want
want - خواستن
verb - فعل
UK :
US :
میل به چیزی داشتن
می گفت که به چیزی نیاز داری یا قاطعانه از کسی بخواهی کاری برایت انجام دهد
هنگام ارائه یا پیشنهاد چیزی به کسی استفاده می شود
به خصوص در هنگام نصیحت می گفت که فلان کار معقول است یا اینکه کسی باید آن را انجام دهد
از کسی بخواهید که بیاید و با شما صحبت کند یا به یک مکان خاص بیاید
رنج کشیدن چون چیزی ندارید
اگر کسی را می خواهید، می خواهید با او رابطه جنسی داشته باشید
چیزی که شما نیاز دارید اما ندارید
وضعیتی که در آن غذا، پول، لباس و غیره کافی ندارید
آرزو کردن برای یک چیز یا برنامه عمل خاص خواستن در درخواست های مودبانه استفاده نمی شود
آرزو کردن یا نیاز به حضور کسی
تمایل به شروع یا توقف درگیر شدن در چیزی
به چیزی نیاز داشتن
در پند دادن به معنای این است که کسی باید کاری انجام دهد
کمبود چیزی
needing
نیازمند
needs
نیاز دارد
احساس کنید که دوست دارید چیزی داشته باشید یا دوست دارید اتفاقی بیفتد
اگر تحت تعقیب هستید، کسی مایل است شما را ببیند یا با شما صحبت کند
در صورت تمایل می توانید مدتی به رختخواب برگردید.
پدر و مادرم از لندن نقل مکان کردند زیرا می خواستند خانه بزرگتری داشته باشند.
میجر از شهروندان اجارهای میخواست که با وایت هال تماس بگیرند و مخروطهای بزرگراههای مسدود را از بین ببرند.
و لاکهید مارتین اکنون مجوز صادرات جنگنده رادار گریز جدید F-22 را می خواهد.
فقط برای تولدت لباس میخوای؟
او به او وسواس داشت و او را ناامیدانه می خواست.
ویگینز می خواست که اتهاماتش برای دنیای کار آماده شود.
آنچه ما می خواهیم خودرویی ارزان و قابل اعتماد است.
آیا در قهوه خود شیر می خواهید؟
من یه قهوه میخوام
آیا این محبت بود که او را به توافق واداشت یا احساس گناه؟
استیسی می خواهد پزشک شود.
آیا شما یک چای دیگر می خواهید؟
بچه/بچه خواستن
خواستن صلح/جنگ/تغییر
رای دهندگان خواهان پاسخ به این سوالات هستند،
اگر اطلاعات بیشتری می خواهید به وب سایت مراجعه کنید.
ایالات متحده خواهان دسترسی به بازارهای چین است.
به نظر می رسد رای دهندگان دلیلی برای رای دادن به او می خواهند.
او همیشه یک خانواده بزرگ می خواهد.
اگر کمک می خواهید، فقط بپرسید.
من یک کار جدید می خواهم.
تنها چیزی که می خواهم حقیقت است.
بابت هدیه متشکرم - این همان چیزی است که می خواستم.
من می توانم هر کاری بخواهم انجام دهم.
آخرین چیزی که می خواستم ناراحتت کنم.
برای کریسمس چی میخوای؟
برای صبحانه بیکن و تخم مرغ می خواستم.
حزب او را به عنوان رهبر می خواهد.
برنامهت برای فردا چیه؟
چیزی که من واقعاً می خواهم بدانم این است که چرا شما اصلاً چنین فکر می کنید؟
«وقت آن است که تکالیف خود را انجام دهید.» «نمیخواهم!»
فقط میخواستم بدونم همه چی درسته
تو هم اگه خواستی میتونی بیای
اگر بخواهید می توانیم بعداً یک فیلم ببینیم.
دو نکته هست که میخواستم عرض کنم.
من می خواستم به خانه بروم.
من فقط می خواستم در آرامش رها شوم.
او شدیداً می خواست او را باور کند.
اینها کتاب هایی هستند که بچه ها واقعاً دوست دارند بخوانند.
میخوای کمکت کنم؟
می خواهم مردم بدانند من چه کار کرده ام.
ما نمی خواستیم این اتفاق بیفتد.
میل
fancy
تفننی
پسندیدن
crave
هوس کردن
جزئی بودن به
مراقبت از
covet
طمع
احساس می کنم
hanker for
مشتاق
نیاز
hanker after
مشتاق بعد از
برای
کاج برای
آرزو برای
تمایل به
امید برای
گرسنگی برای
hunger for
لذت بردن
relish
تشنگی برای
thirst for
اشتیاق برای
yearn for
درد برای
ache for
خم شده باشد
برای مردن
گریه کن برای
احساس نیاز
فانتزی برای
نیاز دارند
دل به دل داشته باش
گرسنگی پس از
hunger after
خارش برای
itch for
dislike
دوست نداشتن
despise
خوار شمردن
نفرت
abhor
بیزاری
abominate
نفرت انگیز
deplore
ابراز تاسف
detest
نفرت داشتن
disdain
تحقیر
disfavorUS
نارضایتی ایالات متحده
disfavourUK
نارضایتی انگلستان
loathe
متنفر بودن
shun
اجتناب کنید
spurn
طرد کردن
disapprove of
مخالفت کردن
frown on
اخم کردن
برای
اعتراض به
resent
کینه توز
scorn
تمسخر
مخالف بودن
خاموش شود به
contemn
تحقیر کردن
deride
مسخره کردن
احساس تحقیر کنید
بیزاری دارند
بدون شکم برای
هیچ سلیقه ای برای
هیچ فایده ای ندارند
به پایین نگاه کن
به پایین بینی نگاه کن
قدردان نیست
