] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [surveys] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [surveys] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [surveys] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [surveys] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [surveys] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [surveys] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [surveys] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [surveys] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [surveys] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [surveys] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [surveys] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [surveys] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [surveys] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [surveys] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [surveys] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [surveys] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [surveys] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [surveys] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [surveys] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [surveys] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [surveys] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [surveys] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [surveys] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [surveys] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [surveys] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [surveys] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [surveys] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [surveys] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [surveys] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [surveys] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [surveys] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [surveys] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [surveys] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [surveys] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [surveys] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [surveys] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [surveys] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [surveys] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [surveys] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [surveys] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [surveys] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [surveys] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [surveys] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [surveys] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [surveys] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [surveys] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [surveys] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [surveys] در گوگل
description - توضیح
example - مثال
  • A recent survey found/revealed/showed that 58 percent of people did not know where their heart is.


    یک نظرسنجی اخیر نشان داد / فاش کرد / نشان داد که 58 درصد از مردم نمی دانند قلبشان کجاست.

  • to conduct/carry out/do a survey


    انجام/انجام/انجام نظرسنجی

  • a geological survey


    یک بررسی زمین شناسی

  • His new book is a survey of European theatre in the 19th century.


    کتاب جدید او بررسی تئاتر اروپا در قرن نوزدهم است.

  • He got out of the car to survey the damage.


    او از ماشین پیاده شد تا خسارت را بررسی کند.

  • She has written a book which surveys (= describes in detail) the history of feminism.


    او کتابی نوشته است که تاریخ فمینیسم را بررسی می کند (= به تفصیل شرح می دهد).

  • Before the new railway was built, its route was carefully surveyed.


    قبل از اینکه راه آهن جدید ساخته شود، مسیر آن به دقت بررسی شد.

  • The researchers surveyed the attitudes of 2,500 college students.


    محققان نگرش 2500 دانشجوی کالج را مورد بررسی قرار دادند.

  • Many of the listeners surveyed said that they were not satisfied with the station's programming.


    بسیاری از شنوندگان مورد بررسی گفتند که از برنامه های تلویزیون راضی نیستند.

  • A recent survey found that working women want better child care and flexible hours.


    یک نظرسنجی اخیر نشان داد که زنان شاغل خواهان مراقبت از کودکان بهتر و ساعات کاری انعطاف پذیر هستند.

  • Geological surveys are an important tool used in locating oil reserves.


    بررسی های زمین شناسی ابزار مهمی است که در مکان یابی ذخایر نفتی مورد استفاده قرار می گیرد.

  • His new book is a survey of contemporary Latin American architecture.


    کتاب جدید او بررسی معماری معاصر آمریکای لاتین است.

  • After we’d finished painting the kitchen we stood back and surveyed our work.


    بعد از اینکه نقاشی آشپزخانه را تمام کردیم، عقب ایستادیم و کارمان را بررسی کردیم.

  • The property must be surveyed before you can buy it.


    قبل از خرید ملک باید بررسی شود.

  • Researchers surveyed the political opinions of 2000 college students.


    محققان عقاید سیاسی 2000 دانشجو را بررسی کردند.


  • نظرسنجی از 584 شرکت نشان داد که هیچ رابطه ای بین ساختار طرح انگیزه فروش شرکت و سود یا زیان آن در سهم بازار وجود ندارد.


  • ما باید یک نظرسنجی انجام دهیم تا بفهمیم مشتریان ما واقعاً چه می خواهند.

  • A detailed survey of the building plot has already been carried out.


    بررسی دقیق قطعه ساختمان قبلاً انجام شده است.


  • قبل از اینکه با خرید آن موافقت کنیم، باید یک بررسی مستقل از ملک را برنامه ریزی کنیم.

  • The survey revealed a number of problems that will have to be repaired.


    این بررسی تعدادی از مشکلات را نشان داد که باید تعمیر شوند.

  • The researchers surveyed the attitudes of 2,500 night shift workers.


    محققان نگرش 2500 کارگر شیفت شب را بررسی کردند.

  • She has written a book which surveys the history of the PR industry.


    او کتابی نوشته است که تاریخ صنعت روابط عمومی را بررسی می کند.


  • قبل از شروع پروژه ساختمان، زمین باید با جزئیات بررسی شود.

  • We had the house surveyed.


    ما خانه را بررسی کردیم.

synonyms - مترادف
  • examines


    بررسی می کند

  • scans


    اسکن می کند

  • inspects


    بازرسی می کند

  • observes


    مشاهده می کند

  • scrutinisesUK


    بررسی های انگلستان

  • scrutinizesUS


    ایالات متحده را موشکافی می کند

  • views


    دیدگاه ها

  • regards


    با احترام

  • reviews


    بررسی ها

  • studies


    مطالعات

  • contemplates


    تأمل می کند

  • eyes


    چشم ها

  • eyeballs


    کره چشم

  • prospects


    چشم انداز

  • assesses


    ارزیابی می کند

  • beholds


    می بیند

  • checks


    چک ها

  • considers


    در نظر می گیرد

  • overlooks


    مشرف می شود

  • oversees


    نظارت می کند

  • peruses


    مطالعه می کند

  • appraises


    ممیزی ها

  • audits


    برآوردها

  • estimates


    شناسایی انگلستان

  • reconnoitresUK


    تجزیه و تحلیل انگلستان

  • sees


    تجزیه و تحلیل ایالات متحده

  • analysesUK


    موارد

  • analyzesUS


    منفی

  • cases


  • cons


  • evaluates


antonyms - متضاد
  • ignorance


    جهل

  • neglect


    بی توجهی

  • negligence


    غفلت

لغت پیشنهادی

deducting

لغت پیشنهادی

diversity

لغت پیشنهادی

aggressive