buff
buff - گاومیش
noun - اسم
UK :
US :
رنگ زرد مایل به قهوه ای کم رنگ
جلا دادن چیزی با پارچه
دارای رنگ زرد مایل به قهوه ای کم رنگ
جذاب و به نظر می رسد که گویی ورزش زیادی انجام می دهید - مخصوصاً توسط جوانان استفاده می شود
فردی که در مورد یک موضوع خاص بسیار می داند و علاقه زیادی به آن دارد
رنگ کم رنگ و قهوه ای مایل به زرد
اگر مردی گاومیش است، بدنی خوش فرم دارد و به نظر می رسد که زیاد ورزش کرده است.
مالیدن جسم ساخته شده از فلز، چوب یا چرم برای درخشش آن با استفاده از یک پارچه نرم و خشک
نام تجاری نوعی روسری (= تکه لباسی که به دور سر یا گردن خود می پوشید) که از پارچه حلقه ای یا لوله ای شکل پیوسته ساخته شده است.
a brand name for a type of scarf (= a piece of clothing that you wear around your head or neck) that is made from a continuous ring- or tube-shaped piece of cloth
مالش یک سطح با مواد نرم برای درخشش آن
فردی که به یک موضوع بسیار علاقه دارد و در مورد آن اطلاعات زیادی دارد
داشتن بدنی قوی و سالم با ماهیچه های توسعه یافته
جز نکات ظریف سیاستی که فقط به علاقه مندان به امور خارجی علاقه دارد و اکثر رای دهندگان را خسته می کند، چیزی برای مبارزه وجود ندارد.
There is little to fight over except narrow policy niceties that interest only foreign affairs buffs and bore most voters.
منظور من فقط هواداران فوتبال، یا علاقه مندان به مسابقات دو و میدانی نیست.
بازار مجلات برای علاقه مندان به کامپیوتر همیشه در حال رشد است.
علاقه مندان به کامپیوتر یک عبارت متفاوت برای آن دارند: زباله در، زباله بیرون.
طرفداران توطئه در حال گذراندن یک روز میدانی هستند و در مورد انگیزه های کاخ سفید گمانه زنی می کنند.
هیچکاک چند فیلم ساخت؟ از پل بپرس، او یک فیلم دوست عالی است.
آکوستا با توصیف خود به عنوان یک علاقه مند به تاریخ، وب سایت خود را در درجه اول به عنوان یک کاتالیزور برای بحث بیشتر ارائه می دهد.
Describing himself as a history buff, Acosta offers his Web site primarily as a catalyst for further discussion.
مشابه نابالغ، اما با تمام قسمت های رویی گاومیش خالدار.
افسوس، حتی خوشنیتترین علاقهمندان به اپرا نیز عادت بدی دارند که صدای ورزش داخلی مورد علاقهشان را به طرز غیرممکنی پیچیده کنند.
Alas, even the most well-meaning opera buffs have an unfortunate habit of making their favorite indoor sport sound impossibly complicated.
a film/movie/history buff
عاشق فیلم/فیلم/تاریخ
an opera buff
یک عاشق اپرا
آنها گروهی از علاقه مندان به کامپیوتر بودند که هر پنجشنبه عصر ملاقات می کردند.
a computer/opera/film buff
عاشق کامپیوتر/اپرا/فیلم
آیا به صورت بوفه موجود است؟
a buff envelope
یک پاکت گاومیش
او در ساحل دیده شد که به شدت گاومیش به نظر می رسد.
برای گرمای بیشتر در زمستان میتوان از Buff مانند کلاه زیر کلاه دوچرخه استفاده کرد.
راه های زیادی برای پوشیدن بوف وجود دارد و ما می خواهیم موارد دلخواه خود را با شما به اشتراک بگذاریم.
ابتدا موم را روی زمین بمالید، بگذارید خشک شود و سپس آن را صاف کنید.
a history/movie buff
یک علاقه مند به تاریخ/فیلم
During her stage show the lithe, buff artist dances through two hours of 26 songs and 9 costume changes.
در طول نمایش روی صحنه خود، این هنرمند خوشبافت و خوشحالت دو ساعت از 26 آهنگ و 9 تغییر لباس میرقصد.
شن
beige
رنگ بژ
fawn
حنایی
tan
برنزه
brownish-yellow
زرد مایل به قهوه ای
قهوه ای روشن
yellowish-brown
قهوه ای مایل به زرد
زرد قهوه ای
yellow-brown
زرد مایل به بژ
yellowish-beige
مایل به قهوه ای
brownish
خشک
drab
چرم رنگ
leather-colored
قهوه ای رنگ
tawny
رنگ قهوه ای
اکرو
ecru
قهوه ای بودن
brownness
عجب
umber
زیتون
olive
خاکی
khaki
بیسکویت
biscuit
قهوه ای زیتونی
olive-brown
nonfan
غیر فن
detractor
بدخواه
دشمن
ignoramus
نادان
حریف
منتقد
knocker
کوبنده
caviller
کاویلر
adversary
تحقیر کننده
denigrator
عیب یاب
fault-finder
ناراضی کننده
disapprover
بدبین
faultfinder
نجار
pessimist
حمله کننده
carper
فوق انتقادی
attacker
سانسور کننده
criticizer
مداح
hypercritic
nitpicker
censurer
کاویل
disparager
بدنام کننده
cynic
بدخیم
decrier
محکوم کننده
nitpicker
متعصب
caviler
پانر
defamer
شک
maligner
nit-گیر
castigator
quibbler
panner
doubter
nit-picker