rework

base info - اطلاعات اولیه

rework - دوباره کاری کردن

verb - فعل

/ˌriːˈwɜːrk/

UK :

/ˌriːˈwɜːk/

US :

family - خانواده
work
کار کردن
workaholic
معتاد به کار
worker
کارگر
working
کار می کند
workings
قابل اجرا
workable
غیر قابل اجرا
unworkable
بیش از حد کار کرده
overworked
---
google image
نتیجه جستجوی لغت [rework] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rework] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rework] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rework] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rework] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rework] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rework] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rework] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rework] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rework] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rework] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rework] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rework] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rework] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rework] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rework] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rework] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rework] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rework] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rework] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rework] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rework] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rework] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rework] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rework] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rework] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rework] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rework] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rework] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rework] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rework] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rework] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rework] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rework] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rework] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rework] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rework] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rework] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rework] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rework] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rework] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rework] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rework] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rework] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rework] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rework] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rework] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rework] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rework] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rework] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rework] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rework] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rework] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rework] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rework] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rework] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rework] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rework] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rework] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rework] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rework] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rework] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rework] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rework] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rework] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rework] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rework] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rework] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rework] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rework] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rework] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rework] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rework] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rework] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rework] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rework] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rework] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rework] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rework] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rework] در گوگل
description - توضیح

  • برای ایجاد تغییرات در چیزی مانند موسیقی یا یک قطعه نوشته


  • ایجاد تغییراتی در چیزی به طوری که بتوان دوباره از آن استفاده کرد یا برای استفاده خاصی مناسب تر باشد

  • to correct mistakes or faults in something


    تصحیح اشتباهات یا عیوب در چیزی

  • to do a calculation again


    برای انجام دوباره یک محاسبه


  • تغییر گفتار یا نوشته ای به منظور بهبود آن یا مناسب تر ساختن آن برای هدفی خاص


  • برای تغییر گفتار، نوشته های دیگر، یا نقاشی به منظور بهتر یا مناسب تر کردن آن برای یک هدف خاص

  • to make changes to calculations of costs, prices, etc. in order to make them more accurate


    ایجاد تغییراتی در محاسبات هزینه ها، قیمت ها و غیره به منظور دقیق تر کردن آنها

  • to make changes to a law document etc. in order to make it more effective suitable, or accurate


    ایجاد تغییراتی در قانون، سند و غیره به منظور مؤثرتر، مناسب‌تر یا دقیق‌تر کردن آن


  • ایجاد تغییراتی در ماشین یا قطعه ای از تجهیزات به منظور اصلاح عیوب در آن

  • ‚ÄĘ The structure itself had changed little since 1976, though there was considerable reworking and transport of fine sediment by earthworms.


    خود ساختار از سال 1976 تغییر چندانی نکرده بود، اگرچه عملیات مجدد و انتقال قابل توجهی رسوبات ریز توسط کرم های خاکی انجام شد.

  • ‚ÄĘ Nothing fine could be finished without reworking, he told them.


    او به آنها گفت: هیچ چیز خوبی را نمی توان بدون دوباره کاری تمام کرد.

  • ‚ÄĘ The reworking of another artist's work-by appropriation or erasure-has been identified as a postmodern preoccupation.


    ÄĘ بازسازی اثر یک هنرمند دیگر - با تصاحب یا پاک کردن - به عنوان یک دغدغه پست مدرن شناخته شده است.

  • ‚ÄĘ The play very moral in tone throughout is a reworking of the theme of the return of the prodigal son.


    این نمایشنامه با لحن بسیار اخلاقی در سرتاسر، بازسازی مضمون بازگشت پسر ولگرد است.

  • ‚ÄĘ The calm presence of an empathetic parent allows a child to rework some of these images on her own.


    حضور آرام یک والدین همدل به کودک این امکان را می دهد که برخی از این تصاویر را به تنهایی بازسازی کند.

  • ‚ÄĘ Barr's schema was provisional, and although he did later rework the plan he made no major revisions.


    طرح بار موقتی بود، و اگرچه او بعداً طرح را دوباره کار کرد، هیچ تجدیدنظر عمده ای انجام نداد.

  • ‚ÄĘ Doing so enables us to rework these things and possess them.


    انجام این کار ما را قادر می سازد تا این چیزها را دوباره کار کرده و آنها را در اختیار داشته باشیم.

example - مثال
  • We’re constantly reworking our old songs.


    ما دائماً آهنگ های قدیمی خود را بازسازی می کنیم.

  • She kept reworking this area of the painting.


    او به کار دوباره این قسمت از نقاشی ادامه داد.

  • She reworked her speech for a younger audience.


    او سخنرانی خود را برای مخاطبان جوان تر کار کرد.

  • The Irish low-cost airline will present a reworked subsidy package as part of its appeal against the ruling.


    شرکت هواپیمایی ارزان قیمت ایرلندی به عنوان بخشی از درخواست تجدیدنظر خود علیه این حکم، بسته یارانه ای را ارائه خواهد کرد.

  • We are currently reworking the entire project budget.


    ما در حال حاضر در حال بازنگری کل بودجه پروژه هستیم.

  • If the reworked bill is approved, it will come back for an Assembly vote.


    در صورت تصویب لایحه تجدیدنظر شده برای رای گیری در مجلس برمی گردد.

  • The reworked cars will be tested over the next four weeks.


    خودروهای بازسازی شده طی چهار هفته آینده آزمایش خواهند شد.

synonyms - مترادف
  • edit


    ویرایش کنید

  • redraft


    طرح مجدد

  • revamp


    اصلاح کردن

  • revise


    تجدید نظر کنید


  • سازگار شدن

  • amend


    اصلاح

  • emend


    دوباره ترسیم کنید

  • redraw


    بازنویسی

  • rephrase


    تغییر شکل دادن

  • reshape


    تغییر دهید

  • reword


    تغییر دادن

  • rewrite


    تغییر


  • به روز رسانی


  • درست

  • modify


    تکرار

  • rescript


    دوباره انجام دهید

  • update


    تنظیم مجدد


  • بهتر کردن

  • rehash


    کپی-ویرایش

  • recast


    refashion

  • redo


    افزایش دهد

  • rearrange


    rejig


  • پالودن

  • copy-edit


    اشکال زدایی

  • refashion


    تنظیم کنید

  • rectify



  • rejig


  • refine


  • debug



antonyms - متضاد
  • fix


    ثابت


  • یخ زدگی

  • set


    تنظیم

  • stabiliseUK


    stabiliseUK

  • stabilizeUS


    stabilizeUS

  • ruin


    خراب کردن


  • از بین رفتن


  • صدمه

  • spoil


    از بین بردن

  • worsen


    بدتر شود


  • خسارت


  • زنگ تفريح

  • harm


    تنها گذاشتن


  • نگاه داشتن


  • ماندن


  • حفظ


  • زخمی کردن

  • injure


    رد کردن


  • بی نظمی


  • بر هم زدن


  • چشم پوشی

  • disarrange


    اقامت کردن


  • راکد ماندن


  • به هم ریختن


  • پراکنده کردن

  • stagnate


    مزاحم

  • disorganize


    نامناسب

  • disperse


  • scatter


  • disturb


  • unfit


لغت پیشنهادی

principled

لغت پیشنهادی

mode

لغت پیشنهادی

unabridged