nominate

base info - اطلاعات اولیه

nominate - نامزد کردن

verb - فعل

/ˈnɑːmɪneɪt/

UK :

/ˈnɒmɪneɪt/

US :

family - خانواده
google image
نتیجه جستجوی لغت [nominate] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [nominate] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [nominate] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [nominate] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [nominate] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [nominate] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [nominate] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [nominate] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [nominate] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [nominate] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [nominate] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [nominate] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [nominate] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [nominate] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [nominate] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [nominate] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [nominate] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [nominate] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [nominate] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [nominate] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [nominate] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [nominate] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [nominate] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [nominate] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [nominate] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [nominate] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [nominate] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [nominate] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [nominate] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [nominate] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [nominate] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [nominate] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [nominate] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [nominate] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [nominate] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [nominate] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [nominate] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [nominate] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [nominate] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [nominate] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [nominate] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [nominate] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [nominate] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [nominate] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [nominate] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [nominate] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [nominate] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [nominate] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [nominate] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [nominate] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [nominate] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [nominate] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [nominate] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [nominate] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [nominate] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [nominate] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [nominate] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [nominate] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [nominate] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [nominate] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [nominate] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [nominate] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [nominate] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [nominate] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [nominate] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [nominate] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [nominate] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [nominate] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [nominate] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [nominate] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [nominate] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [nominate] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [nominate] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [nominate] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [nominate] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [nominate] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [nominate] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [nominate] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [nominate] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [nominate] در گوگل
description - توضیح

  • پیشنهاد رسمی به کسی یا چیزی برای یک موقعیت، وظیفه یا جایزه مهم


  • دادن یک شغل خاص به کسی


  • به طور رسمی پیشنهاد کنید که شخصی باید یک شغل، موقعیت یا جایزه داشته باشد


  • به طور رسمی شخصی را برای انجام یک کار خاص انتخاب کنید

  • to officially suggest someone for an election job position or honour


    پیشنهاد رسمی به کسی برای انتخاب، شغل، موقعیت یا افتخار

  • to say officially that a film song programme, etc. will be included in a competition for a prize


    به طور رسمی بگوییم که یک فیلم، آهنگ، برنامه و غیره در مسابقه برای جایزه قرار می گیرد


  • رسماً شخصی را برای کار یا انجام کاری انتخاب کنید


  • پیشنهاد رسمی به کسی برای یک موقعیت، افتخار یا انتخابات

  • If someone or something is nominated for a prize, it is one of the official competitors for it.


    اگر کسی یا چیزی نامزد جایزه شود، یکی از رقبای رسمی آن است.

  • to officially suggest that someone should be considered to do a particular job take part in an election receive an honour, etc.


    رسماً پیشنهاد می کند که فردی باید برای انجام یک کار خاص، شرکت در انتخابات، دریافت افتخار و غیره در نظر گرفته شود.


  • به طور رسمی شخصی را برای انجام یک کار یا کار خاص انتخاب کنید

  • Then another six are chosen whom anybody can nominate.


    سپس شش نفر دیگر انتخاب می شوند که هر کسی می تواند آنها را نامزد کند.

  • It was then that the Democrats met in Baltimore to nominate Andrew Jackson for a second term.


    پس از آن بود که دموکرات ها در بالتیمور گرد هم آمدند تا اندرو جکسون را برای دور دوم نامزد کنند.

  • Although he had been nominated as a conservative by Protestant Unionists within the constituency, he had quickly become an O'Neill supporter.


    اگرچه او به عنوان محافظه‌کار توسط اتحادیه‌های پروتستان در حوزه انتخابیه نامزد شده بود، اما به سرعت به یکی از حامیان اونیل تبدیل شد.

  • I was nominated as chairman.


    من به عنوان رئیس انتخاب شدم.

  • It was expected that he would nominate Bramwell as his successor.


    انتظار می رفت که او برامول را به عنوان جانشین خود معرفی کند.

  • The advisers would be overseen by an investment board nominated by the president and confirmed by the Senate.


    این مشاوران توسط یک هیئت سرمایه گذاری که توسط رئیس جمهور معرفی شده و توسط سنا تایید می شود، نظارت خواهند شد.

  • By now it was clear that Bush was going to be nominated for President.


    در حال حاضر مشخص بود که بوش قرار است برای ریاست جمهوری نامزد شود.

  • Jane Campion was one of the people nominated for the 'Best Director' award.


    جین کمپیون یکی از افرادی بود که نامزد دریافت جایزه «بهترین کارگردان» شد.

  • They nominated her as the British spokesperson at the International Arms Conference.


    آنها او را به عنوان سخنگوی بریتانیا در کنفرانس بین المللی تسلیحات معرفی کردند.

