ambitious
ambitious - جاه طلب
adjective - صفت
UK :
US :
مصمم به موفق، ثروتمند، قدرتمند و غیره
یک طرح بلندپروازانه، ایده و غیره نشان دهنده تمایل به انجام کاری خوب اما دشوار است
داشتن آرزوی قوی برای موفق شدن، قدرتمند بودن یا ثروتمند بودن
If a plan or idea is ambitious, it needs a great amount of skill and effort to be successful or be achieved
اگر یک طرح یا ایده بلندپروازانه باشد، برای موفقیت یا دستیابی به مهارت و تلاش زیادی نیاز دارد.
داشتن میل شدید به موفقیت، موفقیت، قدرت یا ثروت
اگر فعالیتی را جاه طلبانه توصیف می کنید، به این معناست که مستلزم تلاش یا هزینه زیادی است
داشتن آرزوی قوی برای موفقیت
اگر یک طرح یا ایده بلندپروازانه باشد، برای موفقیت یا دستیابی به مهارت و تلاش زیادی نیاز دارد
لیندا همیشه یک مدیر جاه طلب و سخت کوش بوده است.
تونل بندرگاه یکی از جاه طلبانه ترین پروژه های مهندسی دوران مدرن است.
من خوشحالم که آنها برای خودشان جاه طلب هستند.
The main candidate for the position is Robert Lutz, age 59, an ambitious former Ford Motor Co. executive.
نامزد اصلی این سمت، رابرت لوتز، 59 ساله، مدیر جاه طلب سابق شرکت فورد موتور است.
او هم نمی داند که مثل او جاه طلب نبودن چیست.
Whatever expectations his parents had of him Valentin grew up the best-balanced and the least ambitious of their children.
هر انتظاری که والدینش از او داشتند، والنتین با متعادل ترین و کم جاه طلب ترین فرزندانشان بزرگ شد.
او از هر دو جنبه بیش از حد جاه طلب بود.
زنان اگر بخواهند به جایی در دنیای تجارت برسند باید جاه طلب تر از مردان باشند.
پیشنهادهای پایگاه داده تور جاه طلبانه کنار گذاشته شده است.
Hutchings, like many ambitious young lawyers, became interested in politics.
هاچینگ، مانند بسیاری از وکلای جوان جاه طلب، به سیاست علاقه مند شد.
یک مدیر جوان به شدت جاه طلب
آنها برای فرزندان خود بسیار جاه طلب بودند (= آنها می خواستند آنها موفق شوند).
برنامه های بلندپروازانه دولت برای اصلاحات اجتماعی
دویدن هر روز صبح؟ این خیلی جاه طلبانه است، اینطور نیست؟
چندین کارآموز روی سه پروژه جاه طلبانه جدید کار خواهند کرد.
من بسیار جاه طلب هستم. هیچ چیز برای من مهم تر از برنده شدن نیست.
من آنقدر جاه طلب نیستم که برای اوج تلاش کنم.
I've never been particularly ambitious.
من هرگز جاه طلبی خاصی نداشته ام.
او دانش آموز بزرگی است - فداکار، سخت کوش و جاه طلب.
دانش آموزان همه جاه طلب هستند که خوب کار کنند.
فازهای 2 و 3 بیش از حد جاه طلبانه به نظر می رسند.
کتاب از نظر دامنه جاه طلبی است.
یک وکیل جوان جاه طلب
او برای فرزندانش بسیار جاه طلب است (= او می خواهد آنها موفق باشند).
او برنامه های بلندپروازانه ای برای تجارت خود دارد.
The government has announced an ambitious plan to modernize the railway network.
دولت از طرحی بلندپروازانه برای نوسازی شبکه راه آهن خبر داده است.
تاریخ تکمیل اولیه بیش از حد جاه طلبانه بود، بنابراین مجبور شدیم افتتاح را به تعویق بیندازیم.
حتی در جوانی جاه طلب و مطمئن بود.
این یک پروژه جاه طلبانه برای بازسازی پارک های عمومی بود.
من این واقعیت را پنهان نمی کنم که بسیار جاه طلب هستم.
این خردهفروش دیروز برنامههای بلندپروازانهای را اعلام کرد زیرا سود آن 19 درصد افزایش یافت.
The government has announced an ambitious programme to modernize the railway network.
دولت برنامه بلندپروازانه ای را برای نوسازی شبکه راه آهن اعلام کرده است.
اهداف آنها کمی بیش از حد جاه طلبانه بود.
این شرکت به شکلی بلندپروازانه در اروپا گسترش یافته بود.
aspiring
مشتاق
متعهد شد
committed
مشخص
determined
رانده
driven
تیز
enthusiastic
با انگیزه
keen
گرسنه
motivated
قصد
عمدی
intent
نجیب
purposeful
تلاش
spirited
اظهار کننده
striving
آرزومند
assertive
شدید
avid
سخت کوش
desirous
غیرتمند
fierce
پرماجرا
industrious
پرشور
zealous
جدی
adventurous
پر انرژی
ardent
رفتن
earnest
امیدوار کننده
energetic
پیشگام
go-getting
ترقی خواه
hopeful
زورگو
pioneering
فعال
progressive
مبتکرانه
pushy
نیرومند
enterprising
forceful
lazy
تنبل
ambitionless
بی جاه طلبی
unambitious
بی جاه طلب
unmotivated
بی انگیزه
apathetic
بی تفاوت
indolent
otiose
unaspiring
بدون تغییر
otiose
سستی
shiftless
بی علاقه
slack
کارآمد
disinterested
بلا استفاده
workshy
بی خیال
useless
بدون اشغال
improvident
غش
unoccupied
بی درخشش ایالات متحده
sluggish
ضعیف انگلستان
faineant
بی حال
lacklusterUS
بي تفاوت
lacklustreUK
غیر سازمانی
fainéant
بیکار
indifferent
غیر مولد
slothful
استخوان بیکار
unenterprising
بیمصرف
idle
خجالتی کار
unproductive
بی عیب
bone idle
bone-idle
good-for-nothing
work-shy
feckless
