subsidize
subsidize - یارانه دادن
verb - فعل
UK :
US :
یارانه
اگر دولت یا سازمانی به یک شرکت، فعالیت و غیره یارانه بدهد، بخشی از هزینه های آن را پرداخت می کند
اگر دولت یا سازمانی به یک شرکت، فعالیت و غیره یارانه بدهد، بخشی از هزینه را می پردازد
پرداخت بخشی از هزینه چیزی
to give money to a person or an organization in order to pay part of the cost of something that they do or make
دادن پول به شخص یا سازمانی برای پرداخت بخشی از هزینه کاری که انجام می دهد یا می سازد
Underlying the candidates' commuter campaigning is the fact that much of their air travel is subsidized.
زیربنای تبلیغات رفت و آمد نامزدها این واقعیت است که بیشتر سفرهای هوایی آنها یارانه است.
He is the nominee of the Reform Party a secretive organization he invented, subsidizes and controls for his own purposes.
او نامزد حزب اصلاحات است، سازمانی مخفی که او اختراع کرده، یارانه می دهد و برای اهداف خود کنترل می کند.
Eighty-five cents of every dollar spent on irrigation features would be subsidized by power revenues.
هشتاد و پنج سنت از هر دلاری که برای ویژگیهای آبیاری هزینه میشود، توسط درآمدهای برق تامین میشود.
بسیاری از مراکز مهدکودک توسط شهر یارانه می گیرند.
It may be desirable to spend what could otherwise be dole money on temporarily subsidizing lame ducks to ease the transition.
ممکن است مطلوب باشد که در غیر این صورت پولی را صرف پرداخت یارانه موقت به اردک های لنگ برای تسهیل این انتقال کنیم.
بسیاری از شرکت ها برای وعده های غذایی کارگران خود یارانه می دهند.
سیاستمداران ممکن است در مورد یارانه دادن به مشاغل سودآور متعلق به مولتی میلیونرها تردید داشته باشند.
Cohen said she subsidizes the cost of the newspaper with money she makes writing for Web sites and trade publications.
کوهن گفت که با پولی که برای وب سایت ها و نشریات تجاری می نویسد، به هزینه روزنامه کمک می کند.
شورای شهر به ارکستر محلی کمک مالی می کند.
If the government wishes to raise tax revenue in order to subsidize the poor it should levy a tax on films.
اگر دولت می خواهد درآمد مالیاتی را افزایش دهد تا به فقرا یارانه بدهد، باید از فیلم ها مالیات بگیرد.
In effect Washington was subsidizing the Wilson government to pursue policies which the latter wished to pursue in any case.
در واقع، واشنگتن به دولت ویلسون کمک مالی میکرد تا سیاستهایی را که دولت ویلسون در هر صورت میخواست دنبال کند، دنبال کند.
پروژه های مسکن با یارانه دولت است.
او دیگر حاضر نیست به قمار او یارانه بدهد.
50 پوند به آموزش یک نوجوان بیکار کمک می کند.
پناهندگان در خانه های یارانه ای که توسط مقامات تهیه شده است زندگی می کنند.
مالیات دهندگان نباید به زمین گلف یارانه بدهند.
مستاجرین در آپارتمان های یارانه ای فدرال زندگی می کنند.
افراد فاقد بیمه اغلب به دنبال مراقبت های اضطراری در بیمارستان ها هستند که در نهایت توسط مالیات دهندگان یارانه پرداخت می شود.
The supported employment programme subsidises employers so they can pay staff the going rate for the job.
برنامه اشتغال مورد حمایت به کارفرمایان یارانه پرداخت می کند تا آنها بتوانند نرخ ادامه کار را به کارکنان بپردازند.
Government subsidization of the industry has been heavily criticized.
یارانه دولت به این صنعت به شدت مورد انتقاد قرار گرفته است.
ژاپن یکی از یارانه دهندگان سنگین صنعت ماهیگیری خود است.
دارایی، مالیه، سرمایه گذاری
سرمایه
underwrite
پذیره نویسی
حمایت کردن
capitaliseUK
capitaliseUK
capitalizeUS
سرمایه گذاری ایالات متحده
sponsor
حامی
بازگشت
bankroll
سرمایه گذاری
endow
وقف کردن
کمک
کمک کند
تکیه گاه
buttress
کمک به
سرمایه گذاری در
نگاه داشتن
سهام
پول دادن به
ترویج
فرشته
angel
مشارکت
کمک مالی به
حمایت کند
گرابستک
grubstake
آب میوه
پرداخت یارانه به
سر پا نگهداشتن
تامین سرمایه برای
prop up
تامین مالی برای
defund
بازپرداخت
disendow
از بین بردن
disapprove
رد کردن
صدمه
گرفتن
برداشت بودجه
پایان دادن به بودجه
decapitalize
از سرمایه خارج کردن
withdraw backing
عقب نشینی
neglect
بی توجهی
discourage
دلسرد کردن
انکار
اعتراض
مخالف بودن
مخالفت کنند
تسلیم شدن
زنگ تفريح
renege
خودداری کنید
نگاه داشتن
withhold
باطل کردن
وتو
invalidate
تماس بگیرید
veto