cull
cull - کشتن
verb - فعل
UK :
US :
حیوانات را بکشند تا تعداد آنها زیاد نباشد یا بیماری شیوع پیدا نکند
برای یافتن یا انتخاب اطلاعات از مکان های مختلف
the act of killing animals so that there are not too many of them or so that a disease does not spread
عمل کشتن حیوانات به طوری که تعداد آنها زیاد نباشد یا بیماری گسترش نیابد
When people cull animals, they kill them especially the weaker members of a particular group of them in order to reduce or limit their number
هنگامی که مردم حیوانات را می کشند، آنها را می کشند، به ویژه اعضای ضعیف گروه خاصی از آنها را به منظور کاهش یا محدود کردن تعداد آنها.
برای جمع آوری قطعات یا تکه های چیزی برای استفاده دیگر
اگر حیوانات یا گیاهان را از بین ببرید، آنها را میکشید یا حذف میکنید
برای کاهش تعداد افرادی که برای یک شرکت خاص کار می کنند
کاهش زیادی در تعداد افرادی که برای یک شرکت خاص کار می کنند
I don't think it was an illusion, a clever deceit produced by scientists culling and stringent access modelling.
من فکر نمیکنم این یک توهم بود، یک فریب هوشمندانه که توسط دانشمندانی که در حال حذف و مدلسازی دسترسی دقیق هستند، ایجاد شده بود.
The Minke whales, which are numerous should be culled because they are impeding the recovery of the endangered Blue Whale.
نهنگهای مینک که تعدادشان زیاد است، باید معدوم شوند زیرا مانع از بازیابی نهنگ آبی در خطر انقراض میشوند.
یا از بین بردن هر درخت دیگری ممکن است به تغییر احساس لبه دار شدن کمک کند.
همه اینها از نامههای افرادی که قصد ثبت این رویداد را داشتند، جمعآوری شده است.
گلچین شامل 15 داستان است که از نقدهای ادبی استخراج شده است.
بزهایی که بزرگتر از حد متوسط هستند از گله حذف می شوند.
اسامی اعضای هیئت منصفه بالقوه از فهرست های ثبت نام رای دهندگان حذف می شوند.
در هر روز، او ممکن است 100 پیشنهاد برای یک نوار دریافت کند، که از آنها یک یا دو مورد را حذف می کند.
هاسکی ها به کشتن بهترین ورزشکاران غرب ادامه دادند و آنها را به سیاتل آوردند.
National newspapers cull their stories from all over the country - often indeed from all over the world.
روزنامه های ملی داستان های خود را از سراسر کشور - اغلب، در واقع، از سراسر جهان - جمع آوری می کنند.
بیش از دو میلیون گوسفند برای جلوگیری از گسترش بیماری تب برفکی معدوم شده اند.
طرح حذف تعداد زیادی بچه فوک خشم گروه های محیط زیست را برانگیخته است.
کشتار سالانه گوزن قرمز
او به سرزمین های عجیب و غریب رفت تا دستور پخت کتابش را تهیه کند.
گله های در حال رشد را قبل از تمام شدن غذا از بین ببرند
culling dead timber
حذف چوب مرده
برنامه تعدیل نیروها برای حذف 1000 شغل در نظر گرفته شده بود.
این شرکت 1900 نفر را از نیروی کار خود اخراج کرده است.
این کشتار تقریباً 15 درصد از 7000 کارمند را تحت تأثیر قرار خواهد داد.
a management/staff cull
جمع آوری مدیریت / کارکنان
harvest
محصول
جمع آوری
جمع آوری کنید
garner
گردآوری
pluck
چیدن
glean
انباشتن
accumulate
جمع کردن
amass
استخراج کردن
extract
گرفتن
به دست آوردن
گرد کردن
سوار کردن
درو
reap
انتخاب
وارد کردن
برش
جمع شدن در
قرعه کشی
ingather
انتخاب کنید
چمن زنی
کشیدن
حفر کردن
mow
استخراج
الک کردن
winnow
به خانه بیاور
sift
winnow
کاهش می یابد
رد کردن
پراکنده کردن
disperse
از هم پاشیدن
dissipate
تقسیم کنید
درج کنید
scatter
پایین بیاورند
insert
قرار دادن
جداگانه، مجزا
گسترش
گیاه
توزیع کردن
از دست دادن
خرج کردن
بازده
تسلیم شدن
رشد
surrender
سوء تفاهم
شکست
misunderstand
پیاده کردن
به هم ریختن
disassemble
از بین رفتن
disorganize
بی نظمی
بر هم زدن
رها کردن
disarrange
بذر
forfeit
دانه
relinquish
sow