internet
internet - اینترنت
noun - اسم
UK :
US :
برای جستجوی سریع اطلاعات در اینترنت، به دنبال هر چیزی که مورد علاقه شماست
to look for a specific piece of information on the Internet, for example by entering text into a box
برای جستجوی یک بخش خاص از اطلاعات در اینترنت، به عنوان مثال با وارد کردن متن در یک کادر
برای خرید چیزها یا رزرو بلیط با استفاده از اینترنت
برای دیدن یک سایت اینترنتی خاص
برای دریافت فایل ها، برنامه ها، موسیقی، فیلم ها و غیره از اینترنت و قرار دادن آنها در رایانه شخصی خود
برای برقراری ارتباط با چند نفر در یک اتاق گفتگو در اینترنت
شبکه ای از سیستم های کامپیوتری که به کاربران رایانه در سراسر جهان امکان تبادل اطلاعات را می دهد
the large system of connected computers around the world that allows people to share information and communicate with each other
سیستم بزرگ کامپیوترهای متصل در سراسر جهان که به افراد اجازه می دهد اطلاعات را به اشتراک بگذارند و با یکدیگر ارتباط برقرار کنند
the large system of connected computers around the world which people use to communicate with each other
سیستم بزرگ کامپیوترهای متصل در سراسر جهان که مردم برای برقراری ارتباط با یکدیگر استفاده می کنند
the system for connecting computers around the world that allows people to share information visit websites, communicate using email, etc.
سیستمی برای اتصال کامپیوترها در سراسر جهان که به افراد امکان می دهد اطلاعات را به اشتراک بگذارند، از وب سایت ها بازدید کنند، با استفاده از ایمیل ارتباط برقرار کنند و غیره.
واقعیت در دسترس بودن اینترنت برای استفاده
مربوط به اینترنت
برای گشت و گذار/مرور/دسترسی به اینترنت
من آن را در اینترنت جستجو کردم.
او دوست دارد عصرها به اینترنت سر بزند.
ما از طریق اینترنت در تماس بوده ایم.
می توانید فید ویدیو را از طریق اینترنت مشاهده کنید.
همه اتاق ها به اینترنت/اینترنت دسترسی دارند.
I couldn't get an internet connection.
نتونستم به اینترنت وصل بشم
internet users
کاربر اینترنت
یک کافه اینترنتی (= کافه ای که برای استفاده از رایانه برای دسترسی به اینترنت در آن پول پرداخت می کنید)
پرداخت از طریق اینترنت بانک امکان پذیر است.
تلاش برای تنظیم اینترنت معمولاً محکوم به شکست است.
او عاشق تماشای فیلم، مطالعه و گشت و گذار در اینترنت است.
اخذ مدرک از طریق اینترنت امکان پذیر است.
بسیاری از سایت هایی که در اوج رونق اینترنت راه اندازی شدند اکنون ناپدید شده اند.
افراد بیشتری از اینترنت خرید می کنند.
ثبت نام دامنه اینترنتی در حال حاضر بخش مهمی از راه اندازی یک شرکت است.
او به اینترنت رفت تا نرخ بلیط هواپیما را بررسی کند.
او اغلب از طریق چت های اینترنتی زنده با طرفداران صحبت می کند.
این حراج در پاریس با لینک اینترنتی به نیویورک برگزار شد.
آنها شروع به جستجو در اینترنت برای کسب اطلاعات در مورد وضعیت او کردند.
هزاران نفر برای مشاهده پخش زنده اینترنتی کنسرت وارد سیستم شدند.
مسافران می توانند ایمیل خود را در کافی نت در میدان چک کنند.
a broadband/high-speed internet connection
اتصال پهن باند/اینترنت پرسرعت
مشکلات پیش روی صنعت موسیقی در عصر اینترنت
نرم افزار دانلود فایل های اینترنتی
بازوی اینترنتی بانک
چالش های ارائه اتصال اینترنتی به جوامع روستایی
ایجاد شبکه های سریع برای حمل ترافیک اینترنت
از تلفن خود برای اتصال به اینترنت استفاده کنید.
من در مورد بمب گذاری ها از / در اینترنت فهمیدم.
internet access/connection
دسترسی/اتصال به اینترنت
