street

base info - اطلاعات اولیه

street - خیابان

noun - اسم

/striːt/

UK :

/striːt/

US :

family - خانواده
google image
نتیجه جستجوی لغت [street] در گوگل
description - توضیح
  • a public road in a city or town that has houses, shops etc on one or both sides


    یک جاده عمومی در یک شهر یا شهرک که دارای خانه ها، مغازه ها و غیره در یک یا دو طرف است

  • relating to or similar to fashions, types of music or attitudes that are popular with young people in cities


    مربوط یا شبیه به مدها، انواع موسیقی، یا نگرش هایی که در میان جوانان شهرها محبوب است

  • a road in a city or town that has buildings that are usually close together along one or both sides


    جاده ای در شهر یا شهرک که دارای ساختمان هایی است که معمولاً در امتداد یک یا هر دو طرف به هم نزدیک هستند


  • وقتی مردم به خیابان ها می آیند، مخالفت خود را با چیزی در ملاء عام و اغلب با خشونت ابراز می کنند

  • a road in a city or town usually with buildings along one or both sides


    جاده ای در یک شهر یا شهرک، معمولاً با ساختمان هایی در امتداد یک یا هر دو طرف

  • A street sometimes means a road and the sidewalks (= paths) along it


    خیابان گاه به معنای جاده و پیاده روها (= مسیرها) در کنار آن است


  • برای اشاره به وال استریت استفاده می شود

  • They live on Clay Street.


    آنها در خیابان Clay زندگی می کنند.

  • York, among many towns which have pedestrianised their centres, has paved many of its streets without adverse effect.


    یورک، در میان بسیاری از شهرهایی که مراکز خود را پیاده‌روی کرده‌اند، بسیاری از خیابان‌های خود را بدون تأثیر منفی آسفالت کرده است.

  • Our street was just a row of brick terraced houses.


    خیابان ما فقط ردیفی از خانه های پلکانی آجری بود.

  • She had lived in the same street in London all her life.


    او تمام عمرش را در یک خیابان در لندن زندگی کرده بود.

  • Across the street on the steps of St Martin-in-the-Fields church there was movement.


    در آن سوی خیابان، روی پله های کلیسای سنت مارتین این فیلدز، حرکتی وجود داشت.

  • I imagine him marching-no, swanning-around the streets of his beloved Manchester as he talks to me.


    من او را تصور می کنم که در حال راهپیمایی - نه، در خیابان های منچستر محبوبش در حالی که با من صحبت می کند.

  • Claudia, standing by the window looking down at the street knew the moment he stepped over the threshold.


    کلودیا که کنار پنجره ایستاده بود و به خیابان نگاه می کرد، لحظه ای را که از آستانه عبور کرد می دانست.

  • Victoria can't walk down the street without someone recognizing her.


    ویکتوریا نمی تواند بدون اینکه کسی او را بشناسد در خیابان راه برود.

  • He heaved his bulk round but saw only the tightly wedged backs of the mob out in the street.


    او انبوه خود را دور زد، اما فقط پشت‌های محکم جمع شده اوباش را در خیابان دید.

  • He pointed to the side of the street.


    به کنار خیابان اشاره کرد.

  • There were stores on both sides of the street.


    دو طرف خیابون فروشگاه بود.

  • We need more police on the streets.


    ما به پلیس بیشتری در خیابان ها نیاز داریم.

  • He's out there running the streets of Annapolis, just before dawn.


    او در خیابان های آناپولیس می دود، درست قبل از طلوع.

  • Pablo loved wandering through the streets of Barcelona.


    پابلو عاشق پرسه زدن در خیابان های بارسلون بود.

  • I went straight back to the street corner where I'd lost him and started the slow cruise.


    مستقیم به گوشه خیابانی که او را گم کرده بودم برگشتم و کروز آرام را شروع کردم.


  • وال استریت یک مرکز مالی معروف در نیویورک است.

example - مثال
  • I was just walking along the street when it happened.


