simulation

base info - اطلاعات اولیه

simulation - شبیه سازی

noun - اسم

/ˌsɪmjuˈleɪʃn/

UK :

/ˌsɪmjuˈleɪʃn/

US :

family - خانواده
simulator
شبیه ساز
simulated
شبیه سازی شده
simulate
شبیه سازی کنید
google image
نتیجه جستجوی لغت [simulation] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [simulation] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [simulation] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [simulation] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [simulation] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [simulation] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [simulation] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [simulation] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [simulation] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [simulation] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [simulation] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [simulation] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [simulation] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [simulation] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [simulation] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [simulation] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [simulation] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [simulation] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [simulation] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [simulation] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [simulation] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [simulation] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [simulation] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [simulation] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [simulation] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [simulation] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [simulation] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [simulation] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [simulation] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [simulation] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [simulation] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [simulation] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [simulation] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [simulation] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [simulation] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [simulation] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [simulation] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [simulation] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [simulation] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [simulation] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [simulation] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [simulation] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [simulation] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [simulation] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [simulation] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [simulation] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [simulation] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [simulation] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [simulation] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [simulation] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [simulation] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [simulation] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [simulation] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [simulation] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [simulation] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [simulation] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [simulation] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [simulation] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [simulation] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [simulation] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [simulation] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [simulation] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [simulation] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [simulation] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [simulation] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [simulation] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [simulation] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [simulation] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [simulation] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [simulation] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [simulation] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [simulation] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [simulation] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [simulation] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [simulation] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [simulation] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [simulation] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [simulation] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [simulation] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [simulation] در گوگل
description - توضیح
  • the activity of producing conditions which are similar to real ones, especially in order to test something or the conditions that are produced


    فعالیت تولید شرایطی شبیه به شرایط واقعی، به ویژه برای آزمایش چیزی، یا شرایطی که ایجاد می شود.


  • فعالیت یا موقعیتی که شرایطی را ایجاد می کند که واقعی نیستند، اما به ظاهر واقعی هستند، به ویژه برای آزمایش چیزی استفاده می شود


  • مدلی از مجموعه ای از مشکلات یا رویدادهایی که می تواند برای آموزش به کسی استفاده شود که چگونه کاری را انجام دهد، یا فرآیند ساخت چنین مدلی

  • in football the act of pretending to have been fouled to try to win a penalty or free kick unfairly


    در فوتبال، عمل تظاهر به خطا برای بردن ناعادلانه یک پنالتی یا ضربه آزاد


  • مدلی از یک فعالیت واقعی که برای اهداف آموزشی یا حل یک مشکل ایجاد شده است


  • موقعیت یا رویدادی که واقعی به نظر می رسد اما واقعی نیست، به ویژه برای کمک به افراد برای مقابله با چنین موقعیت ها یا رویدادهایی استفاده می شود

  • the use of situations or events that seem real but are not real especially in order to help people deal with such situations or events


    استفاده از موقعیت ها یا رویدادهایی که واقعی به نظر می رسند اما واقعی نیستند، به ویژه برای کمک به افراد برای مقابله با چنین موقعیت ها یا رویدادهایی.

  • Biomorphs should interact, in the computer with a simulation of a hostile environment.


    بیومورف‌ها باید در رایانه با شبیه‌سازی یک محیط خصمانه تعامل داشته باشند.

  • Parallel distributed computing excels in perception visualization, and simulation.


    محاسبات توزیع شده موازی در ادراک، تجسم و شبیه سازی برتری دارد.

  • There are simulation and arcade modes, manager options to arrange defenses and order lineups.


    حالت‌های شبیه‌سازی و بازی، گزینه‌های مدیر برای ترتیب دادن دفاع‌ها و سفارش‌دهی ترکیب‌ها وجود دارد.

  • Pilots receive additional training by means of computer simulations.


    خلبانان آموزش های تکمیلی را با استفاده از شبیه سازی های کامپیوتری دریافت می کنند.

  • Visitors also can try out flying without leaving the ground by taking a flight simulation ride.


    بازدیدکنندگان همچنین می توانند با سوار شدن به شبیه سازی پرواز، پرواز بدون ترک زمین را امتحان کنند.

  • Simple simulations can be as effective for training purposes as more elaborate ones and can certainly be more cost effective.


    شبیه‌سازی‌های ساده می‌توانند به همان اندازه برای اهداف آموزشی موثر باشند و مطمئناً می‌توانند مقرون به صرفه‌تر باشند.

