expansion
expansion - گسترش
noun - اسم
UK :
US :
قابل گسترش
هنگامی که چیزی در اندازه، محدوده، مقدار و غیره افزایش می یابد
زمانی که یک شرکت، تجارت و غیره با افتتاح مغازه ها، کارخانه ها و غیره جدید بزرگتر می شود
یک ایده، داستان و غیره که بر اساس ایده ای ساده تر یا کلی تر است
وقتی چیزی در اندازه، مقدار یا تعداد آن افزایش یا افزایش یابد
زمانی که یک اقتصاد موفق تر می شود و فعالیت اقتصادی افزایش می یابد، مشاغل بیشتر و غیره وجود دارد
زمانی که یک صنعت یا شرکت بزرگتر یا موفق تر می شود
افزایش اندازه، تعداد یا اهمیت چیزی
بدون این افزایش بهره وری، صادرات نمی توانست به اندازه کافی سریع گسترش یابد تا واردات اضافی مورد نیاز برای حفظ توسعه 61-1955 را متعادل کند.
Without this productivity increase exports could not have expanded fast enough to balance the additional imports required to sustain the 1955-61 expansion.
او یک ناسیونالیست افراطی است که تهدید به جنگ و توسعه در یک کلاه خز می کند.
اکثر مناطق از گسترش سریع اقتصادی برخوردار هستند.
این ایرلاین برنامه هایی برای گسترش به آسیا دارد.
قرائت بالای 50 درصد نشان دهنده گسترش در بخش تولید و قرائت زیر 50 درصد نشان دهنده انقباض است.
A reading above 50 % indicates expansion in the manufacturing sector and a reading below 50 % indicates a contraction.
کاملاً انتظار یک گسترش عظیم را داشت.
بوروکرات ها ممکن است برای دستیابی به موقعیت های کنترلی به جای توسعه انگیزه داشته باشند.
تمرکز این امر بر گسترش فروش به بخش خصوصی و بازارهای منتخب خارج از کشور خواهد بود.
The focus of this will be the expansion of sales to the private sector and to selected overseas markets.
این یک رکورد قابل توجه از سرمایه گذاری در گسترش مراقبت های بهداشتی اولیه و جامعه است.
در عرض یک دهه، ما به روشهای قدیمی خود در ولخرجی و سود بازگشتیم، و مطمئن بودیم که گسترش بیوقفه ادامه خواهد یافت.
Within a decade we were back to our old ways of profligacy and profit confident that the expansion would continue unabated.
گسترش ورزشگاه محلی
دوره رشد سریع اقتصادی
علیرغم رکود، شرکت به توسعه بیشتر اطمینان دارد.
گسترش آموزش عالی ادامه خواهد داشت.
این کتاب بسط مجموعه ای از سخنرانی های ارائه شده در سال گذشته است.
او با گسترش ارتش و نیروی دریایی مخالف بود.
برای تامین مالی توسعه در این مقیاس، دولت به شدت به استقراض متکی بوده است.
گسترش روسیه به شرق و جنوب
او گسترش اندکی از مزایای بیکاری را پیشنهاد کرد.
The board decided to embark on aggressive overseas expansion.
هیئت مدیره تصمیم گرفت توسعه تهاجمی خارج از کشور را آغاز کند.
این شرکت معتقد است که زمینه برای توسعه در این بخش وجود دارد.
اقتصاد همچنان در حال گسترش سالم است.
این موزه در حال توسعه گسترده ای است.
نرخ گسترش تجارت ما در خارج از کشور چشمگیر بوده است.
عصر بزرگی از گسترش تجارت و علم
توسعه 80 میلیون دلاری کارخانه مدرس آن
گسترش به بازار خودروهای لوکس
بزرگترین گسترش زندان در تاریخ آمریکا
گسترش سریع صنعت نرم افزار
گسترش به حوزه های جدید تحقیق امکان پذیر است.
گسترش صنعت
این سند به گسترش برنامه ریزی شده این برنامه در سراسر بریتانیا اشاره می کند.
airport/business/market expansion
گسترش فرودگاه/کسب و کار/بازار
an expansion plan/programme/project
یک طرح/برنامه/پروژه توسعه
support/allow/encourage expansion
پشتیبانی/اجازه/تشویق گسترش
fund/finance expansion
گسترش صندوق/مالی
رشد
enlargement
بزرگ شدن
augmentation
افزایش
توسعه
افزایش دادن
aggrandisementUK
بزرگنمایی انگلستان
aggrandizementUS
بزرگنمایی ایالات متحده
buildup
ساختن
elaboration
پیچیدگی
escalation
تشدید
expanse
وسعت
افزونه
progression
پیشرفت
گسترش
accession
الحاق
accretion
برافزایش
accrual
تعهد
boost
تقویت
magnification
بزرگنمایی
multiplication
ضرب
mushrooming
قارچ زایی
proliferation
بالا آمدن
متورم شدن
swell
جوانه زدن
انتشار
advancement
تنوع بخشی
amplification
buildout
burgeoning
diffusion
diversification
کاهش
نزول کردن
کاهش می یابد
mitigation
تخفیف
alleviation
تسهیل
diminution
سقوط
easing
روشن شدن
falloff
فرسایش
lessening
رها کردن
lightening
پایین آوردن
abatement
به حداقل رساندن انگلستان
attrition
به حداقل رساندن ایالات متحده
decrement
اعتدال
diminishment
رکود
پسرفت
انقباض
lowering
بریده بریده
minimisingUK
بازگشت
minimizingUS
کناره گیری
moderation
کاهش در اندازه
stagnation
regress
regression
retrogression
shrinkage
slash
drop-off
reversion
retrogradation