firsts
firsts - اولین ها
N/A - N/A
UK :
US :
(شخص یا چیز) که به ترتیب، زمان، مقدار، کیفیت یا اهمیت قبل از همه قرار می گیرد
در یا در آغاز (یک سری از رویدادها)
به عنوان اولین تلاش یا تلاش
به درجه بسیار عالی یا از نوع بسیار خوب
در اولین زمان در روز
در گروهی از نوازندگان یا خوانندگان، مربوط به بالاترین یا بالاتر ساز، صدا، یا قطعه
قبل از همه موارد دیگر به ترتیب، زمان، مقدار، کیفیت یا اهمیت
برای اولین بار
در ابتدای لیستی از چیزهایی که می خواهید بگویید یا بنویسید استفاده می شود
اولین شخص یا چیزی که باید انجام دهد یا چیزی باشد یا اولین شخص یا چیزی که ذکر شد
از آغاز
In a group of musicians or singers, a first is a person who plays or sings the highest or a higher part
در گروهی از نوازندگان یا خوانندگان، اولین کسی است که بالاترین یا بالاتر را می نوازد یا می خواند.
چیزی که قبلاً هرگز اتفاق نیفتاده یا انجام نشده است
بهترین مدرک ممکن در مقطع کارشناسی که می توانید در انگلستان و برخی از کشورهای دیگر دریافت کنید
(در وسیله نقلیه) دنده ای که هنگام شروع به رانندگی به جلو یا هنگام رانندگی از تپه های شیب دار استفاده می شود
کلمه دیگری برای پایه اول
First نیز به معنای پایه اول است
این اولین بازدید من از نیویورک است.
اولین باری که دیدمش عاشقش شدم.
من همیشه برای چند دقیقه اول امتحان عصبی هستم.
امروز اول مرداد است.
وقتی شلوار را شستم، شلوار کوچک شد، اما در وهله اول به اندازه کافی بزرگ نبود.
پرس و جو در مورد پست باید در وهله اول به مدیر پرسنل خطاب شود.
این یک رسوایی دیپلماتیک درجه اول است.
گفت فردا اول زنگ میزنه
او اولین سوپرانو را در گروه کر مدرسه می خواند.
او بهترین نوازنده اول ترومپت در تجارت است.
به طور غیر معمول، اولین آلتوها این آهنگ را دارند.
تام در مسابقه اول شد.
Who finished first?
چه کسی اول تمام شد؟
اگر اول به خانه رسیدید، می توانید به گربه غذا بدهید؟
اولین بار کی یکدیگر را ملاقات کردید؟
زمانی که من برای اولین بار به آن پیوستم، شرکت هنوز بسیار کوچک بود.
ابتدا می خواهم از پدر و مادرم تشکر کنم.
اول از همه (= قبل از هر چیز دیگری) می خواهم چند سوال از شما بپرسم.
اول از همه (= قبل از هر چیز دیگری) اجازه دهید خودم را معرفی کنم.
او یکی از اولین کسانی بود که وارد شد.
او اولین (= بسیار مایل) است که اعتراف می کند که بسیاری از موفقیت هایش به خاطر ظاهر خوب اوست.
امشب اولین فیلم از سه مستند درباره سرطان را می بینیم.
من از همان ابتدا با این پیشنهاد مخالفت کردم.
ویولن های دوم در سمت راست صحنه، روبروی ویولن های اول قرار داشتند.
او معمولا نفر اول است اما امروز دوم می خواند.
این تکنیک جدید جراحی اولین بار برای (= قبلاً هرگز در بیمارستان انجام نشده است) است.
او برای اولین بار در زبان انگلیسی از دانشگاه نیوکاسل است.
من توپ را گرفتم و با خونسردی اول پا گذاشتم.
دوندگان اول و سوم بدون هیچ کس بیرون بودند.
دوست داری اول بری؟
اول مرداد حرکت می کنیم.
novelty
تازگی
originalities
اصالت ها
innovations
نوآوری ها
experiences
تجربیات
familiarities
آشنایی ها
involvements
دخالت ها
participations
مشارکت ها
awarenesses
آگاهی ها
exposures
قرار گرفتن در معرض
practices
تمرینات
educations
آموزش ها
