simulation
simulation - شبیه سازی
noun - اسم
UK :
US :
شبیه ساز
شبیه سازی شده
شبیه سازی کنید
the activity of producing conditions which are similar to real ones, especially in order to test something or the conditions that are produced
فعالیت تولید شرایطی شبیه به شرایط واقعی، به ویژه برای آزمایش چیزی، یا شرایطی که ایجاد می شود.
an activity or situation that produces conditions which are not real but have the appearance of being real used especially for testing something
فعالیت یا موقعیتی که شرایطی را ایجاد می کند که واقعی نیستند، اما به ظاهر واقعی هستند، به ویژه برای آزمایش چیزی استفاده می شود
a model of a set of problems or events that can be used to teach someone how to do something or the process of making such a model
مدلی از مجموعه ای از مشکلات یا رویدادهایی که می تواند برای آموزش به کسی استفاده شود که چگونه کاری را انجام دهد، یا فرآیند ساخت چنین مدلی
در فوتبال، عمل تظاهر به خطا برای بردن ناعادلانه یک پنالتی یا ضربه آزاد
مدلی از یک فعالیت واقعی که برای اهداف آموزشی یا حل یک مشکل ایجاد شده است
a situation or event that seems real but is not real used especially in order to help people deal with such situations or events
موقعیت یا رویدادی که واقعی به نظر می رسد اما واقعی نیست، به ویژه برای کمک به افراد برای مقابله با چنین موقعیت ها یا رویدادهایی استفاده می شود
the use of situations or events that seem real but are not real especially in order to help people deal with such situations or events
استفاده از موقعیت ها یا رویدادهایی که واقعی به نظر می رسند اما واقعی نیستند، به ویژه برای کمک به افراد برای مقابله با چنین موقعیت ها یا رویدادهایی.
بیومورفها باید در رایانه با شبیهسازی یک محیط خصمانه تعامل داشته باشند.
Parallel distributed computing excels in perception visualization, and simulation.
محاسبات توزیع شده موازی در ادراک، تجسم و شبیه سازی برتری دارد.
حالتهای شبیهسازی و بازی، گزینههای مدیر برای ترتیب دادن دفاعها و سفارشدهی ترکیبها وجود دارد.
خلبانان آموزش های تکمیلی را با استفاده از شبیه سازی های کامپیوتری دریافت می کنند.
بازدیدکنندگان همچنین می توانند با سوار شدن به شبیه سازی پرواز، پرواز بدون ترک زمین را امتحان کنند.
Simple simulations can be as effective for training purposes as more elaborate ones and can certainly be more cost effective.
شبیهسازیهای ساده میتوانند به همان اندازه برای اهداف آموزشی موثر باشند و مطمئناً میتوانند مقرون به صرفهتر باشند.
Simple simulations of archaeological excavations like Dig are particularly useful.
شبیه سازی های ساده کاوش های باستان شناسی مانند Dig بسیار مفید است.
در نتیجه، آنها به عنوان شبیه سازی نرم افزاری، اغلب بر روی ابر رایانه ها اجرا شده اند.
نمودارها به صورت دوره ای در طول شبیه سازی به روز می شوند.
شبیه سازی کامپیوتری نحوه عملکرد سیاره
یک مدل شبیه سازی
بخش مهمی از آموزش، ایفای نقش و شبیه سازی پرونده های قضایی است.
شبیه سازی نگرانی
از مدل های شبیه سازی برای پیش بینی الگوهای زلزله استفاده می شود.
مهارت های خلبان از طریق شبیه سازی آزمایش می شود.
برای آزمایش مدل در شرایط مختلف، لازم است شبیه سازی ها بر روی کامپیوتر اجرا شود.
شبیه سازی واقعیت مجازی از فرود روی ماه
مدیر یک شبیه سازی کامپیوتری از عملکرد احتمالی فروش برای بقیه سال آماده کرد.
یانگ باید برای شبیه سازی کارت زرد می گرفت نه پنالتی.
فضانوردان با استفاده از شبیه سازی پرواز فضایی آموزش می بینند.
If we can make mistakes in a simulation that keep you from making mistakes in the real world that definitely saves lives.
اگر بتوانیم در یک شبیهسازی اشتباه کنیم که شما را از اشتباه کردن در دنیای واقعی باز دارد، قطعاً زندگیها را نجات میدهد.
آنها در حال انجام یک شبیه سازی دقیق از نحوه عملکرد برنامه خود هستند.
یک شبیه سازی کامپیوتری
ارزیابی گزینه های مختلف طراحی از طریق شبیه سازی انجام شد.
reproduction
تولید مثل
replica
المثنی، کپی دقیق
کپی 🀄
imitation
تقلید
facsimile
فاکس
duplicate
تکراری
likeness
شباهت
duplication
تکثیر. مضاعف شدن
مدل
clone
شبیه
replication
همانند سازی
تصویر
counterfeit
تقلبی
sham
شام
fake
جعلی
بازتاب
mirroring
آینه کاری
همخوانی داشتن
paralleling
موازی کردن
recreation
تفریحی
mock-up
مدل آزمایشگاهی، ماکت
کپی کربن
virtual reality
واقعیت مجازی
dummy
ساختگی
نمایندگی
miniature
مینیاتوری
کربن
simulacrum
شبیه سازی
mock
مسخره کردن
effigy
تجسم
reduplication
تکرار
تفاوت
اصلی
واقعیت
مقابل
dissimilarity
عدم شباهت
unlikeness
بی شباهت
prototype
نمونه اولیه
archetype
الگو، نمونه اولیه
entity
وجود، موجودیت
الگو
مدل
منبع
origination
پیدایش
چیز واقعی
reverse
معکوس
seriousness
جدیت
solemnity
تشریفات
