aspiration
aspiration - تنفس
noun - اسم
UK :
US :
میل شدید برای داشتن یا دستیابی به چیزی
the sound of air blowing out that happens when some consonants are pronounced, such as the /p/ in ‘pin’
صدای دمیدن هوا که هنگام تلفظ برخی از صامت ها مانند /p/ در پین اتفاق می افتد.
چیزی که امیدوارید به آن برسید
حذف مایع یا گاز از فضایی در بدن با استفاده از مکش (= عمل مکیدن)
فرآیند تنفس یک ماده به طور تصادفی به ریه های شما
صدایی که هنگام خروج هوا پس از صدای صامت انفجاری ایجاد می شود
یک امید یا آرزوی قوی برای موفقیت یا موفقیت
Charming and enthusiastic, Crowhurst's life up to the voyage had been defined by crushed aspirations.
زندگی جذاب و پرشور کروهورست تا زمان سفر با آرزوهای درهم شکسته تعریف شده بود.
بسیاری از کسانی که به شدت موفقیت او را تحقیر کردند، آمدند تا آرزوی او را به اشتراک بگذارند.
I had written a learned book Architrave and Archetype, a thesis linking human aspiration with human-designed structures, cathedrals in particular.
من یک کتاب آموخته شده نوشته بودم، Architrave and Archetype، پایان نامه ای که آرزوهای انسان را با سازه های طراحی شده توسط انسان، به ویژه کلیساها، پیوند می دهد.
امروز فضای آن شادتر و آرزوهایش آرام تر است.
اما سپس همه آرزوهای آن به طرز وحشتناکی اشتباه شد.
Did Cuomo have presidential aspirations?
آیا کومو آرزوهای ریاست جمهوری داشت؟
ما میتوانیم در این آرمانهای نیچه به سمت یک فلسفه کل زندگی ببینیم.
Such criteria have therefore to be general and highly flexible allowing for sensitivity to people's aspirations.
بنابراین، چنین معیارهایی باید عمومی و بسیار منعطف باشند و امکان حساسیت نسبت به آرزوهای مردم را فراهم کنند.
It is through other black kids that some aspirations are fostered and others snuffed out by stories of racialism.
از طریق دیگر بچه های سیاهپوست است که برخی از آرزوها با داستان های نژادپرستی تقویت می شوند و برخی دیگر از بین می روند.
من متوجه نشدم که شما آرزوهای سیاسی دارید.
او هرگز هیچ آرزویی برای کسب درآمد زیاد نداشته است.
چه تغییراتی برای برآورده شدن آرزوهای زنان برای اشتغال مورد نیاز است؟
او از امیدها و آرزوهایش گفت.
یک حزب سیاسی که آرزوهای مردم بریتانیا را برآورده می کند
آرزوی قدرت شخصی
the country's aspirations to independence
آرزوی استقلال کشور
تمایل به راه اندازی کسب و کار خود
من هیچ وقت آرزوی سیاسی نداشتم.
داستانی درباره زندگی و آرزوهای مهاجران فقیر ایرلندی است.
آسپیراسیون مایع کیست معمولی تشخیص را تایید می کند.
bone marrow aspiration
آسپیراسیون مغز استخوان
برای جلوگیری از آسپیراسیون، رفلکس گگ بیمار را بررسی کنید.
آسپیراسیون یک شی
In English, aspiration is an important feature in whether we hear a sound as /p/ or /b/ at the beginning of a word.
در زبان انگلیسی، آسپیراسیون یک ویژگی مهم در این است که آیا صدایی را به صورت /p/ یا b/ در ابتدای کلمه می شنویم.
او آرزوهای سیاسی دارد و امیدوار است روزی در کنگره نامزد شود.
هدف
ambition
هدف - آرزو
اشتیاق
longing
میل
رویا
امید
هدف، واقعگرایانه
هدف - شی
آرزو کردن
طرح
تلاش ایالات متحده
endeavorUS
پایان
قصد
ماموریت
yearning
دستیابی
وضوح
hankering
برطرف کردن
تلاش انگلستان
ایده آل
pursuit
تمایل
فشار دادن
اصرار
endeavourUK
جاه طلبی
صدا زدن
inclination
intent
ambitiousness
calling
apathy
بی تفاوتی
dislike
دوست نداشتن
سرگرمی
سرگرم کننده
نفرت
hatred
تنبلی
indifference
بیزاری
laziness
انزجار
pastime
بی میلی
distaste
تنفر شدید
disgust
دافعه
antipathy
رضایت
aversion
بی علاقگی
disinclination
بی اختیاری
revulsion
آرام
loathing
عدم تمایل
repulsion
نارضایتی
مخالفت
disinterest
دلسردی
reluctance
صلح
indisposition
خنکی
calm
آرامش
unwillingness
displeasure
repugnance
abhorrence
discouragement
peacefulness
coolness
calmness
