hear
hear - شنیدن
verb - فعل
UK :
US :
با استفاده از گوش های خود بدانید که صدا در حال تولید است
گوش دادن به آنچه که کسی می گوید، موسیقی ای که می نوازد و غیره
برای گفتن یا یافتن یک تکه اطلاعات
گوش دادن به تمام حقایق یک پرونده در دادگاه حقوقی برای تصمیم گیری قانونی
توجه کردن به چیزی با استفاده از گوش
شنیدن چیزی به سختی
to accidentally hear another person’s conversation
به طور تصادفی مکالمه شخص دیگری را بشنوید
شنیدن چیزی که کسی می گوید
برای گوش دادن به یک برنامه - اغلب در اطلاعیه های رادیو استفاده می شود
آنقدر بلند است که شنیده شود
برای دریافت یا آگاه شدن از یک صدا با استفاده از گوش خود
to be told information about something
در مورد چیزی به شما اطلاعات گفته شود
گوش دادن به کسی یا چیزی با توجه زیاد یا به طور رسمی در دادگاه
برای دریافت یا آگاهی از صداها با گوش خود
برای گوش دادن به آنچه که کسی می گوید یا صداهایی که ساخته می شود
برای گفتن یا اطلاع رسانی
نینا کارش را رها کرد. بله، بنابراین من شنیده ام.
او را صدا زد، اما او به راه رفتن ادامه داد و وانمود کرد که نمی شنود.
مایا دوست دارد چه چیزی بشنود؟
من عاشق شنیدن اینطور خنده یک کودک هستم.
یک آهنگ جدید و عالی از رادیو شنیدم.
ناگهان صدای کوبیدن در را شنیدیم.
شایعه ای شنیدم که کاتیا در حال بازگشت است.
متاسفم، مریم، اما من نتوانستم یک کلمه شما را بشنوم.
به نظر می رسد مردم می خواهند در مورد چیزهای بد و منفی بنویسند و بشنوند.
چگونه در مورد شرکت ما شنیدید؟
او و ریچارد باید در مورد این چیزها شنیده باشند اما به طور کلی آنها موفق به ثبت نام نشده بودند.
مادربزرگ مثل قبل خوب نمی شنود.
او شنید که در پسزمینه با کسی صحبت میکرد.
ما از دخترمان چیزهای زیادی در مورد شما شنیده ایم.
آن صدا را شنیدی؟
خیلی خوب نمیشنوم
صدایی شنید و برای تحقیق رفت.
او می توانست صداهایی را در آشپزخانه بشنود.
صدای ترافیک را در پس زمینه می شنیدم.
صدای پا را پشت سرش شنید.
I couldn’t hear anything.
من نمی توانستم چیزی بشنوم.
برای شنیدن یک فریاد / یک گریه / یک شلیک / یک انفجار
صدای پارس سگ را می شنید.
صدای بیرون رفتنش را شنیدی؟
صدای حرکت ماشین را شنیدم.
نشنیدی چی گفتم؟
شنیده شده است که او معشوق سابقش را تهدید می کند.
آیا آن نمایش را دیشب از رادیو شنیدی؟
او می داند که جمعیت می خواهند آن آهنگ ها را بشنوند.
موسیقی لنگارد به ندرت در خارج از دانمارک شنیده می شود.
برای شنیدن هر دو طرف بحث
ساکت باش - نمی شنوم که فکر می کنم! (= آنقدر سر و صدا است که نمی توانم به وضوح فکر کنم)
آیا تا به حال سخنرانی او را شنیده اید؟
بهتر است بشنویم که آنها چه می گویند.
نشنیده ای؟ او استعفا داد.
‘I'm getting married.’ ‘So I've heard.’
من ازدواج می کنم. پس شنیده ام.
با شنیدن من اوضاع خوب پیش می رود.
از شنیدن خبر تصادف شما متاسف شدم.
بیا دیگه! من می خواهم همه چیز را در مورد آن بشنوم.
صبر کنید تا او در این مورد بشنود.
من در مورد افرادی مثل شما شنیده ام.
هفته ها بود که چیزی نشنیده بودیم.
برای شنیدن یک داستان / شایعه / گزارش
وقتی این خبر را شنیدم حالم به هم خورد.
از شنیدن خبر خوب شما خوشحال شدم.
من از شنیدن (که) او متاهل است شگفت زده شدم.
گرفتن
heed
توجه
apprehend
دستگیر کردن
شنیدن
overhear
درک
مراجعه كردن
هاک
hark
هارکن
harken
گوش کن
hearken
گوش بده
ذهن
تشخیص
تشخیص دادن
discern
سمع کردن
auscultate
استراق سمع کردن
eavesdrop
گوش دادن به
درست کردن
آگاه
eavesdrop on
توجه کن
گوش دادن
وارد کردن
give ears
توجه به
به
حضور در
با تمام وجود گوش کن
یک گوش کن
hark to
hearken to
get an earful
چشم پوشی
disregard
بی توجهی
misheed
بدبینی
unheed
بی توجه
فراموش کردن
tune out
کوک کردن
به آن توجهی نکنید
نادیده گرفتن
رد
توجه نکنید
neglect
توجه نکن
کم محلی کردن
snub
اجتناب کردن
disremember
تمسخر
طفره رفتن
scorn
اندک
ناشنوا شدن به
evade
شکست
کوک کردن به
از دست دادن
غافل باشید
بی خبر باشد
رها شدن از
be oblivious
نافرمانی
be unaware
شانه سرد
dispense with
اختلاف نظر
disobey
انکار
cold-shoulder
ignorize
