usage
usage - استفاده
noun - اسم
UK :
US :
نحوه استفاده از کلمات در یک زبان
نحوه استفاده از چیزی یا میزان استفاده از آن
نحوه استفاده از یک کلمه خاص در یک زبان، یا یک زبان به طور کلی
روشی که با چیزی درمان یا استفاده می شود
رفتار بد و ناعادلانه کسی با شما
the way in which words are used by the people who speak and write a particular language or an example of such use
نحوه استفاده از کلمات توسط افرادی که به زبان خاصی صحبت می کنند و می نویسند، یا نمونه ای از این کاربردها
استفاده از چیزی، نحوه استفاده از آن یا میزان استفاده از آن
فرآیند استفاده از چیزی
مقدار چیزی که استفاده می شود، مانند انرژی، زمان اینترنت و غیره.
the times of day etc. when someone uses a particular product or service and the reasons that they use it
ساعات روز و غیره زمانی که شخصی از محصول یا خدمات خاصی استفاده می کند و دلایل استفاده از آن
این به نوبه خود، ارقام استفاده از کارت اعتباری را تقویت می کند.
بهتر از همه، استفاده از Dialplus فقط به موقع شارژ می شود، نه حجم داده ارسال شده.
ترویج استفاده کارآمد از همه اشکال انرژی برای کاهش مصرف.
مصرف گاز تقریبا 14 درصد کاهش یافت.
The Host Connection Services offer two pricing options-a fixed monthly fee and unlimited usage-or usage based pricing.
خدمات اتصال میزبان دو گزینه قیمت گذاری را ارائه می دهد - هزینه ماهانه ثابت و قیمت گذاری نامحدود مبتنی بر استفاده یا استفاده.
He expects widespread usage of computer technology to be commonplace before that time.
او انتظار دارد که استفاده گسترده از فناوری رایانه قبل از آن زمان عادی شود.
کتابی در مورد استفاده رایج انگلیسی
این یک کلمه در استفاده رایج نیست.
land usage
کاربری زمین
پیش بینی می شود استفاده از خودرو افزایش یابد.
فرهنگ لغت الگوهای معمول استفاده را نشان می دهد.
تعاریف فرهنگ لغت تمایل به نشان دادن الگوهای کلیشه ای استفاده دارند.
مصرف مواد مخدر توسط نوجوانان در سال های اخیر افزایش یافته است.
این کلمه دیگر رایج نیست.
اصطلاح اکوتوریسم در دهه 1990 رایج شد.
این کلمه در کاربرد عامیانه معنای کمی متفاوت دارد.
The dictionary focuses on the more usual words of the language and avoids rare usages of these words.
فرهنگ لغت بر روی کلمات معمول تر زبان تمرکز می کند و از کاربردهای نادر این کلمات اجتناب می کند.
استفاده از رایانه در مدارس رو به افزایش است.
با استفاده معمولی، تجهیزات باید حداقل پنج سال دوام بیاورند.
مصرف انرژی بالا
راهنمای استفاده رایج انگلیسی
اولین استفاده ثبت شده از این کلمه در قرن دوازدهم است.
تجهیزات ورزشی برای مقاومت در برابر استفاده سخت طراحی شده اند.
بسیاری از استفاده ای که از دست او دریافت کرده بودند شکایت کرده بودند.
ما از آفریقایی-آمریکایی استفاده می کنیم که استفاده ترجیحی فعلی است.
این مطالعه استفاده از کارت اعتباری را در ده سال گذشته دنبال می کند.
این نرم افزار به بازاریابان اجازه می دهد تا الگوهای استفاده هر مشتری را ردیابی کنند.
این طرح استفاده نامحدود از اینترنت را ارائه می دهد.
usage charges/fees/rates
هزینه های استفاده / هزینه ها / نرخ ها
بازاریابان آنلاین داده های مناسبت استفاده را برای هدف قرار دادن مصرف کنندگان در موثرترین زمان ها اعمال می کنند.
استفاده کنید
استخدام
عمل
utilisationUK
UtilizationUK
utilizationUS
استفاده ایالات متحده
کاربرد
handling
رسیدگی
manipulation
دستکاری - اعمال نفوذ
در حال اجرا
ورزش
بازی
مصرف
کنترل
مدیریت
رفتار
implementation
پیاده سازی
exertion
تلاش
appliance
دستگاه
تمرین
discharge
تخلیه
usance
یوزانس
adoption
فرزندخواندگی
fulfilmentUK
تحقق انگلستان
fulfillmentUS
تحقق ایالات متحده
deployment
گسترش
execution
اجرا
بهره برداری
exploitation
لذت بردن
enjoyment
اعمال کردن
applying
دستاورد
accomplishment
disagreement
اختلاف نظر
disorganisationUK
سازماندهی بریتانیا
disorganizationUS
بی سازمانی ایالات متحده
ignorance
جهل
mismanagement
سوء مدیریت
neglect
بی توجهی