  • Simple simulations of archaeological excavations like Dig are particularly useful.


    شبیه سازی های ساده کاوش های باستان شناسی مانند Dig بسیار مفید است.

  • Consequently, they have been run as software simulations, often on supercomputers.


    در نتیجه، آنها به عنوان شبیه سازی نرم افزاری، اغلب بر روی ابر رایانه ها اجرا شده اند.

  • The diagrams are updated periodically during the course of the simulation.


    نمودارها به صورت دوره ای در طول شبیه سازی به روز می شوند.

example - مثال
  • a computer simulation of how the planet functions


    شبیه سازی کامپیوتری نحوه عملکرد سیاره

  • a simulation model


    یک مدل شبیه سازی

  • An important part of training is role-play and the simulation of court cases.


    بخش مهمی از آموزش، ایفای نقش و شبیه سازی پرونده های قضایی است.

  • the simulation of concern


    شبیه سازی نگرانی

  • Simulation models are used to predict earthquake patterns.


    از مدل های شبیه سازی برای پیش بینی الگوهای زلزله استفاده می شود.

  • The pilot's skills are tested through simulation.


    مهارت های خلبان از طریق شبیه سازی آزمایش می شود.

  • To test the model under different conditions, it is necessary to run simulations on a computer.


    برای آزمایش مدل در شرایط مختلف، لازم است شبیه سازی ها بر روی کامپیوتر اجرا شود.

  • a virtual reality simulation of a moon landing


    شبیه سازی واقعیت مجازی از فرود روی ماه

  • The manager prepared a computer simulation of likely sales performance for the rest of the year.


    مدیر یک شبیه سازی کامپیوتری از عملکرد احتمالی فروش برای بقیه سال آماده کرد.

  • Young should have been booked for simulation, not awarded a penalty.


    یانگ باید برای شبیه سازی کارت زرد می گرفت نه پنالتی.

  • Astronauts are trained using space flight simulation.


    فضانوردان با استفاده از شبیه سازی پرواز فضایی آموزش می بینند.

  • If we can make mistakes in a simulation that keep you from making mistakes in the real world that definitely saves lives.


    اگر بتوانیم در یک شبیه‌سازی اشتباه کنیم که شما را از اشتباه کردن در دنیای واقعی باز دارد، قطعاً زندگی‌ها را نجات می‌دهد.

  • They are carrying out a detailed simulation of how their plan would work.


    آنها در حال انجام یک شبیه سازی دقیق از نحوه عملکرد برنامه خود هستند.

  • a computer simulation


    یک شبیه سازی کامپیوتری

  • The evaluation of the various design options was done through simulation.


    ارزیابی گزینه های مختلف طراحی از طریق شبیه سازی انجام شد.

synonyms - مترادف
  • reproduction


    تولید مثل

  • replica


    المثنی، کپی دقیق


  • کپی 🀄

  • imitation


    تقلید

  • facsimile


    فاکس

  • duplicate


    تکراری

  • likeness


    شباهت

  • duplication


    تکثیر. مضاعف شدن


  • مدل

  • clone


    شبیه

  • replication


    همانند سازی


  • تصویر

  • counterfeit


    تقلبی

  • sham


    شام

  • fake


    جعلی


  • بازتاب

  • mirroring


    آینه کاری


  • همخوانی داشتن

  • paralleling


    موازی کردن

  • recreation


    تفریحی

  • mock-up


    مدل آزمایشگاهی، ماکت


  • کپی کربن

  • virtual reality


    واقعیت مجازی

  • dummy


    ساختگی


  • نمایندگی

  • miniature


    مینیاتوری


  • کربن

  • simulacrum


    شبیه سازی

  • mock


    مسخره کردن

  • effigy


    تجسم

  • reduplication


    تکرار

antonyms - متضاد

  • تفاوت


  • اصلی


  • واقعیت


  • مقابل

  • dissimilarity


    عدم شباهت

  • unlikeness


    بی شباهت

  • prototype


    نمونه اولیه

  • archetype


    الگو، نمونه اولیه

  • entity


    وجود، موجودیت


  • الگو


  • مدل


  • منبع

  • origination


    پیدایش


  • چیز واقعی

  • reverse


    معکوس

  • seriousness


    جدیت

  • solemnity


    تشریفات

لغت پیشنهادی

brightening

لغت پیشنهادی

worth

لغت پیشنهادی

garrison