distributor

base info - اطلاعات اولیه

distributor - پخش کننده

noun - اسم

/dɪˈstrɪbjətər/

UK :

/dɪˈstrɪbjətə(r)/

US :

family - خانواده
distribution
توزیع
distributive
توزیعی
distribute
توزیع کردن
google image
نتیجه جستجوی لغت [distributor] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [distributor] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [distributor] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [distributor] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [distributor] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [distributor] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [distributor] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [distributor] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [distributor] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [distributor] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [distributor] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [distributor] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [distributor] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [distributor] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [distributor] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [distributor] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [distributor] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [distributor] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [distributor] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [distributor] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [distributor] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [distributor] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [distributor] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [distributor] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [distributor] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [distributor] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [distributor] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [distributor] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [distributor] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [distributor] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [distributor] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [distributor] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [distributor] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [distributor] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [distributor] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [distributor] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [distributor] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [distributor] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [distributor] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [distributor] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [distributor] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [distributor] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [distributor] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [distributor] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [distributor] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [distributor] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [distributor] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [distributor] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [distributor] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [distributor] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [distributor] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [distributor] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [distributor] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [distributor] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [distributor] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [distributor] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [distributor] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [distributor] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [distributor] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [distributor] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [distributor] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [distributor] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [distributor] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [distributor] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [distributor] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [distributor] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [distributor] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [distributor] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [distributor] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [distributor] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [distributor] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [distributor] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [distributor] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [distributor] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [distributor] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [distributor] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [distributor] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [distributor] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [distributor] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [distributor] در گوگل
description - توضیح
  • a company or person that supplies shops and companies with goods


    شرکت یا شخصی که مغازه ها و شرکت ها را با کالا عرضه می کند

  • the part of an engine that sends an electric current to the spark plugs


    بخشی از موتور که جریان الکتریکی را به شمع ها می فرستد

  • a person or business responsible for making goods available to customers after they have been produced, either one that sells directly to the public or one that sells to shops etc


    شخص یا کسب و کاری که مسئول در دسترس قرار دادن کالاها پس از تولید در اختیار مشتریان است، خواه کالاهایی که مستقیماً به عموم می‌فروشند یا به مغازه‌ها و غیره.

  • a person or organization that supplies goods to shops and companies


    شخص یا سازمانی که کالاها را به مغازه ها و شرکت ها عرضه می کند

  • a device in a petrol engine that sends electricity to each of the spark plugs (= devices that start the engine) in the necessary order


    وسیله ای در موتور بنزینی که به ترتیب لازم به هر یک از شمع ها (= دستگاه هایی که موتور را روشن می کنند) برق می فرستد.

  • a person or company that supplies goods to the businesses that sell them


    شخص یا شرکتی که کالاها را به مشاغلی که آنها را می فروشند عرضه می کند

  • A distributor in an engine is a device that sends electricity to each of the spark plugs (= devices that cause the engine to start).


    توزیع کننده در موتور وسیله ای است که برق را به هر یک از شمع ها (= وسایلی که باعث روشن شدن موتور می شوند) می فرستد.

  • a person or company that buys products from a manufacturer and sells them for a profit to other businesses, stores, or customers, often by transporting the goods to different places


    شخص یا شرکتی که محصولاتی را از یک تولید کننده خریداری می کند و آنها را برای کسب سود به سایر مشاغل، فروشگاه ها یا مشتریان می فروشد، اغلب با حمل کالا به مکان های مختلف.

  • Eurotech, designers and distributors of value-added data communications systems.


    Eurotech، طراحان و توزیع کنندگان سیستم های ارتباطات داده ارزش افزوده.

  • The goal is to link the company and the suppliers and distributors so that payments can be sent and received electronically.


    هدف این است که شرکت و تامین کنندگان و توزیع کنندگان را به هم پیوند دهیم تا پرداخت ها به صورت الکترونیکی ارسال و دریافت شود.

  • The life companies had to learn to be distributors of their own products.


    شرکت های زندگی باید یاد می گرفتند که توزیع کننده محصولات خود باشند.

  • For example the business may be the sole distributor of certain products within the United Kingdom.


    به عنوان مثال، کسب و کار ممکن است تنها توزیع کننده برخی محصولات در بریتانیا باشد.

  • Greg and Lauri Duncan, like most of our successful distributors, have involved their children in the business from day one.


