tailor
tailor - خیاط
noun - اسم
UK :
US :
to make something so that it is exactly right for someone’s particular needs or for a particular purpose
ساختن چیزی به گونه ای که دقیقاً برای نیازهای خاص یا برای یک هدف خاص مناسب باشد
کسی که کارش تولید لباسهای مردانه است که کاملاً متناسب با هر مشتری باشد
ساختن چیزی یا کنار هم قرار دادن چیزی به طوری که دقیقاً برای نیازهای کسی مناسب باشد
someone whose job is to repair, make and adjust (= make changes to) clothes especially someone who makes jackets, trousers, coats, etc. for men
کسی که کارش تعمیر، درست کردن و تنظیم (= ایجاد تغییر در) لباس است، به ویژه کسی که برای مردان کاپشن، شلوار، کت و غیره می سازد.
برای ساختن یا آماده کردن چیزی به دنبال دستورالعمل های خاص
کسی که کارش ساختن، تعمیر و تنظیم لباس است
برای تنظیم چیزی برای یک نیاز یا موقعیت خاص
ساختن چیزی خاص به طوری که برای شخص، سازمان یا هدف خاصی مناسب باشد
It does not generally support dragging-and-dropping files on to other applications nor can its drag-and-drop be tailored.
به طور کلی از کشیدن و رها کردن فایلها بر روی برنامههای دیگر پشتیبانی نمیکند و همچنین کشیدن و رها کردن آن قابل تنظیم نیست.
The length of your step should be tailored according to the distance you are away from your opponent.
طول گام شما باید با توجه به فاصله ای که از حریف خود دارید تنظیم شود.
Some are comprehensive and cover short-term exports on a continuous basis others are tailored for specific contracts.
برخی جامع هستند و صادرات کوتاه مدت را به صورت مستمر پوشش می دهند، برخی دیگر برای قراردادهای خاص طراحی شده اند.
This questioning procedure allows the salesperson to tailor the speed and content of his presentation to the circumstances which face him.
این روش سوال به فروشنده اجازه می دهد تا سرعت و محتوای ارائه خود را با شرایطی که با او روبرو است تنظیم کند.
Children tend to tailor their behaviour to the particular places in which and different persons with whom they find themselves.
کودکان تمایل دارند رفتار خود را متناسب با مکانهای خاصی که در آنها و افراد مختلفی که در آن قرار دارند، تنظیم کنند.
Aware that women outnumber men on voter lists, politicians from both parties are tailoring their campaigns accordingly.
سیاستمداران هر دو حزب با آگاهی از اینکه تعداد زنان در فهرست رای دهندگان از مردان بیشتر است، کمپین های خود را بر این اساس تنظیم می کنند.
They employ several drugs, each tailored to disrupt the virus at different stages in its replication process.
آنها از چندین دارو استفاده می کنند که هر کدام برای مختل کردن ویروس در مراحل مختلف فرآیند تکثیر آن طراحی شده اند.
مواقعی وجود خواهد داشت که ممکن است بخواهید سبک بازی خود را برای مبارزه با حریفان خاص تنظیم کنید.
ما هر یک از محصولات خود را با نیازهای خاص شرکت شما تنظیم می کنیم.
خدمات آنها متناسب با نیازهای مشتریان است.
شما باید نامه های درخواست را برای هر شغلی که درخواست می کنید تنظیم کنید.
این شرکت خدمات خود را برای بخش های صنعتی خاص تنظیم می کند.
برخی از بهترین چشماندازهای رشد در تطبیق محصولات با نیازهای مشتریان نهفته است.
یک مشاور مالی می تواند محصولی را متناسب با شرایط هر فرد تنظیم کند.
آنها یک رویکرد مناسب را ترجیح می دهند.
هدف پناهگاه های مالیاتی ارائه مزایای خاص برای کاربران است.
couturier
شیک پوش
dressmaker
خیاطی
outfitter
ساز
clothier
پوشاک تر
costumier
لباس پوش
garment-maker
لباس ساز
seamstress
خیاط
modiste
تعدیل کردن
طراح مد
needle worker
سوزن کار
کت و شلوار ساز
garment maker
استایلیست
tailoress
طراح
stylist
مشتری
سوزن دوز
costumer
سوزن زن
needleworker
فاضلاب
needlewoman
مناسب تر
sewer
مغازه فروش مغازه
fitter
میلینر
haberdasher
couturière
milliner
کرستیر
couturière
سارتور
corsetière
کاتر
sartor
زن خیاطی
cutter
خیاط خانم ها
sewing woman
فشار دهنده سوزن
ladies' tailor
needle pusher
مخالف بودن
disarrange
بر هم زدن
رد کردن
disorganize
به هم ریختن
upset
ناراحت
unsuit
بی لباس
از بین رفتن
ruin
خراب کردن
بی نظمی
disturb
مزاحم
unfit
نامناسب
بی قرار
unsettle
از بین بردن
spoil
بی نظم
derange
حرکت
زنگ تفريح
فرق داشتن
گیج کردن
confuse
پراکنده کردن
scatter
مخلوط کردن
disperse
ناهماهنگ کردن
بهم ریختن
disharmonize
مچاله کردن
jumble
تقلا
disarray
درهم ریختن
rumple
لغو کردن
wreck
آزار دادن
scramble
muddle
undo
annoy
