attain
attain - به دست آوردن
verb - فعل
UK :
US :
حصول
دست نیافتنی
موفق شدن در رسیدن به چیزی پس از تلاش طولانی مدت
برای رسیدن به یک سطح خاص، سن، اندازه و غیره
رسیدن یا موفقیت در بدست آوردن چیزی
برای دستیابی به چیزی که انجام یا به دست آوردن آن دشوار است
هنگام مهاجرت، پرندگان ممکن است به ارتفاع سه هزار متر یا بیشتر برسند.
She mounted the bike and wobbled precariously for several yards before attaining a kind of equilibrium along Small's Wynd and disappearing.
او دوچرخه را سوار شد و چند یاردی به طور نامطمئن تکان خورد و سپس به نوعی تعادل در امتداد اسمالز ویند دست یافت و ناپدید شد.
بالن سوارها به ارتفاع 33000 پا رسیدند.
Howard attracted many gifted people who have subsequently attained leadership roles in the Salvation Army.
هوارد افراد با استعداد بسیاری را جذب کرد که متعاقباً به نقش های رهبری در ارتش رستگاری دست یافتند.
I would tell them that they could attain levels of quality and customer satisfaction greater than they had ever imagined.
من به آنها می گویم که می توانند به سطوحی از کیفیت و رضایت مشتری بیشتر از آنچه تصور می کردند دست یابند.
Often in fact Gandhi was more interested in improving the human means than in attaining political ends.
اغلب، در واقع، گاندی بیشتر به بهبود ابزار انسانی علاقه مند بود تا رسیدن به اهداف سیاسی.
Together with this person you can attain results far more spectacular than either of you could achieve alone.
همراه با این شخص، می توانید به نتایجی بسیار دیدنی تر از آنچه که هر یک از شما به تنهایی می توانستید به دست آورید، برسید.
آخرین مدل قادر به دستیابی به سرعت بیش از 300 کیلومتر در ساعت است.
ژان آرتور قبل از رسیدن به ستاره شدن، یک دهه کار کرد.
هنگامی که مین در سال 1820 به مقام ایالتی دست یافت، بسیاری از مناطق داخلی ناآرام بود.
Supervisors encourage you to set goals that stretch you but are achievable, and then reward you for attaining them.
سرپرستان شما را تشویق میکنند تا اهدافی را تعیین کنید که به شما کمک میکنند اما قابل دستیابی هستند و سپس برای دستیابی به آنها به شما پاداش میدهند.
اکثر دانشآموزان ما در امتحانات خود پنج نمره A را کسب کردند.
ما فقط متقاضیانی را در نظر می گیریم که به سطح بالایی از پیشرفت تحصیلی دست یافته اند.
attain (a) degree/standard/level/proficiency/mastery
رسیدن به (الف) مدرک/استاندارد/سطح/مهارت/تسلط
یوزپلنگ می تواند به سرعت 97 کیلومتر در ساعت برسد.
او بالاترین نمره را در امتحانات موسیقی خود کسب کرده است.
ما باید بهترین راه ها را برای دستیابی به اهداف / اهداف خود شناسایی کنیم.
India attained independence in 1947, after decades of struggle.
هند پس از دهه ها مبارزه در سال 1947 به استقلال دست یافت.
برای دستیابی به رفاه عاطفی به امنیت مالی نیاز دارید.
شما باید اهدافی را مشخص و قابل دستیابی تعیین کنید.
آبیولا زندگی خود را برای دستیابی به عدالت عهد کرد.
گرفتن
کسب کردن
به دست آوردن
پیروزی
بدست آوردن
امن است
تهیه کنند
procure
برآورده کردن
fulfilUK
گردآوری
garner
فهم
grasp
زمین
نمره
قرعه کشی
دريافت كردن
مناسب
جمع آوری کنید
تاسيس كردن
جمع آوری
قلاب
hook
ورود به سیستم
log
خالص
درو
reap
جمع کردن
amass
کیسه
گیره
چیدن
clinch
اصابت
glean
گیر
تسخیر
snag
conquer
forfeit
از دست دادن
رها کردن
رفتن
depart
کویر
شکست
صدمه
چشم پوشی
ترک کردن
سوء تفاهم
بی توجهی
misunderstand
خرج کردن
neglect
تسلیم شدن
بازده
surrender
کم آوردن
دست برداشتن از
صرف نظر کردن
متوقف کردن
زباله
relinquish
کناره گیری
مکث
renounce
رد کردن
forgo
گودال
دور انداختن
forsake
dump
abdicate
halt
ditch
discard