appropriation
appropriation - تخصیص
noun - اسم
UK :
US :
the process of saving money for a special purpose or the money that is saved, especially by a business or government
فرآیند پس انداز پول برای یک هدف خاص، یا پولی که به ویژه توسط یک تجارت یا دولت پس انداز می شود
عمل به دست گرفتن کنترل چیزی بدون درخواست اجازه
استفاده رسمی از پول برای یک هدف خاص یا مقدار پولی که استفاده می شود
the act of taking control of something especially by a government perhaps against the wishes of the owners
عمل به دست گرفتن کنترل چیزی، به ویژه توسط یک دولت، شاید برخلاف میل مالکان
عمل برداشتن چیزی برای استفاده خود، معمولاً بدون اجازه
the act of taking something such as an idea custom or style from a group or culture that you are not a member of and using it yourself
عمل گرفتن چیزی مانند یک ایده، رسم یا سبک از یک گروه یا فرهنگی که شما عضو آن نیستید و خودتان از آن استفاده می کنید.
مقدار پولی که برای یک هدف خاص استفاده می شود
مقدار پولی که به طور جداگانه برای استفاده برای یک هدف خاص نگهداری می شود. توسط یک دولت
مبلغی که برای یک هدف خاص استفاده می شود
عمل گرفتن چیزی که به شخص دیگری تعلق دارد
برگزار شد که تخصیصی وجود دارد.
The politics of the issue have become deeply entwined in the process of wrapping up annual appropriations bills.
سیاست این موضوع عمیقاً در فرآیند جمعبندی لوایح تخصیص سالانه درگیر شده است.
Congress has ever been niggardly when little or no evidence of electoral sentiment is presented to justify more generous appropriations.
زمانی که شواهد کمی از احساسات انتخاباتی برای توجیه تخصیصهای سخاوتمندانهتر ارائه میشود، کنگره همیشه بخل ورزیده است.
Congress left itself the option of forbidding line-item vetoes of major program appropriations, such as funding more Stealth bombers.
کنگره این گزینه را برای خود باقی گذاشت که وتوی آیتم های خطی تخصیص برنامه های اصلی، مانند تأمین بودجه بیشتر بمب افکن های Stealth را ممنوع کند.
این نمایشگاه بر تخصیص عکسهای پیکاسو بهعنوان پایهای برای کارهایش متمرکز است.
مابه التفاوت از طریق تخصیص اعتبارات صندوق عمومی دولت جبران می شود.
تصاحب غیر صادقانه اموال
شرکت فیلمسازی از آنها به دلیل تصاحب یک شخصیت کارتونی شکایت کرد.
نشستی برای بحث در مورد تخصیص بودجه
تخصیص 20000 پوند برای پرداخت بدهی
نویسنده به تصاحب داستان خود توسط یک فیلمساز آماتور اعتراض کرد.
ظهور فرهنگ جهانی هیپ هاپ مسائل مربوط به تملک نژادی و فرهنگی را مطرح می کند.
این کمیته 10000 پوند اختصاص داد.
به این بنیاد قول افزایش هفت درصدی داده شد تا اعتبارات خود را به 2.07 میلیارد دلار برساند.
شورای شهر با اختصاص 10000 دلار برای کاشت درخت موافقت کرد.
Campus leaders are seeking an emergency appropriation of roughly $25 million mostly for repairs to neglected buildings.
رهبران پردیس به دنبال تخصیص اضطراری تقریباً 25 میلیون دلاری هستند که عمدتاً برای تعمیرات ساختمان های نادیده گرفته شده است.
اعتبارات جدید برای ارتش فقط اندکی رشد خواهد کرد.
The demonstrators called on the government to speed up the appropriation of land from large estate owners and hand it over to the poor.
تظاهرکنندگان از دولت خواستند تا تصاحب زمین از صاحبان املاک بزرگ را تسریع بخشد و آن را به فقرا تحویل دهد.
The Securities and Futures Authority yesterday expelled a former director of the brokerage for dishonest appropriation of client assets.
سازمان اوراق بهادار و آتی روز گذشته یکی از مدیران سابق این کارگزاری را به دلیل «تصرف نادرست از دارایی های مشتری» اخراج کرد.
seizure
seizure
expropriation
سلب مالکیت
commandeering
فرماندهی
confiscation
مصادره
takeover
به عهده گرفتن
arrogation
استکبار ستیزی
usurpation
غصب
annexation
انضمام
taking
گرفتن
detainer
بازداشت کننده
preemption
پیشدستی
فرض
توقیف
impoundment
فاصله گرفتن
sequestration
درخواست
taking away
حذف
impounding
تصرف کردن
requisitioning
بازپس گیری
removal
آدم ربایی
مزاحمت
requisition
disseisin
grabbing
مصادره شدن
seizing
نقطه
repossession
قاپیدن
abduction
پیوست
distrainment
disseisin
forfeiture
poind
snatch
attachment