allot
allot - اختصاص دادن
verb - فعل
UK :
US :
to use a particular amount of time for something or give a particular share of money space etc to someone or something
استفاده از زمان خاصی برای چیزی، یا دادن سهم خاصی از پول، فضا و غیره به کسی یا چیزی
تصمیم گرفتن رسمی برای دادن چیزی به کسی یا استفاده از چیزی برای هدفی خاص
دادن چیزی، به ویژه سهمی از چیزی که در دسترس است، برای هدفی خاص
بخشیدن از چیزی برای هدفی خاص
بخشیدن از چیزی به کسی یا چیزی که برای هدفی خاص استفاده کند
شانس آنها بسته به کشوری که به آنها اختصاص داده شده بود افزایش یا کاهش یافت.
لینکلن احساس می کرد که مک کلن نیروی کافی برای دفاع از واشنگتن اختصاص نداده است.
Each regardless of seniority or committee assignment is allotted eighteen employees.
به هر کدام، صرف نظر از مسئولیت یا مسئولیت کمیته، هجده کارمند اختصاص داده شده است.
He has a room allotted in the social sciences department and special arrangements with the university domestic staff.
او یک اتاق در گروه علوم اجتماعی اختصاص داده و هماهنگی های ویژه ای با کارکنان داخلی دانشگاه دارد.
Susan was alone in the double sleeping-space which had been allotted to Michael and her for the night.
سوزان در فضای خواب دوتایی که برای شب به مایکل و او اختصاص داده شده بود، تنها بود.
Once the tasks were allotted to the newly-recruited committee members, the meeting then turned its attention to the lawyers.
هنگامی که وظایف به اعضای تازه استخدام شده کمیته اختصاص یافت، جلسه توجه خود را به وکلا معطوف کرد.
اگر بخواهیم سایت را در دو غواصی اختصاص داده شده خود پیدا کنیم، باید از همه سرنخ های موجود استفاده کنیم.
در مدت زمان تعیین شده آزمون را کامل کردم.
چقدر پول به ما اختصاص داده شده است؟
آنها برای همه یک میز جداگانه در نظر گرفتند.
برای همه یک میز جداگانه اختصاص دادند.
امسال حدود 15 درصد کمتر به وزارت فرهنگ اختصاص داده می شود.
سه ساعت به/برای این کار اختصاص داده شده است.
این موزه در حال برنامه ریزی برای افزایش میزان فضای اختصاص داده شده به هنر مدرن است.
هیئت مدیره 5000 دلار به مرکز تفریحی اختصاص داد.
تفاوت های زیادی در تخصیص بودجه بزرگراه ها در سراسر ایالت وجود دارد.
فقط از زمان تعیین شده استفاده کنید.
150000 دلار برای بازسازی به موزه اختصاص داده شده است.
allocate
اختصاص دهد
apportion
تقسیم
توزیع کردن
دیووی
divvy
موضوع
اداره کند
administer
تعیین کنید
designate
اختصاص
توزیع
dispense
دول
dole
اعطا کردن
مته
mete
مناسب
اختصاص دادن
earmark
مقدار زیادی
جیره
ration
اشتراک گذاری
اندازه گیری
admeasure
منصوب کند
جایزه
بودجه
برش
دادن
تکه
به اشتراک گذاشتن
معامله کردن
تقسیم کردن
جزوه
ظرف خارج کردن
disallow
اجازه ندادن
نگه دارید
نگاه داشتن
رد کردن
حفظ
خودداری کنید
withhold
جمع آوری کنید
جمع آوری
گرفتن
اشتباه تخصیص دهد
misallocate
پیوستن
ترکیب کردن
انکار
احتکار
پنهان کردن، پوشاندن
hoard
جمع کردن
conceal
سوء استفاده
amass
دريافت كردن
misuse
به هم ریختن
متحد کردن
disorganize
پنهان شدن
unite
هدر
خودداری
پس گرفتن
refrain
ذخیره کردن
retract
برداشتن
stash
محروم کردن
هتک حرمت کردن
deprive
ضمیمه کردن
desecrate