  • The President has power to nominate people to certain key offices, including judge of the Supreme Court.


    رئیس جمهور این اختیار را دارد که افراد را برای برخی از مناصب کلیدی از جمله قاضی دیوان عالی معرفی کند.

  • The series has never won an Emmy, though it has been nominated repeatedly.


    این سریال هرگز برنده جایزه امی نشده است، اگرچه بارها نامزد شده است.

  • We need a treasurer. Does anyone want to nominate somebody?


    به یک خزانه دار نیازمندیم آیا کسی می خواهد کسی را نامزد کند؟

  • Perrier invited consumers to nominate the restaurant they believed deserved the title of Best Restaurant of the Year in late 1990.


    پریر از مصرف کنندگان دعوت کرد تا رستورانی را که معتقد بودند شایسته عنوان بهترین رستوران سال در اواخر سال 1990 است، معرفی کنند.

  • Mills is expected to be formally nominated to the board next month.


    انتظار می رود میلز ماه آینده رسماً به هیئت مدیره معرفی شود.

  • Whoever is nominated today will go forward to the leadership elections.


    هرکس امروز نامزد شود به انتخابات رهبری می رود.

  • The only black nominated was director Diane Houston for a live-action short film.


    تنها سیاه پوستی که نامزد شد دایان هیوستون کارگردان فیلم کوتاه لایو اکشن بود.

example - مثال
  • She has been nominated for the presidency.


    او برای ریاست جمهوری نامزد شده است.

  • He was nominated (as) best actor.


    او نامزد (به عنوان) بهترین بازیگر مرد شد.

  • I nominated Paul to take on the role of treasurer.


    من پل را برای ایفای نقش خزانه دار معرفی کردم.

  • I have been nominated to the committee.


    من به کمیته معرفی شده ام.

  • The president wanted to nominate her as his successor.


    رئیس جمهور می خواست او را به عنوان جانشین خود معرفی کند.

  • She was nominated to speak on our behalf.


    او نامزد شد تا از طرف ما صحبت کند.

  • Each office will nominate a representative to sit on the committee.


    هر دفتر یک نماینده را برای حضور در کمیته معرفی خواهد کرد.

  • 1 December has been nominated as the day of the election.


    1 دسامبر به عنوان روز انتخابات نامزد شده است.

  • He has now been formally nominated as presidential candidate.


    او اکنون به طور رسمی به عنوان نامزد ریاست جمهوری معرفی شده است.

  • She was nominated for a special award.


    او نامزد دریافت جایزه ویژه شد.

  • Ten critics were asked to nominate their Book of the Year.


    از ده منتقد خواسته شد تا کتاب سال خود را نامزد کنند.

  • She has been formally nominated for the presidency.


    او به طور رسمی برای ریاست جمهوری نامزد شده است.

  • He's been nominated by the Green Party as their candidate in the next election.


    او توسط حزب سبز به عنوان نامزد آنها در انتخابات بعدی معرفی شده است.

  • Would you like to nominate anyone for/as director?


    آیا مایلید کسی را به عنوان کارگردان نامزد کنید؟

  • The film was nominated for an Academy Award.


    این فیلم نامزد دریافت جایزه اسکار شد.

  • She was nominated as the delegation's official interpreter.


    او به عنوان مترجم رسمی هیئت معرفی شد.

  • President Yeltsin nominated acting prime minister Sergei Kiriyenko to head the government.


    رئیس جمهور یلتسین، سرگئی کرینکو، نخست وزیر موقت را برای ریاست دولت معرفی کرد.

  • She was nominated by the president to serve on the Supreme Court.


    او توسط رئیس جمهور برای خدمت در دادگاه عالی معرفی شد.

  • Three candidates are seeking the Democratic nomination for the presidency.


    سه نامزد به دنبال نامزدی دموکرات ها برای ریاست جمهوری هستند.

  • The former vice president has been nominated for the Nobel Peace Prize.


    معاون سابق رئیس جمهور نامزد دریافت جایزه صلح نوبل شده است.

  • He's been nominated as fire chief.


    او به عنوان رئیس آتش نشانی معرفی شده است.

  • The current secretary has been nominated for the post of director of the U.S. Fish and Wildlife Service.


    وزیر فعلی برای پست مدیر خدمات ماهی و حیات وحش ایالات متحده نامزد شده است.

  • The following six directors have been nominated to serve until the next Annual Meeting.


    شش مدیر زیر برای خدمت تا جلسه سالانه بعدی معرفی شده اند.

synonyms - مترادف
antonyms - متضاد
  • discommend


    توصیه کردن


  • توصیه به مخالف

لغت پیشنهادی

varying

لغت پیشنهادی

asked

لغت پیشنهادی

recitation