grunt
grunt - غرغر کردن
verb - فعل
UK :
US :
برای ایجاد صداهای کوتاه یا گفتن چند کلمه با صدای خشن، زمانی که نمی خواهید صحبت کنید
اگر یک شخص یا حیوان غرغر کند، صداهای کوتاه کوتاهی در گلوی خود ایجاد می کند
صدای ضعیف کوتاهی که شخص یا حیوان در گلوی خود ایجاد می کند
کسی که کارهای فیزیکی سخت را با دستمزد کم انجام می دهد
یک سرباز در پیاده نظام
(از خوک) صدای کم و خشن ایجاد کند
(یک شخص) به جای صحبت کردن، معمولاً به دلیل عصبانیت یا درد، صدایی کوتاه و آهسته درآورد
صدای کوتاه و آهسته ای که حیوان یا شخص می دهد
یک سرباز درجه پایین
کسی که یک کار غیر ماهر، به ویژه یک کار خسته کننده انجام می دهد
قدرت یا عزم
a dish consisting of cooked fruit with a thick bread-like mixture on top cooked in a flat saucepan on top of the cooker
ظرفی متشکل از میوه های پخته شده با مخلوط غلیظ نان مانند، که در یک قابلمه صاف بالای اجاق پخته شده است.
برای ایجاد صدای کوتاه و کم، به ویژه در تعجب، درد یا لذت، یا نشان دادن اینکه نمی خواهید صحبت کنید
در مورد کاغذ دیواری راه راه برای این اتاق چطور؟ نمی دانم، او غرغر کرد.
فابیو غرغر کرد و به خودش کمک کرد تا لوبیا کند.
یک سرباز روی او افتاد و غرغر می کرد و ریشه می داد.
دست هایش را مطالعه کرد، غرغر کرد و بلند شد.
ویلکاکس با تحقیر غرغر کرد، انگار که انتظار بهتری نداشت.
او فقط سلام غرغر کرد و به راه رفتن ادامه داد.
بالانتاین بی تفاوت غرغر کرد. میچل فنجانش را روی دهانش گذاشت.
در زدند و وقتی او غرغر کرد با رضایت خفهای در باز شد و یکی وارد شد.
او چیزی غرغر کرد که من نگرفتم.
گفتند غرغر می کرد و وقتی سوال می پرسیدند مثل یک جنگنده جایزه می بافت و اردک می کشید.
طناب را محکم تر کشید و از تلاش غرغر کرد.
وقتی به او گفتم چه اتفاقی افتاده است، غرغر کرد و به سمت کتابش برگشت.
چیزی به خاطر دیر آمدن غرغر کرد و با عجله بیرون رفت.
‘Thanks,’ he grunted.
او زمزمه کرد: «مرسی.
با غرغر و ناله، کمد لباس را از پله ها بالا بردند.
از درد غرغر کرد.
او فقط به او غرغر کرد و سرش را تکان داد.
پدرش هنگام خروج از اتاق به او غرغر کرد.
از او سوالی پرسید و او در جواب غرغر کرد.
سوپ را هم زد و از رضایت غرغر کرد.
خوک ها در حالی که غذای خود را می خوردند با رضایت غرغر می کردند.
او خود را از روی دیوار کشید و از تلاش غرغر کرد.
غرغر کرد و نشست: خیلی خسته ام.
غرغرهای بلندی از سالن خوک می آمد.
تنها صحبتی که از نوجوانانم می گیرم چند غرغر است.
هنوز مثل غرغر در سنگر فکر می کند.
غرغرهای جوان با هر آتشی از خود دفاع کردند.
او گفت. اگر نمی توانید یک شغل خوب پیدا کنید، بروید یک غرغر ساختمانی باشید.
Union grunts, wealthy business executives, private companies and three federal agencies joined the legal fray after the company's collapse.
غرغرهای اتحادیه، مدیران تجاری ثروتمند، شرکتهای خصوصی و سه آژانس فدرال پس از فروپاشی شرکت به مبارزه قانونی پیوستند.
اگزوز خودرو به صدای غرغر بسیار بیشتر از آنچه که هست اشاره می کند.
آنها فاقد وحشیگری رو به جلو و غرغر محض تیم راگبی فرانسه هستند.
خرخر در یک تابه سرپوشیده روی اجاق گاز پخته می شود.
دستور العمل ما را برای خرخر کردن بلوبری امتحان کنید.
سعی کردم صحبتی را شروع کنم، اما او فقط غرغر کرد و به خواندن ادامه داد.
وزنه بردار با غرغر میله را بالای سرش بلند کرد.
mutter
غرغر کردن
mumble
زمزمه کردن
murmur
دهان
چانتر
chunter
غر زدن
grumble
نجوا
با صدای سوتو صحبت کن
speak sotto voce
لکنت زبان
stammer
پهپاد
drone
لکنت
stutter
با خود صحبت کن
babble
با لحن آرام صحبت کنید
با لحن زیرین صحبت کن
نفس کشیدن
تضمینی
با نرمی صحبت کنید
susurrate
زمزمه صحنه
speak softly
زیر لب حرف بزن
stage-whisper
مغشوش
مافله
garble
صدا
maffle
توهین
مطلقا
slur
ناله کردن
utter
صحبت
whine
لحن
شفاهی ایالات متحده
gabble
vocalizeUS
intone
verbalizeUS
vocalizeUS
