distributor
distributor - پخش کننده
noun - اسم
UK :
US :
شرکت یا شخصی که مغازه ها و شرکت ها را با کالا عرضه می کند
بخشی از موتور که جریان الکتریکی را به شمع ها می فرستد
a person or business responsible for making goods available to customers after they have been produced, either one that sells directly to the public or one that sells to shops etc
شخص یا کسب و کاری که مسئول در دسترس قرار دادن کالاها پس از تولید در اختیار مشتریان است، خواه کالاهایی که مستقیماً به عموم میفروشند یا به مغازهها و غیره.
شخص یا سازمانی که کالاها را به مغازه ها و شرکت ها عرضه می کند
a device in a petrol engine that sends electricity to each of the spark plugs (= devices that start the engine) in the necessary order
وسیله ای در موتور بنزینی که به ترتیب لازم به هر یک از شمع ها (= دستگاه هایی که موتور را روشن می کنند) برق می فرستد.
شخص یا شرکتی که کالاها را به مشاغلی که آنها را می فروشند عرضه می کند
A distributor in an engine is a device that sends electricity to each of the spark plugs (= devices that cause the engine to start).
توزیع کننده در موتور وسیله ای است که برق را به هر یک از شمع ها (= وسایلی که باعث روشن شدن موتور می شوند) می فرستد.
a person or company that buys products from a manufacturer and sells them for a profit to other businesses, stores, or customers, often by transporting the goods to different places
شخص یا شرکتی که محصولاتی را از یک تولید کننده خریداری می کند و آنها را برای کسب سود به سایر مشاغل، فروشگاه ها یا مشتریان می فروشد، اغلب با حمل کالا به مکان های مختلف.
Eurotech، طراحان و توزیع کنندگان سیستم های ارتباطات داده ارزش افزوده.
The goal is to link the company and the suppliers and distributors so that payments can be sent and received electronically.
هدف این است که شرکت و تامین کنندگان و توزیع کنندگان را به هم پیوند دهیم تا پرداخت ها به صورت الکترونیکی ارسال و دریافت شود.
شرکت های زندگی باید یاد می گرفتند که توزیع کننده محصولات خود باشند.
به عنوان مثال، کسب و کار ممکن است تنها توزیع کننده برخی محصولات در بریتانیا باشد.
Greg and Lauri Duncan, like most of our successful distributors, have involved their children in the business from day one.
گرگ و لوری دانکن، مانند اکثر توزیع کنندگان موفق ما، فرزندان خود را از روز اول درگیر این تجارت کرده اند.
برای یک فیلم پنج دقیقه ای، توزیع کننده تلویزیون، Screen Gems، 2700 دلار پیشنهاد داد.
Small volume issues can be handled successfully - as the distributors of the smaller labels demonstrate consistently.
مشکلات حجم کوچک را می توان با موفقیت حل کرد - همانطور که توزیع کنندگان برچسب های کوچکتر به طور مداوم نشان می دهند.
Demonstrators can rise to the ranks of manager and ultimately distributor, which brings with it a company car.
تظاهرکنندگان می توانند به درجات مدیر و در نهایت توزیع کننده برسند که یک خودروی شرکتی را به همراه دارد.
آنها بزرگترین توزیع کننده نرم افزار ژاپن هستند.
Third party distributors are used to distribute the product in areas where the group does not have offices.
از توزیع کنندگان شخص ثالث برای توزیع محصول در مناطقی که گروه دفتر ندارد استفاده می شود.
ما توزیع کننده اصلی سیستم در فرانسه هستیم.
ما به عنوان تنها توزیع کننده تعدادی از شراب مجارستانی در بریتانیا منصوب شده ایم.
ما به عنوان توزیع کننده انحصاری این کالاهای روسی در بازار جهانی عمل خواهیم کرد.
می توانید کتاب را از طریق توزیع کننده محلی خود تهیه کنید.
یک توزیع کننده برای شرکت هیولت پاکارد
یک توزیع کننده برای بازار آلمان
توزیع کننده انحصاری این کالاها
the national electricity distributor
توزیع کننده برق سراسری
یک پخش کننده فیلم
در بیست سال گذشته، آنها توزیع کننده اصلی لوازم خانگی در کشور بوده اند.
local/international/national distributor
توزیع کننده محلی / بین المللی / ملی
ما این شرکت را به عنوان تنها توزیع کننده کالاهای خود در ژاپن منصوب کرده ایم.
فروشنده - دلال
trader
معامله گر
merchant
تاجر
wholesaler
عمده فروش
broker
دلال
merchandiser
فروشنده
supplier
تامین کننده
purveyor
توزیع کننده
salesperson
ارائه دهنده
distributer
کارمند
واسطه
jobber
خرده فروش
middleperson
فروشنده ایالات متحده
retailer
قاچاقچی
salesman
مغازه دار
vendorUS
فروشنده خانم
seller
venderUK
tradesman
عامل
trafficker
خریدار
shopkeeper
بازاریاب
saleswoman
خریدار و فروشنده
venderUK
دستفروش
دستفروشی
انباردار
businessperson
marketeer
marketer
hawker
pedlar
storekeeper
خریدار
purchaser
مشتری
تهیه کننده
مصرف كننده
procurer
حامی
shopper
کاربر
ارباب رجوع
patron
حمایت
فروشنده
clientele
بازار
patronage
امپراتور
vendee
تجارت
عمومی
emptor
چشم انداز
سرمایه گذار
مکنده
نماینده
معتاد به خرید
sucker
shopaholic
