tenor

base info - اطلاعات اولیه

tenor - تنور

noun - اسم

/ˈtenər/

UK :

/ˈtenə(r)/

US :

family - خانواده
google image
نتیجه جستجوی لغت [tenor] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [tenor] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [tenor] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [tenor] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [tenor] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [tenor] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [tenor] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [tenor] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [tenor] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [tenor] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [tenor] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [tenor] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [tenor] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [tenor] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [tenor] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [tenor] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [tenor] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [tenor] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [tenor] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [tenor] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [tenor] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [tenor] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [tenor] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [tenor] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [tenor] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [tenor] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [tenor] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [tenor] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [tenor] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [tenor] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [tenor] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [tenor] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [tenor] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [tenor] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [tenor] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [tenor] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [tenor] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [tenor] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [tenor] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [tenor] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [tenor] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [tenor] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [tenor] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [tenor] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [tenor] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [tenor] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [tenor] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [tenor] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [tenor] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [tenor] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [tenor] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [tenor] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [tenor] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [tenor] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [tenor] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [tenor] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [tenor] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [tenor] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [tenor] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [tenor] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [tenor] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [tenor] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [tenor] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [tenor] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [tenor] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [tenor] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [tenor] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [tenor] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [tenor] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [tenor] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [tenor] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [tenor] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [tenor] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [tenor] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [tenor] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [tenor] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [tenor] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [tenor] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [tenor] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [tenor] در گوگل
description - توضیح
example - مثال
  • Three celebrated tenors sang at the president's inauguration.


    سه تنور مشهور در مراسم تحلیف رئیس جمهور آواز خواندند.

  • We persuaded Jake to sing tenor.


    ما جیک را متقاعد کردیم که تنور بخواند.

  • I was encouraged by the general tenor of his remarks.


    کلیت سخنان او باعث دلگرمی من شد.

  • The whole tenor of the meeting was very positive.


    کل جریان جلسه بسیار مثبت بود.

  • The general tenor of her argument was that Parliament should redress the balance between rich and poor.


    اصل کلی بحث او این بود که پارلمان باید تعادل بین فقیر و غنی را اصلاح کند.

  • a tenor saxophone


    یک ساکسیفون تنور

  • What was the general tenor of his speech?


    کلیات سخنرانی او چه بود؟

  • Suddenly the tenor of the meeting changed, and people started insulting each other.


    ناگهان موضوع جلسه تغییر کرد و مردم شروع به توهین به یکدیگر کردند.

  • Buyers were chiefly interested in the one-month tenor.


    خریداران عمدتاً به مدت یک ماهه علاقه مند بودند.

  • securities of similar tenor and quality


    اوراق بهادار با ارزش و کیفیت مشابه

synonyms - مترادف
antonyms - متضاد
  • bass


    صدای بم

  • blockage


    انسداد

  • exterior


    خارجی

  • exteriority


    بیرونی


  • خارج از

  • insignificance


    بی اهمیت بودن


  • سطح

  • meaninglessness


    بی معنی بودن


  • واقعیت

  • unimportance


    بی اهمیتی


  • بودن


  • هیچ چی

  • cowardice


    بزدلی


  • فقر

  • periphery


    حاشیه


  • ترس

  • nothingness


    هیچی


  • اصل و نسب


  • علت


  • منبع

لغت پیشنهادی

label

لغت پیشنهادی

boggling

لغت پیشنهادی

ethanol