checking
checking - چک کردن
N/A - N/A
UK :
US :
فاعل فاعل از بررسی
to make certain that something or someone is correct safe or suitable by examining it him or her quickly
با بررسی سریع آن چیزی یا کسی درست، ایمن یا مناسب است
برای اطلاع از چیزی
to stop someone from doing or saying something or to prevent something from increasing or continuing
جلوگیری از انجام یا گفتن چیزی، یا جلوگیری از افزایش یا تداوم چیزی
to give your bags to airport employees to be put on a plane for you rather than carrying them on and off the plane yourself
چمدانهایتان را به کارمندان فرودگاه بدهید تا برایتان سوار هواپیما شوند، نه اینکه خودتان آنها را در هواپیما حمل کنید.
to leave something with someone at a particular place so that they can take care of it for a short time
گذاشتن چیزی نزد کسی در مکانی خاص، تا بتواند برای مدت کوتاهی از آن مراقبت کند
If information checks, it agrees with other information
اگر اطلاعات بررسی شود، با سایر اطلاعات مطابقت دارد
علامت زدن چیزی با چک
in the game of chess, to put the other player's king under direct attack so that he or she is forced to defend against the attack in the next move
در بازی شطرنج، پادشاه طرف مقابل را در معرض حمله مستقیم قرار دهید تا در حرکت بعدی مجبور شود در مقابل حمله دفاع کند.
in some sports such as ice hockey, to try to make another player lose the ball or puck, for example by pushing them
در برخی از ورزشها مانند هاکی روی یخ، تلاش برای وادار کردن بازیکن دیگر به از دست دادن توپ یا به عنوان مثال با هل دادن آنها.
همیشه باید روغن، آب و لاستیک های خود را قبل از رفتن به یک سفر طولانی بررسی کنید.
گمرک ما را متوقف کرد و کیف های ما را برای مشروبات الکلی و سیگار بازرسی کرد.
بعد از اینکه امتحان را تمام کردم، پاسخ هایم را از نظر اشتباه بررسی کردم.
دکتر هفته آینده برای بررسی پیشرفت شما تماس خواهد گرفت.
من هر چند روز یک بار همسایه مسن خود را چک می کنم (= بازدید می کنم) تا مطمئن شوم که حالش خوب است.
من همیشه چک می کنم (که) قبل از خروج از خانه پنجره ها را بسته ام.
قبل از خروج از خانه همه درها را دوبار چک کرد (= همه را دو بار چک کرد).
دیروز بهشون زنگ زدم ببینم کی اومدن
اگر نزدیک گاراژ هستید، می توانید بررسی کنید (= بپرسید) آیا ماشین آماده است؟
اگر از حقوق قانونی خود مطمئن نیستید، با یک وکیل (= درخواست) بررسی می کنم.
آنها واکسیناسیون کودکان را در تلاش برای کنترل شیوع این بیماری آغاز کرده اند.
کارت پروازم را گرفتم و چمدانم را چک کردم.
بسیاری از خطوط هوایی برای چمدان های چک شده / چمدان / چمدان هزینه اضافی دریافت می کنند.
هوا گرم بود، بنابراین قبل از رفتن به گالری، کتهایمان را چک کردیم.
اظهارات او با اکثر گزارش های شاهدان عینی بررسی می شود.
به محض تکمیل هر مورد در لیست، آن را علامت بزنید.
inspection
بازرسی
معاینه
scrutiny
بررسی موشکافانه
تحقیق و بررسی
نظر سنجی
exploration
اکتشاف
تحلیل و بررسی
مرور
probe
پویشگر
بررسی
scan
اسکن کنید
مشاهده
جستجو کردن
ارزیابی
چشم انداز
audit
حسابرسی
مطالعه
perusal
چکاپ
checkup
توجه
appraisal
نظارت
recce
surveillance
آشفتگی
recce
نقشه برداری
supervision
تعمیرات اساسی
perlustration
فهرست
surveying
overhaul
vetting
inventory
appraising
assessing
ignorance
جهل
neglect
بی توجهی
