membership
membership - عضویت
noun - اسم
UK :
US :
وقتی فردی عضو یک باشگاه، گروه یا سازمان است
همه اعضای یک باشگاه، گروه یا سازمان
تعداد افرادی که به یک باشگاه، گروه یا سازمان تعلق دارند
واقعیت عضویت در یک باشگاه یا یک سازمان
تعداد افرادی که به یک باشگاه یا یک سازمان تعلق دارند
the state of belonging to an organization
وضعیت تعلق به یک سازمان
همه افرادی که به یک سازمان تعلق دارند
وضعیت تعلق به یک سازمان یا توافقی که به موجب آن شخصی به یک سازمان می پیوندد
The membership is all the members of an organization
عضویت همه اعضای یک سازمان است
وضعیت تعلق به یک گروه یا سازمان
تعداد افرادی که به یک گروه یا سازمان تعلق دارند
اعضای یک گروه یا سازمان که به عنوان یک گروه در نظر گرفته می شود
Membership has dropped by 500,000 since 1986.
از سال 1986 تعداد اعضا 500000 نفر کاهش یافته است.
Membership is limited to the under-40s.
عضویت برای افراد زیر 40 سال محدود است.
امروزه بیش از هزار عضو دارد.
انجمن عکاسی بیشاپ استورفورد اکنون بیش از 50 عضو دارد.
با عضویت در انجمن برای شما کارت عضویت صادر می شود.
بدیهی است که انجمن پیشکسوتان عضوی نسبتا قدیمی و رو به زوال دارد.
دفعه بعد که در شهر هستید جزئیات عضویت را از باکس آفیس بپرسید.
برای واجد شرایط بودن عضویت، باید 55 سال یا بیشتر داشته باشید.
آیا وینچستر به غیر از عضویت حق تجدید نظر داشت؟
That is, membership of an exchange rate union is incompatible with the pursuit of an independent monetary policy.
یعنی عضویت در اتحادیه نرخ ارز با پیگیری یک سیاست پولی مستقل ناسازگار است.
هزینه عضویت چقدر است؟
The membership of the Association totals more than 700 across the country.
تعداد اعضای انجمن در سراسر کشور بیش از 700 نفر است.
عضویت کاملاً مخالف پذیرش زنان در باشگاه بود.
عضویت Wesleyan در سال 1816 189777 نفر بود که New Connexion جدا شده تنها 8146 نفر را اضافه کرد.
How have you managed to make use of your membership of the House of Lords in support of our national heritage?
چگونه توانسته اید از عضویت خود در مجلس اعیان در حمایت از میراث ملی ما استفاده کنید؟
Did you renew your membership in the sailing club?
آیا عضویت خود را در باشگاه قایقرانی تمدید کردید؟
چه کسانی واجد شرایط درخواست عضویت در انجمن هستند؟
عضویت در انجمن
امکان عضویت به صورت ماهانه یا سالانه وجود دارد.
a membership card/fee
کارت عضویت / هزینه
The membership has/have not yet voted.
اعضا هنوز رای نداده اند.
این باشگاه بیش از 500 عضو دارد.
He has resigned his membership of the club.
او از عضویت خود در این باشگاه استعفا داد.
او از اواخر دهه 1950 در این باشگاه عضویت داشته است.
She was denied membership in the fine arts club.
او از عضویت در باشگاه هنرهای زیبا محروم شد.
او امیدوار است که عضویت را افزایش دهد و بودجه جدید جذب کند.
Our membership base spanned every age.
پایگاه عضویت ما در هر سنی بود.
اعضای عمومی خواستار کناره گیری او شده بودند.
آنها عضویت خود را به کسانی که تبار مستقیم آلمانی داشتند محدود کردند.
شما باید برای عضویت در باشگاه ورزشی اقدام کنید.
a membership fee/card
حق عضویت/کارت
Annual membership (= the amount you have to pay to join a particular organization for one year) is £25.
عضویت سالانه (= مبلغی که باید برای پیوستن به یک سازمان خاص به مدت یک سال بپردازید) 25 پوند است.
Our membership is/are divided on the issue.
اعضای ما در مورد این موضوع تقسیم شده اند.
جامعه دارای تعداد بسیار زیادی عضو (= تعداد اعضا) است.
ما برای عضویت در باشگاه کشور درخواست دادیم.
برخی از باشگاه های بدنسازی عضویت مادام العمر را می فروشند.
از اعضا خواستیم در این مورد رای دهند.
او در تعدادی از سازمان های منطقه ای و ملی عضویت دارد.
She has promised to use her influence and membership of a high-level advisory group to lobby for change.
او قول داده است که از نفوذ و عضویت خود در یک گروه مشاور در سطح بالا برای لابی کردن برای تغییر استفاده کند.
Employees need to have worked here for more than two years in order to qualify for membership of the scheme.
کارمندان باید بیش از دو سال در اینجا کار کرده باشند تا واجد شرایط عضویت در این طرح باشند.
یکی از مزایای عضویت، دسترسی به مشاوره حقوقی رایگان است.
board/union membership
عضویت در هیئت مدیره / اتحادیه
EU/WTO/NATO membership
عضویت اتحادیه اروپا / سازمان تجارت جهانی / ناتو
full/free membership
عضویت کامل/رایگان
The EU's membership has almost doubled since 2004.
عضویت اتحادیه اروپا از سال 2004 تقریباً دو برابر شده است.
در حال حاضر بیش از 11000 متخصص، استاد و دانشجو عضویت داریم.
تجمیع منابع به ما کمک میکند تا با کاهش عضویت و درآمد راحتتر کنار بیاییم.
members
اعضا
associates
همکاران
followers
پیروان
fellows
همراهان
representatives
نمایندگان
adherents
طرفداران
بدن
colleagues
رفقا
comrades
جماعت
congregation
تا کردن
fold
گروه
شركت كنندگان
participants
مهمانی - جشن
جامعه
وابسته ها
affiliates
شرکت کنندگان
attenders
باشگاه
شرکت
مشترکین
subscribers
اتحادیه
رای دهندگان
delegates
شرکای
electorate
حامیان
partners
خودی ها
supporters
اعضای زندگی
insiders
وصال
life members
بخش ها
joiners
نگهبانان
segments
تقسیم بندی
upholders
partition
exclusion
محرومیت
