buckle
buckle - دست و پنجه نرم کردن
verb - فعل
UK :
US :
به دلیل گرما یا فشار خم یا منحنی شدن یا به این ترتیب چیزی را خم یا منحنی کردن
اگر زانوها یا پاهای شما خم می شوند، ضعیف شده و خم می شوند
کاری را انجام دهید که نمی خواهید انجام دهید زیرا شرایط سخت شما را مجبور به انجام آن می کند
برای بستن یک سگک، یا با یک سگک بسته شود
a piece of metal used for fastening the two ends of a belt for fastening a shoe bag etc or for decoration
یک قطعه فلزی که برای بستن دو سر کمربند، برای بستن کفش، کیف و غیره یا برای تزئین استفاده می شود.
یک تکه فلز در یک سر تسمه یا بند که برای بستن دو سر آن به هم استفاده می شود
a sweet dish consisting of a layer of cake mixture covered in fruit and then a top layer of flour, sugar and small pieces of butter baked in the oven
یک ظرف شیرین متشکل از یک لایه مخلوط کیک که با میوه پوشانده شده و سپس یک لایه رویی آرد، شکر و تکه های کوچک کره در فر پخته شده است.
با سگک ببندند یا ببندند
خم شدن چیزی یا خم شدن، اغلب در نتیجه نیرو، گرما یا ضعف
برای شکست در یک موقعیت دشوار
بست برای کمربند
خم شدن یا ناهموار شدن، اغلب در نتیجه نیرو، گرما یا ضعف
کسی که دست و پنجه نرم میکند یا زیر آن کمان میزند، تسلیم چیزی میشود، مانند فشار یا مخالفت
او در حالی که عکس را چنان محکم در دستانش گرفته بود روی تخت فرو رفت که کاغذ خم شد.
She sank down on the bed with the photograph gripped so tightly in her hands that the paper buckled.
من آنقدر ترسیده ام که پاهایم شروع به رها شدن می کنند، در واقع سگک می زنند و دستم را به سمت نرده می برم.
اگر افراد مجبور شوند با واقعیت گرسنگی روبرو شوند، همه دست به کار خواهند شد.
پیاده رو در اثر زلزله ترک خورده و کمانش خورده بود.
در منطقه کوچکی که توسط Bishopsgate، خیابان Leadenhall و Houndsditch احاطه شده بود، ساختمانها از شدت انفجار منحرف شده بودند.
In a small area flanked by Bishopsgate, Leadenhall Street and Houndsditch, buildings had buckled from the ferocity of the blast.
مردان بیرون از قفس او بودند و سعی می کردند آن را باز کنند اما نتوانستند چون شاخه آن را کمان کرده بود.
پنجره ها با گرمای شعله شکسته شد و درهای فلزی مانند مقوا کمانش کردند.
فرانک دسته ایمنی خود را خم کرد.
بند در کناره سگک می شود.
صندلی آلومینیومی زیر وزن چارلز خم شد.
آن موقع آنها کوچک بودند، اما گاهی اوقات زانوهای ما زیر وزن آنها خم می شد.
وقتی چیز دیگری به پایه آن برخورد کرد، در کمانش کرد.
کمربندش را بست.
روی شمشیرش خم شد.
این کفش ها در کناره سگک می شوند.
قاب های فولادی زیر فشار شروع به کمانش کردند.
یک مرد ضعیف تر زیر فشار کمان می آمد.
تصادف جلوی ماشینم را خم کرد.
Originally buckle was topped with blueberries but over the years a variety of fruits and toppings have been used.
در ابتدا سگک با زغال اخته پوشانده می شد، اما در طول سال ها از انواع میوه ها و تاپینگ ها استفاده شده است.
او یک سگک دارچینی سیب خوشمزه درست می کند.
گرمای شدید ناشی از آتش سوزی باعث کمانش سقف کارخانه شده بود.
هر دو چرخ دوچرخه بدجوری خم شده بودند.
احساس ضعف کردم و زانوهایم شروع به خم شدن کردند.
اما این زمانهای سختی بود و یک مرد کوچکتر زیر فشار کمان میکرد.
یک سگک نقره ای
لطفا کمربندهای ایمنی خود را ببندید.
بعد از هشت ساعت پیاده روی، زانوهایمان شروع به کمانش کردند.
The judge threatened her with jail but she refused to buckle and would not say where she got the information.
قاضی او را تهدید به زندان کرد، اما او از دست و پنجه نرم کردن خودداری کرد و نگفت که این اطلاعات را از کجا به دست آورده است.
fastener
بست
clasp
گیره
گرفتن
clip
کلیپ
hasp
hasp
fastening
نازک نی
clamp
مهار
fibula
قفل کردن
harness
سنجاق
قلاب
pin
قلاب و چشم
hook
ضربه محکم و ناگهانی
چفت
پوپر
latch
دکمه
popper
گل میخ فشاری
پیچ
press stud
ارتباط دادن
bolt
اصلی
نوار چسب
staple
بسته
Velcro
اسنیب
closure
خوراکی
peg
کوپلر
grip
بار
snib
گرپنل
sneck
clinch
coupler
grapnel
unfasten
باز کردن
undo
لغو کردن
جداگانه، مجزا
disconnect
قطع شدن
unchain
باز کردن زنجیر
disjoin
جدا شدن
unhitch
لغو پیوند
unlink
تقسیم کنید
جدا کردن
uncouple
از هم گسستن
disjoint
متفرق شدن
disunite
متفرق کننده
unyoke
باز کردن سگک
dissever
شل کردن
unbuckle
شل
loosen
رفع مشکل
unloosen
باز کن
unloose
اجازه
جابجا کند
unfix
رهایی
دلسرد کردن
گیج کردن
displace
رد کردن
ترک کردن
discourage
رایگان
confuse
منصرف کردن
unlace
dissuade
