longest
longest - طولانی ترین
N/A - N/A
UK :
US :
برای مدت زمان زیادی ادامه دارد
فاصله بین دو نقطه است که بیش از حد متوسط یا معمول است
برای توصیف یک نوشته که دارای صفحات یا کلمات زیادی است استفاده می شود
به معنی (برای) مدت طولانی به خصوص در سوالات و جملات منفی استفاده می شود
مدت زمان طولانی قبل یا بعد از چیزی
used with the past participle or the -ing form of the verb to mean that a state or activity has continued for a long time
با فعل ماضی یا -ing فعل استفاده می شود به این معنی که یک حالت یا فعالیت برای مدت طولانی ادامه داشته است.
می گفت قبل از اینکه اتفاق دیگری بیفتد باید اتفاقی بیفتد
چیزی را خیلی بخواهد
written abbreviation for longitude
مخفف نوشته شده برای طول جغرافیایی
written abbreviation for longitude
فاصله بین دو نقطه که بیش از حد متوسط یا معمولی است یا دارای طول خاصی هستند
being a distance between two points that is more than average or usual or being of a particular length
یک نوشته طولانی، مانند یک کتاب یا داستان، کلمات زیادی دارد
لباس زیر بلند بلند است.
مقدار زمانی که بیش از حد متوسط یا معمولی است، یا زمان خاصی است
چیزی که مدتهاست گم شده است، سالها قبل از ظهور ناگهانی دیده نشده است
برای توصیف شرایط خرید و نگهداری سهام و غیره استفاده می شود زیرا انتظار دارید ارزش آنها افزایش یابد و سود کسب کنید.
used to describe the situation in which you buy and keep shares, etc. because you expect them to rise in value and make a profit
هر روز ساعات بیشتری نسبت به افراد معمولی کار کنند
برای خرید یا نگه داشتن سهام و غیره چون انتظار دارید قیمت آنها افزایش یابد تا بتوانید سود کنید
یک فیلم/جلسه طولانی
خیلی وقته منتظرم
خیلی وقت است که آنجا کار نکرده ام.
Apparently the sessions are an hour long.
ظاهراً جلسات یک ساعته است.
موی بلند
long legs
لنگ دراز
یک لباس بلند
در اداره پست یک صف طولانی بود.
هنوز خیلی با ایستگاه فاصله داریم.
نامه / کتاب / گزارش طولانی
آیا مدتهاست که منتظر بوده اید؟
من فقط یک نامه می نویسم اما طولی نمی کشد.
چه مدت در انگلیس هستید؟
عجله نکنید - تا زمانی که دوست دارید وقت بگذارید.
ما تمام روز را پیاده روی کرده ایم.
من او را بیشتر از تو می شناسم
من خیلی بیشتر نمی مانم
خیلی قبل از رسیدن من از خانه بیرون رفت.
طولی نکشید که او با خانواده اش برگشت.
او تا مدتها پس از صرف غذا به آنها نپیوست.
نامه ای که مدت ها منتظرش بودیم
long-serving employees
کارکنان با سابقه کار
تا ساعت 4 می توانم بیایم.
دوستان خود را به هر طریقی بیاورید - فقط تا زمانی که بدانم چند نفر می آیند.
آرزو داشت دوباره او را ببیند.
من مشتاق خبری از او هستم.
یک صف طولانی در اداره پست وجود داشت.
وقتی جوان بودم موهایم را بلند میپوشیدم.
ما هنوز خیلی با ایستگاه فاصله داریم (= فاصله زیادی).
این کتاب طولانی است - بیش از 600 صفحه.
روزها در تابستان طولانی تر از زمستان است.
shortest
کوتاه ترین
smallest
کوچکترین
slightest
فشرده ترین
most compact
