surge
surge - موج
noun - اسم
UK :
US :
به طور ناگهانی خیلی سریع در یک جهت خاص حرکت کند
اگر احساسی افزایش یا افزایش یابد، آن را به شدت احساس می کنید
اگر مقدار زیادی مایع، الکتریسیته، مواد شیمیایی و غیره موج بزند، خیلی سریع و ناگهانی حرکت می کند.
به طور ناگهانی افزایش یابد
افزایش ناگهانی مقدار یا تعداد
حرکت ناگهانی افراد زیادی
حرکت سریع ناگهانی مایع، الکتریسیته، مواد شیمیایی و غیره از طریق چیزی
افزایش ناگهانی چیزی مانند تقاضا، سود، قیمت و غیره
افزایش ناگهانی و بسیار زیاد
یک حرکت ناگهانی و بزرگ به جلو
افزایش ناگهانی یک احساس
به طور ناگهانی و شدید افزایش یابد
برای حرکت سریع و قدرتمند
(از یک احساس) قوی و سریع رشد کند
(از یک گروه بزرگ) به طور ناگهانی به جلو حرکت کند
افزایش ناگهانی بزرگ
به طور ناگهانی و به مقدار زیاد افزایش یابد
Advantest با جهش 5.4 درصدی به 11520 و Tokyo Electron با 4.8 درصد افزایش به 7050 Y7050 رسید.
سفارشات مشتریان در خاور دور افزایش یافته است.
Seasiders هنوز تنظیم نشده بود زیرا لینفیلد 49 ثانیه بعد از نیمه دوم جلو افتاد.
مارجری کلارک، 54 ساله، در حالی که ماشین در فارنبرو، کنت به سمت عقب حرکت می کرد، چراغ های عقب را چک می کرد.
اما در هشت روز بین آیووا و نیوهمپشایر، هارت به طرز چشمگیری افزایش یافت.
تراکتور به سمت تاریکی حرکت کرد.
موانع جدید طوری طراحی شدهاند که اگر تماشاگران با خشونت بیش از حد به جلو حرکت کنند، راه را باز کنند.
با این کار بالاخره عصبانیت در وجودم موج زد.
آنقدر احساسات موج می زند که نوعی سرگیجه به وجود می آید.
تظاهرکنندگان در خیابان ها هجوم آوردند و خواستار استعفای رئیس جمهور شدند.
تا سال 2006، رقم پیوند کبد احتمالاً به حداقل 4.3 میلیون افزایش خواهد یافت.
به نظر میرسید که تمام ارتش او علیه جکسون هجوم میآورد، گویی میخواهد او را با تودهای عظیم در هم بکوبد...
احساس خشم در درونش موج می زد.
او یک موج ناگهانی عصبانیت را احساس کرد.
موجی از هیجان
افزایش هزینه های مصرف کننده
ما در پیگیری افزایش اخیر تقاضا با مشکل مواجه هستیم.
افزایش فروش بلیت در لحظه آخر نمایش را از بسته شدن نجات داد.
پس از افزایش علاقه اولیه، تماس کمی برای خدمات ما وجود داشته است.
a tidal surge
یک موج جزر و مدی
موجی از مردم از دروازه ها سرازیر شدند.
پلیس تلاش کرد تا جهش ناگهانی تظاهرکنندگان را کنترل کند.
An electrical surge damaged the computer's disk drive.
موج برق به درایو دیسک کامپیوتر آسیب رساند.
شبکه ملی تحت تاثیر یک موج عظیم برق قرار گرفت.
او با موجی از محبت به معلم قدیمی خود فکر کرد.
موج اولیه سرخوشی او به سرعت با ناامیدی دنبال شد.
موج عظیمی از احساسات او را فرا گرفت.
با وحشت شدید گوشی را برداشت.
افزایش غیرمنتظره برق باعث از کار افتادن کامپیوتر شد.
اخیراً قیمت مسکن افزایش یافته است.
در پایان بازی موجی از هواداران وارد زمین شد.
A tidal surge (= sudden and great rise in the level of the sea) caused severe flooding in coastal areas.
موج جزر و مدی (= افزایش ناگهانی و زیاد سطح دریا) باعث جاری شدن سیل شدید در مناطق ساحلی شد.
او توسط موجی از پشیمانی غرق شد.
سود شرکت افزایش یافته است.
جمعیت خشمگین از دروازه های کاخ رئیس جمهور عبور کردند.
چند متر مانده به پایان مسابقه، جنکینز به برتری رسید.
او احساس کرد که موجی از کینه در درونش موج می زند.
افزایش فروش
افزایش در بازار سهام
پیروزی این جوان آمریکایی باعث افزایش علاقه به گلف در سراسر کشور شد.
پس از پایان بازی، تماشاگران وارد زمین شدند.
The surge in defaults has led to charges the mortgage industry engaged in predatory lending practices.
افزایش نکول ها منجر به اخذ هزینه هایی از صنعت وام مسکن شده است که درگیر شیوه های وام دهی غارتگرانه است.
اقتصاد منطقه یورو در سه ماهه دوم رشد کرد.
هجوم بردن
جریان
ازدحام
swarm
جارو کردن
آبشار
cascade
جمعیت
ریختن
رول
دوره
throng
توده
طوفان
سیل
عجله به جلو
flood
فوران
گله
gush
گروه
flock
نژاد
اجرا کن
spill
آتش
اسلاید
سر خوردن
blaze
حرکت
شستشو
glide
فلاش
پر کردن
هیجان
flash
همچنین تا
teem
در یک جمعیت حرکت کنید
thrill
گسترش
scatter
پراکنده کردن
جداگانه، مجزا
فضا
disperse
توزیع کردن
ریختن
strew
انتشار
disseminate
تلو تلو خوردن
stagger
bestrew
bestrew
توزیع شود
be distributed
