arch
arch - قوس
noun - اسم
UK :
US :
سازه ای با بالا منحنی و اضلاع مستقیم که وزن یک پل یا ساختمان را تحمل می کند
ساختار منحنی بالای در، پنجره و غیره
ساختار منحنی استخوان در وسط پای شما
چیزی با قسمت بالایی خمیده و طرفین صاف
شکل دادن یا ساختن چیزی به شکل منحنی
سرگرم می شوی چون فکر می کنی چیزی را بهتر از دیگران می فهمی
متعلق به بالاترین طبقه یا رتبه
سازه ای متشکل از بالای منحنی بر روی دو تکیه گاه که وزن چیزی را بالای خود نگه می دارد
چیزی که به شکل یک قوس است که اغلب برای تزئین استفاده می شود
منحنی برجسته در پایین پای شما
هر عضو یا قسمتی از بدن که به شکل خمیده باشد
برای ساختن شکل قوس
نشان می دهد که فکر می کنید سرگرم کننده است که در مورد چیزی بیشتر از دیگران بدانید
مهمترین
بزرگتر یا به خصوص بدتر از سایر هم نوعان
a structure consisting of a curved top on two supports which holds the weight of something above it or something decorative that has this shape
سازه ای متشکل از یک رویه خمیده بر روی دو تکیه گاه که وزن چیزی را بالای خود نگه می دارد یا چیزی تزئینی که این شکل را دارد.
قوس پای شما قسمت بالاتر و خمیده پایینی است.
It also has a horseshoe arch entrance to the sanctuary, but its decoration is poorer than that at S. Juan.
همچنین دارای یک طاق نعل اسبی ورودی به محراب است، اما تزئینات آن ضعیف تر از S. Juan است.
مجسمه های فرشتگان در میان طاق های سر به فلک کشیده که سقف ماموریت را تشکیل می دهند می رقصند.
طاقهای ضخیمتر سنگی خشک این دو ویرانه را به هم متصل میکنند و چشم را به منظرهای منفرد هدایت میکنند.
گرافیتی طاق پایه خیابان پنجم را پوشانده است.
برای طرف دیگر قوس نیز تکرار کنید.
طاق چراغی برای مردمی است که به سمت غرب می روند.
این بنا به عنوان طاق پیروزی برای پادشاه ماتیاس در سال 1614 ساخته شد.
پلی با سه طاق
بی خانمان ها زیر طاق های راه آهن می خوابیدند.
از طاق عبور کرده و مسیر را دنبال کنید.
طاق مرمر یکی از مکان های دیدنی لندن است.
قوس ظریف ابروهایش
شاخه های درختان یک طاق روی نیمکت تشکیل می دادند.
این طاق پیروزی عظیم در آغاز این قرن برپا شد.
زیر طاق سوار شدیم.
در بسیاری از کلیساها راهروهای جانبی با یک ردیف طاق از راهروی مرکزی جدا می شوند.
با عبور از طاق وارد حیاطی روباز می شوید.
انگورها بر روی یک طاق تعلیم داده می شدند و سایه و میوه نیز فراهم می کردند.
طاقهای سفید و بزرگ معبد بهطور آشکاری بر فراز شهر کثیف در حال پوسیدگی بالا میرفتند.
این صومعه بهخاطر طاقهای باشکوه، درگاههای زیبا و پنجرههای زیبایش شهرت دارد.
این شهر تحت سلطه طاق های عظیم یک راهرو است.
قایق از میان طاق درختان به سمت پل شناور شد.
او قوس های بسیار بلندی دارد.
از دست دادن زودرس دندان های شیری باعث کوچک شدن قوس دندانی می شود.
درختان بر روی رودخانه طاق می شوند.
ابروهایش از تحقیر کمان شد.
او به گربه نگاه کرد که پشتش را قوس میداد.
لحن قوس صدا
an archbishop
یک اسقف اعظم
an archduke
یک دوک بزرگ
an arch-criminal
یک جنایتکار بزرگ
his arch-enemy
دشمن سرسخت او
او همیشه یکی از مخالفان اصلی این پروژه بوده است.
دو ردیف طاق نما سقف بنا را نگه می دارند.
گربه ها اغلب هنگام کشش کمر خود را قوس می دهند.
قفسه های قوس دار هر انتهای اتاق را پر کرده بود.
رئیس
اصلی
منتهی شدن
در درجه نخست
foremost
اولیه
عالی
supreme
غالب
predominant
نخست وزیر
premier
برترین
paramount
مرکزی
کلید
اولین
بالاترین
برجسته
highest
بزرگترین
cardinal
فراگیر
preeminent
سرمایه، پایتخت
استاد
overriding
بزرگ
پادشاه
بالا
عمده
sovereign
مغلوب
تسلط بیش از حد
سوران
primal
overbearing
overmastering
sovran
آخر
کمترین
amateur
آماتور
auxiliary
کمکی
incomplete
ناقص
inessential
غیر ضروری
inexpert
بی خبره
inferior
پست تر
insignificant
ناچیز
پایین تر
جزئی
secondary
ثانوی
subordinate
تابع
unfinished
ناتمام
unimportant
بی اهمیت
unnecessary
بدترین
worst
حداقل
minimum
کوچکترین
minimal
پایین ترین
smallest
دقیقه ترین
lowest
ریزترین
slightest
پست ترین
minutest
اضافی
tiniest
meanest
fewest
littlest
trivial
inconsequential
nonessential