    گرگ و لوری دانکن، مانند اکثر توزیع کنندگان موفق ما، فرزندان خود را از روز اول درگیر این تجارت کرده اند.

  • For a five-minute film the television distributor, Screen Gems, offered $ 2,700.


    برای یک فیلم پنج دقیقه ای، توزیع کننده تلویزیون، Screen Gems، 2700 دلار پیشنهاد داد.

  • Small volume issues can be handled successfully - as the distributors of the smaller labels demonstrate consistently.


    مشکلات حجم کوچک را می توان با موفقیت حل کرد - همانطور که توزیع کنندگان برچسب های کوچکتر به طور مداوم نشان می دهند.

  • Demonstrators can rise to the ranks of manager and ultimately distributor, which brings with it a company car.


    تظاهرکنندگان می توانند به درجات مدیر و در نهایت توزیع کننده برسند که یک خودروی شرکتی را به همراه دارد.

example - مثال
  • They are Japan's largest software distributor.


    آنها بزرگترین توزیع کننده نرم افزار ژاپن هستند.

  • Third party distributors are used to distribute the product in areas where the group does not have offices.


    از توزیع کنندگان شخص ثالث برای توزیع محصول در مناطقی که گروه دفتر ندارد استفاده می شود.

  • We are the primary distributor of the system in France.


    ما توزیع کننده اصلی سیستم در فرانسه هستیم.

  • We have been appointed sole UK distributor of a number of Hungarian wines.


    ما به عنوان تنها توزیع کننده تعدادی از شراب مجارستانی در بریتانیا منصوب شده ایم.

  • We will act as the exclusive distributor for these Russian goods to the world market.


    ما به عنوان توزیع کننده انحصاری این کالاهای روسی در بازار جهانی عمل خواهیم کرد.

  • You can get the book through your local distributor.


    می توانید کتاب را از طریق توزیع کننده محلی خود تهیه کنید.

  • a distributor for Hewlett-Packard Co


    یک توزیع کننده برای شرکت هیولت پاکارد

  • a distributor for the German market


    یک توزیع کننده برای بازار آلمان

  • the exclusive distributor for these goods


    توزیع کننده انحصاری این کالاها

  • the national electricity distributor


    توزیع کننده برق سراسری

  • a film distributor


    یک پخش کننده فیلم

  • For the past twenty years they have been the country's leading distributor of household appliances.


    در بیست سال گذشته، آنها توزیع کننده اصلی لوازم خانگی در کشور بوده اند.

  • local/international/national distributor


    توزیع کننده محلی / بین المللی / ملی

  • We have appointed the company as sole distributor of our goods in Japan.


    ما این شرکت را به عنوان تنها توزیع کننده کالاهای خود در ژاپن منصوب کرده ایم.

synonyms - مترادف

  • فروشنده - دلال

  • trader


    معامله گر

  • merchant


    تاجر

  • wholesaler


    عمده فروش

  • broker


    دلال

  • merchandiser


    فروشنده

  • supplier


    تامین کننده

  • purveyor


    توزیع کننده

  • salesperson


    ارائه دهنده

  • distributer


    کارمند


  • واسطه

  • jobber


    خرده فروش

  • middleperson


    فروشنده ایالات متحده

  • retailer


    قاچاقچی

  • salesman


    مغازه دار

  • vendorUS


    فروشنده خانم

  • seller


    venderUK

  • tradesman


    عامل

  • trafficker


    خریدار

  • shopkeeper


    بازاریاب

  • saleswoman


    خریدار و فروشنده

  • venderUK


    دستفروش


  • دستفروشی


  • انباردار

  • businessperson


  • marketeer


  • marketer


  • buyer and seller


  • hawker


  • pedlar


  • storekeeper


antonyms - متضاد

  • خریدار

  • purchaser


    مشتری


  • تهیه کننده


  • مصرف كننده

  • procurer


    حامی

  • shopper


    کاربر


  • ارباب رجوع

  • patron


    حمایت


  • فروشنده

  • clientele


    بازار

  • patronage


    امپراتور

  • vendee


    تجارت


  • عمومی

  • emptor


    چشم انداز


  • سرمایه گذار


  • مکنده


  • نماینده


  • معتاد به خرید

  • sucker



  • shopaholic


لغت پیشنهادی

bedsit

لغت پیشنهادی

surge

لغت پیشنهادی

abolishing