nominate
nominate - نامزد کردن
verb - فعل
UK :
US :
پیشنهاد رسمی به کسی یا چیزی برای یک موقعیت، وظیفه یا جایزه مهم
دادن یک شغل خاص به کسی
به طور رسمی پیشنهاد کنید که شخصی باید یک شغل، موقعیت یا جایزه داشته باشد
به طور رسمی شخصی را برای انجام یک کار خاص انتخاب کنید
پیشنهاد رسمی به کسی برای انتخاب، شغل، موقعیت یا افتخار
به طور رسمی بگوییم که یک فیلم، آهنگ، برنامه و غیره در مسابقه برای جایزه قرار می گیرد
رسماً شخصی را برای کار یا انجام کاری انتخاب کنید
پیشنهاد رسمی به کسی برای یک موقعیت، افتخار یا انتخابات
اگر کسی یا چیزی نامزد جایزه شود، یکی از رقبای رسمی آن است.
to officially suggest that someone should be considered to do a particular job take part in an election receive an honour, etc.
رسماً پیشنهاد می کند که فردی باید برای انجام یک کار خاص، شرکت در انتخابات، دریافت افتخار و غیره در نظر گرفته شود.
به طور رسمی شخصی را برای انجام یک کار یا کار خاص انتخاب کنید
سپس شش نفر دیگر انتخاب می شوند که هر کسی می تواند آنها را نامزد کند.
پس از آن بود که دموکرات ها در بالتیمور گرد هم آمدند تا اندرو جکسون را برای دور دوم نامزد کنند.
Although he had been nominated as a conservative by Protestant Unionists within the constituency, he had quickly become an O'Neill supporter.
اگرچه او به عنوان محافظهکار توسط اتحادیههای پروتستان در حوزه انتخابیه نامزد شده بود، اما به سرعت به یکی از حامیان اونیل تبدیل شد.
I was nominated as chairman.
من به عنوان رئیس انتخاب شدم.
انتظار می رفت که او برامول را به عنوان جانشین خود معرفی کند.
The advisers would be overseen by an investment board nominated by the president and confirmed by the Senate.
این مشاوران توسط یک هیئت سرمایه گذاری که توسط رئیس جمهور معرفی شده و توسط سنا تایید می شود، نظارت خواهند شد.
در حال حاضر مشخص بود که بوش قرار است برای ریاست جمهوری نامزد شود.
جین کمپیون یکی از افرادی بود که نامزد دریافت جایزه «بهترین کارگردان» شد.
آنها او را به عنوان سخنگوی بریتانیا در کنفرانس بین المللی تسلیحات معرفی کردند.
The President has power to nominate people to certain key offices, including judge of the Supreme Court.
رئیس جمهور این اختیار را دارد که افراد را برای برخی از مناصب کلیدی از جمله قاضی دیوان عالی معرفی کند.
این سریال هرگز برنده جایزه امی نشده است، اگرچه بارها نامزد شده است.
به یک خزانه دار نیازمندیم آیا کسی می خواهد کسی را نامزد کند؟
Perrier invited consumers to nominate the restaurant they believed deserved the title of Best Restaurant of the Year in late 1990.
پریر از مصرف کنندگان دعوت کرد تا رستورانی را که معتقد بودند شایسته عنوان بهترین رستوران سال در اواخر سال 1990 است، معرفی کنند.
انتظار می رود میلز ماه آینده رسماً به هیئت مدیره معرفی شود.
هرکس امروز نامزد شود به انتخابات رهبری می رود.
تنها سیاه پوستی که نامزد شد دایان هیوستون کارگردان فیلم کوتاه لایو اکشن بود.
او برای ریاست جمهوری نامزد شده است.
او نامزد (به عنوان) بهترین بازیگر مرد شد.
من پل را برای ایفای نقش خزانه دار معرفی کردم.
من به کمیته معرفی شده ام.
رئیس جمهور می خواست او را به عنوان جانشین خود معرفی کند.
او نامزد شد تا از طرف ما صحبت کند.
هر دفتر یک نماینده را برای حضور در کمیته معرفی خواهد کرد.
1 دسامبر به عنوان روز انتخابات نامزد شده است.
He has now been formally nominated as presidential candidate.
او اکنون به طور رسمی به عنوان نامزد ریاست جمهوری معرفی شده است.
او نامزد دریافت جایزه ویژه شد.
از ده منتقد خواسته شد تا کتاب سال خود را نامزد کنند.
او به طور رسمی برای ریاست جمهوری نامزد شده است.
او توسط حزب سبز به عنوان نامزد آنها در انتخابات بعدی معرفی شده است.
آیا مایلید کسی را به عنوان کارگردان نامزد کنید؟
این فیلم نامزد دریافت جایزه اسکار شد.
او به عنوان مترجم رسمی هیئت معرفی شد.
رئیس جمهور یلتسین، سرگئی کرینکو، نخست وزیر موقت را برای ریاست دولت معرفی کرد.
او توسط رئیس جمهور برای خدمت در دادگاه عالی معرفی شد.
Three candidates are seeking the Democratic nomination for the presidency.
سه نامزد به دنبال نامزدی دموکرات ها برای ریاست جمهوری هستند.
معاون سابق رئیس جمهور نامزد دریافت جایزه صلح نوبل شده است.
او به عنوان رئیس آتش نشانی معرفی شده است.
The current secretary has been nominated for the post of director of the U.S. Fish and Wildlife Service.
وزیر فعلی برای پست مدیر خدمات ماهی و حیات وحش ایالات متحده نامزد شده است.
شش مدیر زیر برای خدمت تا جلسه سالانه بعدی معرفی شده اند.
پیشنهاد کند
توصیه
ارسال
پیشنهاد می دهد
نام
proffer
پیشنهاد
tender
مناقصه
حاضر
سنگ لوح
slate
قرار دادن
قرار دادن برای
پیشرفت
انتخاب کنید
برگزیدن
جدول
ژست
انتخاب
دعوت
معرفی کنید
مطرح کردن
حرکت
جهش
رای
propound
را مطرح کرد
تایید و امضا
bounce
مدافع
قضیه
endorse
proposition
