firsts

base info - اطلاعات اولیه

firsts - اولین ها

N/A - N/A

ˈfɝːst

UK :

ˈfɜːst

US :

family - خانواده
google image
نتیجه جستجوی لغت [firsts] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [firsts] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [firsts] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [firsts] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [firsts] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [firsts] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [firsts] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [firsts] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [firsts] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [firsts] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [firsts] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [firsts] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [firsts] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [firsts] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [firsts] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [firsts] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [firsts] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [firsts] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [firsts] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [firsts] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [firsts] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [firsts] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [firsts] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [firsts] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [firsts] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [firsts] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [firsts] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [firsts] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [firsts] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [firsts] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [firsts] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [firsts] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [firsts] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [firsts] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [firsts] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [firsts] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [firsts] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [firsts] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [firsts] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [firsts] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [firsts] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [firsts] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [firsts] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [firsts] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [firsts] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [firsts] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [firsts] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [firsts] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [firsts] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [firsts] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [firsts] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [firsts] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [firsts] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [firsts] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [firsts] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [firsts] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [firsts] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [firsts] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [firsts] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [firsts] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [firsts] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [firsts] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [firsts] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [firsts] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [firsts] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [firsts] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [firsts] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [firsts] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [firsts] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [firsts] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [firsts] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [firsts] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [firsts] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [firsts] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [firsts] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [firsts] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [firsts] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [firsts] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [firsts] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [firsts] در گوگل
description - توضیح
example - مثال
  • This is my first visit to New York.


    این اولین بازدید من از نیویورک است.

  • I fell in love with him the first time I saw him.


    اولین باری که دیدمش عاشقش شدم.

  • I'm always nervous for the first few minutes of an exam.


    من همیشه برای چند دقیقه اول امتحان عصبی هستم.

  • Today is the first (of August).


    امروز اول مرداد است.

  • The trousers shrank when I washed them but they weren't really big enough in the first place.


    وقتی شلوار را شستم، شلوار کوچک شد، اما در وهله اول به اندازه کافی بزرگ نبود.

  • Enquiries about the post should be addressed in the first instance to the personnel manager.


    پرس و جو در مورد پست باید در وهله اول به مدیر پرسنل خطاب شود.

  • It is a diplomatic scandal of the first order.


    این یک رسوایی دیپلماتیک درجه اول است.

  • He said he'd call back first thing tomorrow.


    گفت فردا اول زنگ میزنه

  • She sings first soprano in the school choir.


    او اولین سوپرانو را در گروه کر مدرسه می خواند.

  • He is the best first trumpet player in the business.


    او بهترین نوازنده اول ترومپت در تجارت است.

  • Unusually, the first altos have the tune.


    به طور غیر معمول، اولین آلتوها این آهنگ را دارند.

  • Tom came first in the race.


    تام در مسابقه اول شد.

  • Who finished first?


    چه کسی اول تمام شد؟


  • اگر اول به خانه رسیدید، می توانید به گربه غذا بدهید؟

  • When did you first meet each other?


    اولین بار کی یکدیگر را ملاقات کردید؟

  • The company was still very small when I first joined.


    زمانی که من برای اولین بار به آن پیوستم، شرکت هنوز بسیار کوچک بود.

  • First I want to thank my parents.


    ابتدا می خواهم از پدر و مادرم تشکر کنم.

  • First (of all) (= before anything else), I'd like to ask you a few questions.


    اول از همه (= قبل از هر چیز دیگری) می خواهم چند سوال از شما بپرسم.

  • First off (= before anything else), let me introduce myself.


    اول از همه (= قبل از هر چیز دیگری) اجازه دهید خودم را معرفی کنم.

  • She was one of the first to arrive.


    او یکی از اولین کسانی بود که وارد شد.

  • He is the first (= very willing) to admit that much of his success is due to his good looks.


    او اولین (= بسیار مایل) است که اعتراف می کند که بسیاری از موفقیت هایش به خاطر ظاهر خوب اوست.

  • Tonight sees the first of three documentaries about cancer.


    امشب اولین فیلم از سه مستند درباره سرطان را می بینیم.

  • I've opposed the proposal from the very first.


    من از همان ابتدا با این پیشنهاد مخالفت کردم.

  • The second violins were seated on the right side of the stage opposite the firsts.


    ویولن های دوم در سمت راست صحنه، روبروی ویولن های اول قرار داشتند.

  • She's usually a first but today she's singing second.


    او معمولا نفر اول است اما امروز دوم می خواند.

  • This new surgical technique is a first for (= has never been done before in) the hospital.


    این تکنیک جدید جراحی اولین بار برای (= قبلاً هرگز در بیمارستان انجام نشده است) است.

  • She has a first in English from Newcastle University.


    او برای اولین بار در زبان انگلیسی از دانشگاه نیوکاسل است.

  • I caught the ball and calmly stepped on first.


    من توپ را گرفتم و با خونسردی اول پا گذاشتم.

  • There were runners on first and third with nobody out.


    دوندگان اول و سوم بدون هیچ کس بیرون بودند.

  • Would you like to go first?


    دوست داری اول بری؟

  • We leave on the first of August.


    اول مرداد حرکت می کنیم.

synonyms - مترادف
  • novelty


    تازگی

  • originalities


    اصالت ها

  • innovations


    نوآوری ها

antonyms - متضاد
  • experiences


    تجربیات

  • familiarities


    آشنایی ها

  • involvements


    دخالت ها

  • participations


    مشارکت ها

  • awarenesses


    آگاهی ها

  • exposures


    قرار گرفتن در معرض

  • practices


    تمرینات

  • educations


    آموزش ها

لغت پیشنهادی

conundrum

لغت پیشنهادی

locus

لغت پیشنهادی

testify