ballot
ballot - ورقه رای
noun - اسم
UK :
US :
یک سیستم رأی گیری، معمولاً به صورت مخفی، یا موقعیتی که به این روش رأی می دهید
یک تکه کاغذ که روی آن رای مخفی می گذارید
از کسی بخواهی که به چیزی رای بدهد
به چیزی رای دادن
موقعیتی که مردم می توانند رای دهند، معمولاً مخفیانه، یا سیستم رأی گیری مانند این
a way of choosing who will get shares when there are too many requests for shares that are being made available for the first time
روشی برای انتخاب اینکه چه کسی سهام را در زمانی که درخواست های زیادی برای سهامی که برای اولین بار در دسترس قرار می گیرد وجود دارد، دریافت کند.
از مردم بخواهد رای بدهند تا در مورد چیزی تصمیم بگیرند
to choose who will get shares when there are too many requests for shares that are being made available for the first time
برای انتخاب اینکه چه کسی سهام را در زمانی که درخواست های زیادی برای سهامی که برای اولین بار در دسترس قرار می گیرد وجود دارد، دریافت کند
سیستم یا مناسبتی برای رای گیری مخفی
یک تکه کاغذ که روی آن رای خود را می نویسید
رای دادن مخفیانه در مورد یک موضوع خاص
سازماندهی یک رای مخفی توسط گروهی از افراد به منظور اطلاع از نظرات آنها
یک تکه کاغذ که روی آن رای مخفی می نویسید
رای گیری نیز یک سیستم یا مناسبت رای گیری مخفی است
موقعیتی که مردم به چیزی، معمولاً مخفیانه، یا سیستم رای دادن رأی می دهند
روشی برای انتخاب اینکه کدام سرمایه گذاران سهامی را که برای اولین بار عرضه می شود، دریافت کنند، زمانی که تقاضا برای سهام بیشتر از تعداد عرضه شده باشد.
a method of choosing which investors will get shares that are being offered for the first time when the demand for shares is greater than the number being offered
یک رای مخفی توسط گروهی از افراد برای اطلاع از نظرات آنها سازماندهی شود
برای انتخاب سرمایه گذارانی که سهامی را که برای اولین بار عرضه می شود، دریافت کنند، زمانی که تقاضا برای سهام بیشتر از تعداد عرضه شده باشد.
to choose the investors who will get shares that are being offered for the first time when the demand for shares is greater than the number being offered
او با رای گیری از همه کارکنان آموزشی دانشکده انتخاب شد.
تصمیم گرفته شد که رای همه اعضای حزب برگزار شود.
با پویایی جدید سیاست کالیفرنیا، تصویب هر گونه معیار رأی گیری تنها با رأی انگلیسی به سرعت غیرممکن می شود.
With the new dynamic of California politics getting any ballot measure passed with just Anglo votes is fast becoming impossible.
آنها نزدیک به یک پنجم رای دهندگان را تشکیل می دهند و در بسیاری از حوزه های انتخابیه آرای تعیین کننده را به صندوق خواهند انداخت.
Theyaccount for nearly one-fifth of the electorate, and will cast the deciding ballots in many constituencies.
رای انتخابات عمومی نوامبر
برای اولین رای گیری، هر رای دهنده یک انتخاب از نامزدهای فهرست شده را مشخص می کند. 12.
مدرسه گرامر کالدی گرنج نیز پس از درخواست برای وضعیت حفظ کمک هزینه سال گذشته، با رای گیری دوم بر سر انصراف از شرکت مواجه شد.
Calday Grange Grammar School also faced a second ballot over opting out after it applied for grant-maintained status last year.
بر اساس قانون روابط کار کشاورزی، انتخابات با رای مخفی انجام می شود.
رای گیری با رای مخفی خواهد بود.
نتیجه رای گیری نشان داد که پرستاران موافق یا اعتصاب نبودند.
رای دهندگان می توانند با در نظر گرفتن ابتکارات در برگه رای، چشم انداز بلند مدت داشته باشند.
از 34 کرسی رأی گیری روز سه شنبه، 19 کرسی در اختیار جمهوری خواهان و 15 کرسی در اختیار دموکرات ها بود.
رئیس با رای مخفی انتخاب می شود.
اتحادیه نمی تواند اعتصاب کند مگر اینکه رای اعضای خود را داشته باشد.
a ballot for the Conservative leadership
رای گیری برای رهبری محافظه کار
رای گیری بر سر اعتصاب
رای گیری در مورد قراردادهای جدید
What percentage of eligible voters cast their ballots?
چند درصد از واجدین شرایط رای خود را به صندوق انداختند؟
او 58.8 درصد آرا را به دست آورد.
در انتخابات گذشته به چه کسی رای دادید؟
آنها رای گرفتند که چه کسی باید اول برود.
آنها در پای صندوق های رای شکست خوردند.
رهبر با رای مخفی انتخاب خواهد شد.
اعضای باشگاه در رای گیری تصمیم به تعلیق کاپیتان گرفتند.
هیئت منصفه رای خود را با رای مخفی به صندوق انداختند.
در دومین رای گیری به او رای منفی دادند.
Representatives were elected by ballot.
نمایندگان با رای گیری انتخاب شدند.
هرکس رای خود را مخفیانه می اندازد (= رای).
تصمیم گرفتند رای گیری برگزار کنند.
خوب، به نظر می رسد که این یک منطقه اختلاف نظر است، پس بیایید آن را به صندوق رأی بگذاریم.
اتحادیه تصمیم گرفت تا اعضای خود را در مورد این موضوع رای دهد.
مسائل باید در بحث آزاد در نظر گرفته شود یا در صندوق رای گذاشته شود.
مقامات با رای گیری انتخاب می شوند.
حدود 45 درصد از 2.8 میلیون رای دهنده ثبت نام شده ایالتی در انتخابات مقدماتی رای دادند.
این اتحادیه در نظر دارد برای اعتصاب رای گیری برگزار کند.
در بریتانیا، سهم عادی اوراق رأی گیری خراب در انتخابات عمومی کمتر از 1 درصد است.
این اتحادیه گفته است که کارگران را در مورد اقدامات صنعتی در یک اختلاف حقوقی رای خواهد داد.
قرار است هزاران کارگر فولاد برای اعتصاب رای دهند.
رای
انتخاب
نامزدی
disenfranchisement
سلب حق رای
subjugation
انقیاد
alienation
بیگانگی
exclusion
محرومیت
disqualification
رد صلاحیت
marginalisationUK
حاشیه نشینی انگلستان
marginalizationUS
حاشیه نشینی ایالات متحده
disagreement
اختلاف نظر
مسئوليت