rework
rework - دوباره کاری کردن
verb - فعل
UK :
US :
برای ایجاد تغییرات در چیزی مانند موسیقی یا یک قطعه نوشته
ایجاد تغییراتی در چیزی به طوری که بتوان دوباره از آن استفاده کرد یا برای استفاده خاصی مناسب تر باشد
تصحیح اشتباهات یا عیوب در چیزی
برای انجام دوباره یک محاسبه
to change a speech or a piece of writing in order to improve it or make it more suitable for a particular purpose
تغییر گفتار یا نوشته ای به منظور بهبود آن یا مناسب تر ساختن آن برای هدفی خاص
to change a speech other writing or a drawing to make it better or more suitable for a particular purpose
برای تغییر گفتار، نوشته های دیگر، یا نقاشی به منظور بهتر یا مناسب تر کردن آن برای یک هدف خاص
ایجاد تغییراتی در محاسبات هزینه ها، قیمت ها و غیره به منظور دقیق تر کردن آنها
ایجاد تغییراتی در قانون، سند و غیره به منظور مؤثرتر، مناسبتر یا دقیقتر کردن آن
ایجاد تغییراتی در ماشین یا قطعه ای از تجهیزات به منظور اصلاح عیوب در آن
‚ÄĘ The structure itself had changed little since 1976, though there was considerable reworking and transport of fine sediment by earthworms.
خود ساختار از سال 1976 تغییر چندانی نکرده بود، اگرچه عملیات مجدد و انتقال قابل توجهی رسوبات ریز توسط کرم های خاکی انجام شد.
او به آنها گفت: هیچ چیز خوبی را نمی توان بدون دوباره کاری تمام کرد.
‚ÄĘ The reworking of another artist's work-by appropriation or erasure-has been identified as a postmodern preoccupation.
ÄĘ بازسازی اثر یک هنرمند دیگر - با تصاحب یا پاک کردن - به عنوان یک دغدغه پست مدرن شناخته شده است.
‚ÄĘ The play very moral in tone throughout is a reworking of the theme of the return of the prodigal son.
این نمایشنامه با لحن بسیار اخلاقی در سرتاسر، بازسازی مضمون بازگشت پسر ولگرد است.
‚ÄĘ The calm presence of an empathetic parent allows a child to rework some of these images on her own.
حضور آرام یک والدین همدل به کودک این امکان را می دهد که برخی از این تصاویر را به تنهایی بازسازی کند.
‚ÄĘ Barr's schema was provisional, and although he did later rework the plan he made no major revisions.
طرح بار موقتی بود، و اگرچه او بعداً طرح را دوباره کار کرد، هیچ تجدیدنظر عمده ای انجام نداد.
انجام این کار ما را قادر می سازد تا این چیزها را دوباره کار کرده و آنها را در اختیار داشته باشیم.
We’re constantly reworking our old songs.
ما دائماً آهنگ های قدیمی خود را بازسازی می کنیم.
او به کار دوباره این قسمت از نقاشی ادامه داد.
او سخنرانی خود را برای مخاطبان جوان تر کار کرد.
The Irish low-cost airline will present a reworked subsidy package as part of its appeal against the ruling.
شرکت هواپیمایی ارزان قیمت ایرلندی به عنوان بخشی از درخواست تجدیدنظر خود علیه این حکم، بسته یارانه ای را ارائه خواهد کرد.
ما در حال حاضر در حال بازنگری کل بودجه پروژه هستیم.
در صورت تصویب لایحه تجدیدنظر شده برای رای گیری در مجلس برمی گردد.
خودروهای بازسازی شده طی چهار هفته آینده آزمایش خواهند شد.
edit
ویرایش کنید
redraft
طرح مجدد
revamp
اصلاح کردن
revise
تجدید نظر کنید
سازگار شدن
amend
اصلاح
emend
دوباره ترسیم کنید
redraw
بازنویسی
rephrase
تغییر شکل دادن
reshape
تغییر دهید
reword
تغییر دادن
rewrite
تغییر
به روز رسانی
درست
modify
تکرار
rescript
دوباره انجام دهید
update
تنظیم مجدد
بهتر کردن
rehash
کپی-ویرایش
recast
refashion
redo
افزایش دهد
rearrange
rejig
پالودن
copy-edit
اشکال زدایی
refashion
تنظیم کنید
rectify
rejig
refine
debug
ثابت
یخ زدگی
تنظیم
stabiliseUK
stabiliseUK
stabilizeUS
stabilizeUS
ruin
خراب کردن
از بین رفتن
صدمه
spoil
از بین بردن
worsen
بدتر شود
خسارت
زنگ تفريح
harm
تنها گذاشتن
نگاه داشتن
ماندن
حفظ
زخمی کردن
injure
رد کردن
بی نظمی
بر هم زدن
چشم پوشی
disarrange
اقامت کردن
راکد ماندن
به هم ریختن
پراکنده کردن
stagnate
مزاحم
disorganize
نامناسب
disperse
scatter
disturb
unfit
