aspiration

base info - اطلاعات اولیه

aspiration - تنفس

noun - اسم

/ˌæspəˈreɪʃn/

UK :

/ˌæspəˈreɪʃn/

US :

family - خانواده
google image
نتیجه جستجوی لغت [aspiration] در گوگل
description - توضیح

  • میل شدید برای داشتن یا دستیابی به چیزی

  • the sound of air blowing out that happens when some consonants are pronounced, such as the /p/ in ‘pin’


    صدای دمیدن هوا که هنگام تلفظ برخی از صامت ها مانند /p/ در پین اتفاق می افتد.


  • چیزی که امیدوارید به آن برسید

  • the removal of a liquid or gas from a space in the body using suction (= a sucking action)


    حذف مایع یا گاز از فضایی در بدن با استفاده از مکش (= عمل مکیدن)


  • فرآیند تنفس یک ماده به طور تصادفی به ریه های شما

  • the noise that is made when air escapes after a plosive consonant sound


    صدایی که هنگام خروج هوا پس از صدای صامت انفجاری ایجاد می شود


  • یک امید یا آرزوی قوی برای موفقیت یا موفقیت

  • Charming and enthusiastic, Crowhurst's life up to the voyage had been defined by crushed aspirations.


    زندگی جذاب و پرشور کروهورست تا زمان سفر با آرزوهای درهم شکسته تعریف شده بود.

  • Many who vigorously disparaged his accomplishment came to share his aspiration..


    بسیاری از کسانی که به شدت موفقیت او را تحقیر کردند، آمدند تا آرزوی او را به اشتراک بگذارند.

  • I had written a learned book Architrave and Archetype, a thesis linking human aspiration with human-designed structures, cathedrals in particular.


    من یک کتاب آموخته شده نوشته بودم، Architrave and Archetype، پایان نامه ای که آرزوهای انسان را با سازه های طراحی شده توسط انسان، به ویژه کلیساها، پیوند می دهد.

  • Today its atmosphere is more convivial, its aspirations more leisurely.


    امروز فضای آن شادتر و آرزوهایش آرام تر است.

  • But then its aspirations all went horribly wrong.


    اما سپس همه آرزوهای آن به طرز وحشتناکی اشتباه شد.

  • Did Cuomo have presidential aspirations?


    آیا کومو آرزوهای ریاست جمهوری داشت؟

  • We can see in this Nietzsche's aspirations towards a total philosophy of life.


    ما می‌توانیم در این آرمان‌های نیچه به سمت یک فلسفه کل زندگی ببینیم.

  • Such criteria have therefore to be general and highly flexible allowing for sensitivity to people's aspirations.


    بنابراین، چنین معیارهایی باید عمومی و بسیار منعطف باشند و امکان حساسیت نسبت به آرزوهای مردم را فراهم کنند.

  • It is through other black kids that some aspirations are fostered and others snuffed out by stories of racialism.


    از طریق دیگر بچه های سیاهپوست است که برخی از آرزوها با داستان های نژادپرستی تقویت می شوند و برخی دیگر از بین می روند.

example - مثال
  • I didn't realize you had political aspirations.


    من متوجه نشدم که شما آرزوهای سیاسی دارید.

  • He has never had any aspiration to earn a lot of money.


    او هرگز هیچ آرزویی برای کسب درآمد زیاد نداشته است.

  • What changes are needed to meet women's aspirations for employment?


    چه تغییراتی برای برآورده شدن آرزوهای زنان برای اشتغال مورد نیاز است؟

  • She talked about her hopes and aspirations.


    او از امیدها و آرزوهایش گفت.

  • a political party that fulfils the aspirations of the British people


    یک حزب سیاسی که آرزوهای مردم بریتانیا را برآورده می کند

  • an aspiration for personal power


    آرزوی قدرت شخصی

  • the country's aspirations to independence


    آرزوی استقلال کشور

  • aspirations towards starting his own business


    تمایل به راه اندازی کسب و کار خود

  • I've never had any political aspirations.


    من هیچ وقت آرزوی سیاسی نداشتم.

  • It's a story about the lives and aspirations of poor Irish immigrants.


    داستانی درباره زندگی و آرزوهای مهاجران فقیر ایرلندی است.

  • Aspiration of typical cyst fluid confirms the diagnosis.


    آسپیراسیون مایع کیست معمولی تشخیص را تایید می کند.

  • bone marrow aspiration


    آسپیراسیون مغز استخوان

  • Check the patient's gag reflex to prevent aspiration.


    برای جلوگیری از آسپیراسیون، رفلکس گگ بیمار را بررسی کنید.

  • aspiration of an object


    آسپیراسیون یک شی

  • In English, aspiration is an important feature in whether we hear a sound as /p/ or /b/ at the beginning of a word.


    در زبان انگلیسی، آسپیراسیون یک ویژگی مهم در این است که آیا صدایی را به صورت /p/ یا b/ در ابتدای کلمه می شنویم.

  • He has political aspirations, and hopes to run for Congress some day.


    او آرزوهای سیاسی دارد و امیدوار است روزی در کنگره نامزد شود.

synonyms - مترادف
  • aim


    هدف

  • ambition


    هدف - آرزو


  • اشتیاق

  • longing


    میل


  • رویا


  • امید


  • هدف، واقعگرایانه


  • هدف - شی


  • آرزو کردن


  • طرح


  • تلاش ایالات متحده

  • endeavorUS


    پایان


  • قصد


  • ماموریت

  • yearning


    دستیابی

  • end


    وضوح

  • hankering


    برطرف کردن


  • تلاش انگلستان


  • ایده آل

  • pursuit


    تمایل


  • فشار دادن


  • اصرار

  • endeavourUK


    جاه طلبی


  • صدا زدن

  • inclination


  • intent





  • ambitiousness


  • calling


antonyms - متضاد
  • apathy


    بی تفاوتی

  • dislike


    دوست نداشتن


  • سرگرمی

  • fun


    سرگرم کننده


  • نفرت

  • hatred


    تنبلی

  • indifference


    بیزاری

  • laziness


    انزجار

  • pastime


    بی میلی

  • distaste


    تنفر شدید

  • disgust


    دافعه

  • antipathy


    رضایت

  • aversion


    بی علاقگی

  • disinclination


    بی اختیاری

  • revulsion


    آرام

  • loathing


    عدم تمایل

  • repulsion


    نارضایتی


  • مخالفت

  • disinterest


    دلسردی

  • reluctance


    صلح

  • indisposition


    خنکی

  • calm


    آرامش

  • unwillingness


  • displeasure


  • repugnance



  • abhorrence


  • discouragement


  • peacefulness


  • coolness


  • calmness


لغت پیشنهادی

number

لغت پیشنهادی

treat

لغت پیشنهادی

anus