shields

base info - اطلاعات اولیه

shields - سپرها

N/A - N/A

ʃiːld

UK :

ʃiːld

US :

family - خانواده
google image
نتیجه جستجوی لغت [shields] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [shields] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [shields] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [shields] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [shields] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [shields] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [shields] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [shields] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [shields] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [shields] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [shields] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [shields] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [shields] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [shields] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [shields] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [shields] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [shields] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [shields] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [shields] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [shields] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [shields] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [shields] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [shields] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [shields] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [shields] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [shields] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [shields] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [shields] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [shields] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [shields] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [shields] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [shields] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [shields] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [shields] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [shields] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [shields] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [shields] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [shields] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [shields] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [shields] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [shields] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [shields] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [shields] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [shields] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [shields] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [shields] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [shields] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [shields] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [shields] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [shields] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [shields] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [shields] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [shields] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [shields] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [shields] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [shields] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [shields] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [shields] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [shields] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [shields] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [shields] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [shields] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [shields] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [shields] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [shields] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [shields] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [shields] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [shields] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [shields] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [shields] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [shields] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [shields] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [shields] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [shields] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [shields] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [shields] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [shields] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [shields] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [shields] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [shields] در گوگل
description - توضیح
example - مثال
  • The police held up their riot shields against the flying rocks and bricks.


    پلیس سپرهای ضد شورش خود را در برابر سنگ ها و آجرهای در حال پرواز نگه داشت.

  • The anti-personnel mines were laid as a protective shield around the town.


    مین های ضد نفر به عنوان سپر حفاظتی در اطراف شهر گذاشته شد.

  • Anger can function as a shield against (= a way of avoiding) even more painful emotions of loss and hurt.


    خشم می تواند به عنوان سپری در برابر (= راهی برای اجتناب) احساسات دردناک تر از دست دادن و صدمه زدن عمل کند.

  • The blazer has a shield sewn on the pocket.


    کت بلیزر دارای یک سپر دوخته شده روی جیب است.

  • When he retired from the police he had to turn in his shield.


    وقتی از پلیس بازنشسته شد، مجبور شد سپر خود را تحویل دهد.

  • Our school won the county basketball shield this year.


    مدرسه ما امسال برنده سپر بسکتبال شهرستان شد.

  • She held her hand above her eyes to shield them from the sun.


    دستش را بالای چشمانش گرفت تا از آفتاب محافظت کند.

  • They are accused of trying to shield the General from US federal investigators.


    آنها متهم به تلاش برای محافظت از ژنرال در برابر بازرسان فدرال ایالات متحده هستند.

  • We teach young players how to step in front of the defender and use their body to shield the ball.


    ما به بازیکنان جوان آموزش می دهیم که چگونه جلوی مدافع حریف گام بردارند و از بدن خود برای محافظت از توپ استفاده کنند.


  • لطفاً اگر فکر می کنید باید محافظ باشید با پزشک عمومی خود تماس بگیرید.

  • Cancer patients need to shield from coronovirus.


    بیماران سرطانی باید در برابر کروناویروس محافظت شوند.

  • The police held up their riot shields.


    پلیس سپر ضد شورش خود را بالا نگه داشت.

  • The ozone layer is the earth’s shield against radiation from the sun.


    لایه اوزون سپر زمین در برابر تشعشعات خورشید است.

  • When the lights came on I shielded my eyes with my hands,


    وقتی چراغ ها روشن شد، با دستانم از چشمانم محافظت کردم.

  • Mom tried to shield us from the bad news.


    مامان سعی کرد ما را از اخبار بد محافظت کند.

synonyms - مترادف

  • حفاظت

  • defenceUK


    دفاع بریتانیا

  • safeguards


    پادمان ها

  • guards


    نگهبانان

  • covers


    پوشش می دهد

  • screens


    صفحه نمایش


  • امنیت

  • defenseUS


    دفاع آمریکا

  • armourUK


    armourUK

  • armorUS


    armorUS

  • wards


    بخش ها

  • buffers


    بافرها

  • shelters


    پناهگاه ها

  • aegises


    مداحی می کند


  • ایمنی

  • bulwarks


    سنگرها

  • walls


    دیوارها

  • ammunition


    مهمات

  • bumpers


    ضربه گیرها

  • egises


    می گوید

  • ramparts


    باروها


  • سایه

  • armaments


    تسلیحات

  • protectors


    محافظ ها


  • حمایت کردن

  • absorbers


    جاذب ها

  • force fields


    میدان های نیرو

  • bucklers


    باکلرها

  • cushions


    کوسن ها

  • safeguarding


    پناه

  • refuge


antonyms - متضاد
  • assails


    حملات

  • assaults


    به خطر می اندازد

  • attacks


    افشا می کند

  • endangers


    رها می کند

  • exposes


    نادیده گرفتن

  • abandons


    نادیده می گیرد

  • disregards


    باز می شود

  • ignores


    آشکار می کند

  • opens


    برهنه می شود

  • reveals


    انگلستان را به خطر می اندازد

  • uncovers


    ایالات متحده را به خطر می اندازد

  • lays bare


    تهدید می کند

  • jeopardisesUK


    خطرات

  • jeopardizesUS


    مصالحه

  • imperils


    تهدیدات

  • risks


    خسارت

  • threatens


    آسیب می رساند

  • compromises


    صدمه می زند

  • perils


    تهدیدی برای

  • hazards


    در معرض خطر قرار می دهد

  • menaces


    آسیب پذیر می گذارد

  • damages


    را به خطر می اندازد

  • harms


    به

  • injures


  • poses a threat to


  • exposes to danger


  • leaves vulnerable


  • puts in jeopardy


  • does harm to


لغت پیشنهادی

converts

لغت پیشنهادی

addling

لغت پیشنهادی

ell