library

base info - اطلاعات اولیه

library - کتابخانه

noun - اسم

/ˈlaɪbreri/

UK :

/ˈlaɪbrəri/

US :

family - خانواده
google image
نتیجه جستجوی لغت [library] در گوگل
description - توضیح
  • a room or building containing books that can be looked at or borrowed


    یک اتاق یا ساختمان حاوی کتاب هایی که می توان به آنها نگاه کرد یا به امانت گرفت

  • a group of books, CDs etc collected by one person


    گروهی از کتاب ها، سی دی ها و غیره که توسط یک نفر جمع آوری شده است

  • a room in a large house where books are kept


    اتاقی در خانه ای بزرگ که در آن کتاب نگهداری می شود

  • a set of books, CDs, videos etc that are produced by the same company and have the same general appearance


    مجموعه ای از کتاب ها، سی دی ها، فیلم ها و غیره که توسط یک شرکت تولید می شوند و ظاهر کلی یکسانی دارند


  • ساختمان، اتاق یا سازمانی که مجموعه‌ای از کتاب‌ها، اسناد، موسیقی، و گاهی چیزهایی مانند ابزار یا آثار هنری را برای قرض گرفتن مردم، معمولاً بدون پرداخت، دارد.

  • a collection or set of books or recordings, all produced in the same style or about the same subject


    مجموعه یا مجموعه‌ای از کتاب‌ها یا فایل‌های ضبط‌شده، که همگی به یک سبک یا در مورد یک موضوع تولید شده‌اند


  • مجموعه ای از آهنگ ها یا قطعات موسیقی در یک سرویس موسیقی آنلاین


  • یک ساختمان، اتاق یا سازمانی که دارای مجموعه‌ای است. از کتاب‌ها، موسیقی و اطلاعاتی که می‌توان با رایانه برای خواندن، استفاده یا قرض گرفتن توسط رایانه به آنها دسترسی پیدا کرد

  • library books


    کتاب های کتابخانه

  • Her father's large library of travellers' tales was her mental furniture.


    کتابخانه بزرگ داستان های مسافران پدرش مبلمان ذهنی او بود.

  • The men dumped the mini outside Great Missenden library.


    مردان مینی را بیرون کتابخانه گریت میسندن انداختند.

  • All four heads took the unprompted view that there was a desperate need for professional library staff in secondary schools.


    هر چهار رئيس اين ديدگاه را بدون تعارف داشتند مبني بر اينكه نياز شديدي به كاركنان حرفه‌اي كتابخانه در مدارس متوسطه وجود دارد.

  • Napier alumni qualify for reduced membership rates at the university's libraries.


    فارغ التحصیلان Napier واجد شرایط کاهش نرخ عضویت در کتابخانه های دانشگاه هستند.

  • Mildly cheered by this glimmer of light in the midst of nightmare, she made her way down to the library.


    او که در میان کابوس از این نور درخشش ملایم تشویق شده بود، به سمت کتابخانه رفت.

  • It will also find its way on to the shelves of most major university libraries.


    همچنین راه خود را به قفسه های اکثر کتابخانه های دانشگاهی بزرگ پیدا می کند.

example - مثال
  • a public/university/school library


    یک کتابخانه عمومی / دانشگاهی / مدرسه


  • یک کتاب کتابخانه

  • a toy library (= for borrowing toys from)


    کتابخانه اسباب بازی (= برای امانت گرفتن اسباب بازی از)

  • How often do you go to the library?


    چند بار به کتابخانه می روید؟


  • می توانید آن را از کتابخانه محلی خود قرض بگیرید.

  • I got this very interesting book out of the library.


    این کتاب بسیار جالب را از کتابخانه بیرون آوردم.

  • a plan to provide mobile library services in rural environments


    طرح ارائه خدمات کتابخانه سیار در محیط های روستایی

  • a music/photo library


    کتابخانه موسیقی/عکس

  • The Media Centre houses a digital library of radio and television programmes.


    مرکز رسانه یک کتابخانه دیجیتالی از برنامه های رادیویی و تلویزیونی دارد.


  • یک نسخه جدید برای افزودن به کتابخانه خود

  • The family possessed an extensive library.


    خانواده دارای کتابخانه وسیعی بودند.

  • She had built up an impressive library of art books.


    او یک کتابخانه چشمگیر از کتاب های هنری ساخته بود.

  • a personal library of over 1 000 volumes


    یک کتابخانه شخصی با بیش از 1000 جلد

  • a library of children’s classics


    کتابخانه ای از آثار کلاسیک کودکان

  • A number of councils operate mobile libraries.


    تعدادی از شوراها کتابخانه های سیار را اداره می کنند.

  • Do you have any books to take back to the library?


    آیا کتابی برای بردن به کتابخانه دارید؟

  • Do you know about the other services available at your local library?


    آیا از سایر خدمات موجود در کتابخانه محلی خود اطلاعی دارید؟

  • I've been reading newspapers in the library.


    من در کتابخانه روزنامه می خواندم.

  • In 1784 he established his first circulating library (= lending library).


    در سال 1784 اولین کتابخانه در گردش خود (= کتابخانه امانت) را تأسیس کرد.

  • Students are taught library skills in the first week of their course.


    به دانش آموزان در هفته اول دوره آموزشی مهارت های کتابخانه ای آموزش داده می شود.

  • The library has an extensive collection of books on Chinese history.


    این کتابخانه دارای مجموعه گسترده ای از کتاب های تاریخ چین است.

  • The school has an excellent library.


    مدرسه دارای یک کتابخانه عالی است.

  • a holiday programme for children at the local library


    یک برنامه تعطیلات برای کودکان در کتابخانه محلی

  • teaching library skills to schoolchildren


    آموزش مهارت های کتابخانه ای به دانش آموزان

  • the Herbert Hoover presidential library in West Branch Iowa


    کتابخانه ریاست جمهوری هربرت هوور در شعبه غربی، آیووا


  • نیاز به بهبود تامین کتابخانه

  • a public/university library


    یک کتابخانه عمومی/دانشگاهی

  • Some libraries were lending MP3 players to students.


    برخی از کتابخانه ها پخش کننده های MP3 را به دانش آموزان قرض می دادند.

  • She set up a toy library for local parents and toddlers.


    او یک کتابخانه اسباب بازی برای والدین محلی و کودکان نوپا راه اندازی کرد.

  • the Penguin Shakespeare Library


    کتابخانه پنگوئن شکسپیر


  • می توانید کتابخانه موسیقی خود را با سایر کاربران به اشتراک بگذارید.

synonyms - مترادف
antonyms - متضاد
  • dispersal


    پراکندگی

  • scattering


لغت پیشنهادی

remark

لغت پیشنهادی

downgrade

لغت پیشنهادی

packers