    من فقط در خیابان راه می رفتم که این اتفاق افتاد.

  • She lives just up the street here.


    او همین بالای خیابان اینجا زندگی می کند.

  • The bank is just across the street.


    بانک درست روبروی خیابان است.

  • He is used to being recognized in the street.


    او به شناخته شدن در خیابان عادت کرده است.

  • Workers took to the streets in protest.


    کارگران در اعتراض به خیابان ها ریختند.

  • It's not safe to walk the streets at night.


    پیاده روی در خیابان ها در شب امن نیست.

  • It's a medieval town with narrow cobbled streets.


    این یک شهر قرون وسطایی است، با خیابان های سنگ فرش شده باریک.

  • a crowded/residential/quiet/deserted street


    یک خیابان شلوغ / مسکونی / ساکت / متروک

  • 92nd Street


    خیابان 92

  • 10 Downing Street


    خیابان داونینگ 10

  • You can find these shops on every street corner.


    این مغازه ها را می توانید در هر گوشه خیابان پیدا کنید.

  • The council promised better street lighting and cleaner streets.


    شورا وعده روشنایی بهتر خیابان ها و خیابان های تمیزتر را داد.

  • a street map/plan of York


    نقشه/طرح خیابان یورک

  • My office is at street level (= on the ground floor).


    دفتر من در سطح خیابان (= در طبقه همکف) است.

  • The feeling I get from the street is that we have a good chance of winning this election.


    احساسی که از خیابان به من دست می دهد این است که ما شانس زیادی برای پیروزی در این انتخابات داریم.

  • The word on the street is that it's not going to happen.


    حرف در خیابان این است که این اتفاق نمی افتد.

  • Opinion on the street was divided.


    نظر در خیابان تقسیم شد.

  • Politicians often don't understand the views of the man in the street.


    سیاستمداران اغلب دیدگاه های مرد در خیابان را درک نمی کنند.

  • What really matters to the man and woman in the street?


    واقعاً چه چیزی برای زن و مرد در خیابان اهمیت دارد؟

  • the problems of young people living on the streets


    مشکلات جوانانی که در خیابان ها زندگی می کنند

  • If it had been left to me I would have put him out on the street long ago.


    اگر به من سپرده می‌شد، مدت‌ها پیش او را در خیابان بیرون می‌کردم.

  • She was thrown onto the street.


    او را به خیابان انداختند.


  • کشوری که در کنترل آلودگی محیط زیست خیابانی جلوتر است

  • Beth is streets ahead of all the other students in her year.


    بث خیابانی جلوتر از سایر دانش‌آموزان در سال تحصیلی خود است.

  • This job seems right up your street.


    این شغل درست در خیابان شما به نظر می رسد.

  • a street map of London.


    نقشه خیابان لندن

  • Oxford Street


    خیابان آکسفورد

  • Mile End Road.


    مایل پایان جاده.


  • مغازه کفش فروشی در خیابان High Street

  • high street shops.


    مغازه های خیابانی

  • A couple were arguing out in the street.


    زن و شوهری در خیابان مشغول دعوا بودند.

synonyms - مترادف

  • جاده

  • way


    مسیر

  • avenue


    خیابان

  • roadway


    گذرگاه

  • thoroughfare


    بزرگراه


  • بلوار


  • راندن

  • boulevard


    آزادراه


  • شریان

  • expressway


    چرخش

  • freeway


    عبور

  • artery


    ردیف

  • turnpike


    بکشید


  • شریانی

  • row


    پی گیری


  • سواره رو

  • arterial


    از طریق


  • گذر

  • carriageway


    دنباله


  • پارک وی

  • thruway


    راه

  • pathway


    کوچه


  • پیاده رو


  • lane



  • parkway


  • byway


  • alley


  • pavement


  • motorway


antonyms - متضاد
  • egress


    خروج

  • refusal


    امتناع

لغت پیشنهادی

hustle

لغت پیشنهادی

lag

لغت پیشنهادی

cots