longest

base info - اطلاعات اولیه

longest - طولانی ترین

N/A - N/A

lɑːŋ

UK :

lɒŋ

US :

family - خانواده
google image
نتیجه جستجوی لغت [longest] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [longest] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [longest] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [longest] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [longest] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [longest] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [longest] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [longest] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [longest] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [longest] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [longest] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [longest] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [longest] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [longest] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [longest] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [longest] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [longest] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [longest] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [longest] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [longest] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [longest] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [longest] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [longest] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [longest] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [longest] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [longest] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [longest] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [longest] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [longest] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [longest] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [longest] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [longest] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [longest] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [longest] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [longest] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [longest] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [longest] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [longest] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [longest] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [longest] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [longest] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [longest] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [longest] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [longest] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [longest] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [longest] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [longest] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [longest] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [longest] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [longest] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [longest] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [longest] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [longest] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [longest] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [longest] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [longest] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [longest] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [longest] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [longest] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [longest] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [longest] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [longest] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [longest] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [longest] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [longest] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [longest] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [longest] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [longest] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [longest] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [longest] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [longest] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [longest] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [longest] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [longest] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [longest] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [longest] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [longest] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [longest] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [longest] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [longest] در گوگل
description - توضیح
example - مثال
  • a long film/meeting


    یک فیلم/جلسه طولانی

  • I've been waiting a long time.


    خیلی وقته منتظرم

  • It's a long time since I worked there.


    خیلی وقت است که آنجا کار نکرده ام.

  • Apparently the sessions are an hour long.


    ظاهراً جلسات یک ساعته است.


  • موی بلند

  • long legs


    لنگ دراز


  • یک لباس بلند

  • There was a long queue at the post office.


    در اداره پست یک صف طولانی بود.

  • We're still a long way from the station.


    هنوز خیلی با ایستگاه فاصله داریم.

  • a long letter/book/report


    نامه / کتاب / گزارش طولانی

  • Have you been waiting (for) long?


    آیا مدتهاست که منتظر بوده اید؟

  • I'm just writing a letter but it won't take long.


    من فقط یک نامه می نویسم اما طولی نمی کشد.

  • How long have you been in England?


    چه مدت در انگلیس هستید؟

  • Don't rush - take as long as you like.


    عجله نکنید - تا زمانی که دوست دارید وقت بگذارید.

  • We've been walking all day long.


    ما تمام روز را پیاده روی کرده ایم.

  • I've known her longer than you have.


    من او را بیشتر از تو می شناسم

  • I won't be staying much longer.


    من خیلی بیشتر نمی مانم

  • She left the house long before I arrived.


    خیلی قبل از رسیدن من از خانه بیرون رفت.

  • It wasn't long before he was back with his family.


    طولی نکشید که او با خانواده اش برگشت.

  • He did not join them until long after they had eaten.


    او تا مدتها پس از صرف غذا به آنها نپیوست.

  • a long-awaited letter


    نامه ای که مدت ها منتظرش بودیم

  • long-serving employees


    کارکنان با سابقه کار

  • I can come as long as I can leave by 4.00.


    تا ساعت 4 می توانم بیایم.

  • Bring your friends by all means - just so long as I know how many are coming.


    دوستان خود را به هر طریقی بیاورید - فقط تا زمانی که بدانم چند نفر می آیند.

  • She longed to see him again.


    آرزو داشت دوباره او را ببیند.

  • I'm longing for news of him.


    من مشتاق خبری از او هستم.

  • There was a long line at the post office.


    یک صف طولانی در اداره پست وجود داشت.

  • When I was young I wore my hair long.


    وقتی جوان بودم موهایم را بلند می‌پوشیدم.

  • We’re still a long way from the station (= a great distance).


    ما هنوز خیلی با ایستگاه فاصله داریم (= فاصله زیادی).

  • It’s a long bookover 600 pages.


    این کتاب طولانی است - بیش از 600 صفحه.

  • The days are longer in summer than in winter.


    روزها در تابستان طولانی تر از زمستان است.

synonyms - مترادف
antonyms - متضاد
  • shortest


    کوتاه ترین

  • smallest


    کوچکترین

  • slightest


    فشرده ترین

  • most compact


لغت پیشنهادی

blunt

لغت پیشنهادی

lovers

لغت پیشنهادی

broadening